eitaa logo
کتابخانه مرکزی دانشگاه قم
1.6هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
61 ویدیو
909 فایل
تلفن : 02532103324 ایمیل: @gmail.com" rel="nofollow" target="_blank">lib.qom.university@gmail.com ارتباط با ادمین : @amirdadgar آیدی بخش امانت: @libmoradi تلفن بخش امانت: 02532103325 پایان نامه ها: ؛ 02532103327 @Pnuamani مدیر کتابخانه: @aa_ahmadloo جستجو در کتابخانه: https://slib.qom.ac.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
❇️جلسه هشتم❇️ 🔴گفتارهایی در روش تحقیق و پایان نامه نویسی🔴 ✅ مدرس: دکتر مهدی محمدی عضو هیات علمی دانشگاه قم به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی و جهت آشنایی دانشجویان با اصول روش تحقیق و پژوهش ، قصد داریم جلساتی آموزشی (آفلاین) را با تدریس دکتر مهدی محمدی عضو هیات علمی گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه قم در کانال قرار دهیم. لازم به ذکر است دسترسی به این فایل های از طریق لینک های ارسالی امکان پذیر بوده و به دلیل حجم زیاد امکان آپلود آن در کانال کتابخانه مرکزی مقدور نبوده و هر روز یک لینک در کانال کتابخانه مرکزی قرار خواهد گرفت مطالب مطرح شده در جلسه هشتم: آشنایی با سرقت ادبی احلاق پژوهش نرم‌افزارهای مشابهت یابی لینک دسترسی به جلسه هشتم: http://uupload.ir/view/ky9c_جلسه_هشتم_سرقت_علمی_و_معرفی_نرم‌افزارهای_مشابهت_یابی.mp4/ http://uupload.ir/view/.mp4/
: خاطرات مستر همفر خاطرات مستر همفر عنوان کتابی است که به شرح خاطرات مِستِر همفر مامور دولت بریتانیا در کشورهای اسلامی در قرن ۱۸ میلادی پرداخته و به تشریح نقش او در شکل‌گیری دیدگاه وهابیت در کشورهای مسلمان می‌پردازد. او در این کتاب از مأموریتش به کشورهای مصر ، عراق ، ایران، حجاز و استانبول مرکز خلافت عثمانی می گوید و هدفش از این مأموریت را که جمع آوری اطلاعات کافی به منظور جستجوی راه های درهم شکستن مسلمانان و نفوذ استعماری در ممالک اسلامی است بیان کرده و از مسائلی که در این مأموریت برای او پیش می آید، یاد می کند. مطالعه این کتاب جهت پی بردن به نقشه های روباه پیر انگلستان در پیدایش وهابیت و برای غلبه بر مسلمین و همچنین شناخت راه های نفوذ غرب به جهان اسلام و برای عبرت گرفتن و دشمن شناسی لازم است .
برای گوش دادن به فایل صوتی کتاب مستر همفر به این پست: https://eitaa.com/qomlibrary/6252 مراجعه نمایید. ❇️❇️❇️بخشی از فصل چهارم کتاب: 🔴هنگامی که به بصره رسیدم به مسجدی رفتم که امامت آن را شخصی از نژاد عرب به نام شیخ عمر طایی برعهده داشت با او آشنا شدم و به او اظهار محبّت کردم، امّا او از نخستین دیدار به من شک کرد و جستجوی از اصل و نسبم و تمام ویژگیهایم را آغاز نمود، به گمانم رنگ و لهجه ام شیخ را مردّد کرده بود امّا توانستم از این تنگنا بگریزم به این صورت که خود را از مردم «اغدیر ترکیه» و شاگرد شیخ احمد در استانبول معرفی کردم و گفتم: که در مغازه خالد، نجاری می کردم... و اطلاعاتی را که از هنگام اقامت در ترکیه داشتم برای او بیان کردم در ضمن چند جمله به زبان ترکی گفتم شیخ با چشم به یکی از حاضران اشاره کرد تا بداند آیا من ترکی را به درستی می دانم یا نه؟ او نیز با اشاره چشم جواب مثبت داد و من شادمان شدم که توانسته ام توجّه شیخ را به خودم جلب نمایم امّا این گمان من سرابی فریبنده بود زیرا چند روز بعد دریافتم که شیخ همچنان به من بدگمان است و می پندارد که من جاسوس ترکیه هستم این بدان سبب بوده که شیخ با استاندار که از طرف سلطان (عثمانی) منصوب بود سر ناسازگاری داشت، آنها نسبت به هم بدبین بودند و یکدیگر را متّهم می کردند.