حواسمون به جنگ شناختی نبود که از اون داریم ضربه می خوریم ؟!
پایان یک پیمان
آتش زبانه میکشید و فریاد مردم، آسمان را از ندای انتقام و خونخواهی پر کرده بود. در میان جمعیت، صدها برگه دستبهدست میشد، برگههایی که نماد تفاهمنامه ایران و آمریکا بود، اما سرنوشت آن برگهها چیزی جز تکهتکه شدن و سوختن در شعلههای خشم ملت نبود.
مردم، آن تفاهمنامه را بهصورت نمادین به آتش سپردند تا به مسئولان بفهمانند با عهدی که وفایی در آن نیست، باید همان کرد که خودشان کردند، باید آن را چنان از میان برد که گویی هرگز وجود نداشته است. پیمانی که حرمتش شکسته شود، دیگر ارزشی ندارد.
این مردم از همان روز نخست، سنگر خیابان را حفظ کردند؛ نه برای مذاکره، نه برای گلایه از مشکلات داخلی. آنان آمدهاند برای خونخواهی، برای ایستادگی، برای به پایان رساندن راهی که با خون شهیدان روشن شده و تا آخر خواهند ایستاد؛ چرا که به وعده رهبر شهیدشان ایمان دارند که همین مردم، خود، کار را تمام خواهند کرد؛ انشاءالله.
✍سرکار خانم ف. زارعشاهی
#سرای_اهل_قلم_میبد
#اختصاصی_ماه_قصهها