💢مثنویخوانی
🔸جلسه هفتگی شرح مثنوی مولانا
🔹استاد: علی حیدری یساولی
🔸زمان: شنبهها ساعت۱۹
🔹جلسه یازدهم: شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱
🔻مکان: قم، انتهای خیابان دورشهر، نبش میدان رسالت
موسسه آموزش عالی طلوعمهر
🔹حضور برای عموم علاقهمندان بلامانع است
کانون نویسندگان قم
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
💢کانون نویسندگان قم و دفتر مهارتافزایی طلوع مهر برگزار میکنند
⬅️ سیوپنجمین دوره کلاسهای آموزشی
🔸خواهران برادران
🔸 ویرایش رایانهای
مدرس: استاد علی کسرائیان
🔸 زمان ثبت نام: تا۲۰بهمن ۱۴۰۱
❇️ ثبت نام: غیر حضوری از طریق لینک:
https://evand.com/events/kanoonnevisanegan35
شمارههای تماس و مسیرهای ارتباط مجازی
🔸کانون نویسندگان قم: ۳۷۸۳۱۴۲۱
🔸دفتر مهارتافزایی طلوع مهر ۳۲۶۱۴۰۷۰
🔸آیدی ارتباط با کانون:
@kanooneqom
🔸آیدی ارتباط با دفتر مهارتافزایی طلوع مهر:
@Toloumehr
🔹شبکههای اجتماعی: تلگرام و ایتا
@kanoonnevisandeganqom
🔹سایت:
www.qomqalam.ir
🔸محل برگزاری کلاسها: ابتدای بلوار امین، کوچه شماره یک، فرعی یک(کوچه سازمان آب) پلاک۵۲
💢کانون نویسندگان قم
💢موسسه آموزش عالی طلوع مهر
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
💢سادهنویسی
نویسندهٔ ماهر، از دو جملهٔ هممعنا که یکی ساده است و دیگری کمی پیچیده اما زیبا، اولی را برمیگزیند و عطای دومی را به لقای آن میبخشد. حتی اگر زیبایی و شیوایی را خواستار باشیم، باید بدانیم که سادگی و روانی، طبیعیترین اصل زیبانویسی است؛ زیرا نوشتاری که هموار و بیگیروگره است، چنان گرموگیراست که نیاز چندانی به آرایهها و بزکهای لفظی ندارد. طبیعی ساختنِ سخن، منتهای صنعتگری است و نویسنده تا اندیشهٔ بسیار نکند، سخن، طبیعی نتواند گفت. کلام باید عادی به نظر آید و مأنوس باشد. الفاظ و عبارات هر چه معمولتر و به اذهان نزدیکتر، بهتر. سخن باید چنان طبیعی باشد که هر کس بشنود، گمان کند، خود میتواند چنین بگوید.
رضا بابایی
کانون نویسندگان قم
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
💢 كاربرد نابجا
رضا بابایی
دقت و باریكبینی در معنا و نسبت میان كلمات، از بایستههای درستنویسی است. گاهی كلمات در معنای خود به كار نمیروند و گاهی در جای خود نمینشینند. برخی كلماتی كه گاهی در معنا یا در جای خود به كار نمیروند، به این قرار است:
ـ تقدیر، به معنای اندازهگیری یا ارزیابی است، نه قدردانی.
ـ تحكیم، به معنای حكم دادن و داوری است، نه استوار كردن.
ـ تجلیل، به معنای انداختن جُلّ بر پشت چارپا است، نه بزرگداشت.
ـ پایمردی، به معنای وساطت و شفاعت است، نه پایداری.
ـ بهانه، به معنای دلیل ناقص و سست است، نه مناسبت. بنابراین این جمله درست نیست: «به بهانۀ تولد ابن سینا، اول اردیبهشت را روز پزشك نامیدهاند.»
ـ پیرامون، به معنای اطراف و در مقابل كانون است. بنابراین «پیرامون ادبیات» یعنی حواشی و حومۀ ادبیات، نه «دربارۀ ادبیات».
ـ تا، برای بیان مقصد و هدف است، نه نتیجه و حاصل قهری. بنابراین جملۀ زیر نیاز به ویرایش دارد:
«آنقدر غذا خورد تا مریض شد.» زیرا كسی به هدف بیماری، پرخوری نمیكند؛ ولی نتیجۀ قهری آن، همین است. صورت صحیح جمله اینگونه است: «آنقدر غذا خورد كه مریض شد.»
ـ فراری، یعنی آنكه فرار میكند یا كرده است. بنابراین جملۀ « نباید بچهها را از مدرسه فراری داد» درست است، نه جملۀ « نباید بچهها را از مدرسه فراری كرد.»
ـ درب، عربی و به معنای «در بزرگ = درواز» است. بنابراین به جای «درب خانه» یا «درب قوطی» یا «درب مغازه» باید «در خانه» و ... گفت. ناصر خسرو: «انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس.»
ـ اضافۀ اسم به حروف، جایز نیست.
غلط: كتاب من جدای از من نیست.
درست: كتاب من جدا از من نیست.
ـ عبارت «لازم به ذكر است» ساختاری مشوش دارد و باید به جای آن از عبارتهایی مانند «شایان ذكر است»، «گفتنی است»، «ناگفته نماند»، «باید افزود» استفاده شود.
ـ رهنمون، صفت فاعلی و به معنای راهنما است؛ اما برخی آن را در معنای «راهنمایی»(مصدر) بهكار برده، مینویسند: «او ما را به سوی هدف رهنمون كرد.» درست آن است كه بنویسیم: «او ما را به سوی هدف رهنمون گشت.» بنابراین «رهنمون» را در جایی میتوانیم استفاده كنیم كه بتوانیم جای آن كلمۀ «راهنما» را بگذاریم.
ـ كنكاش، به معنای مشورت و رایزنی است، نه كاوش.
ـ پسوند «شناسی»(logi) پس از تركیب با برخی اسمها، آنها را تبدیل به نام دانشهای خاصی میكند؛ مانند روانشناسی، جامعهشناسی، زیستشناسی و حافظشناسی. مشكل اینگونه تركیبها این است كه نمیتوان با اتصال «یای نسبت» به آنها صفت ساخت. برای ساختن صفت نسبی از آنها باید یكی از دو كار زیر را كرد:
یك. به جای «یای نسب» از دیگر ادات نسبت استفاده شود؛ مثلا جامعهشناسانه یا جامعهشناسیك.
دو. «شناسی» تبدیل به «شناخت» شده، یای نسبت به آن متصل گردد: جامعهشناختی، معرفتشناختی.
پسوند «شناخت» در متون كهن كاربرد داشته و دقیقا به معنای «شناسی» به كار میرفته است. اكنون نیز گاهی در همین معنا به كار میرود: قرآنشناخت = قرآنشناسی؛ هنرشناخت = هنرشناسی.
نكتۀ مهم در تركیبهای فوق، این است كه بدانیم تركیبهایی مانند حافظشناسی یا جامعهشناسی، اسماند؛ اما تركیبهای جامعهشناختی یا جامعهشناسانه یا جامعهشناسیك، صفتاند. مثلا در جملۀ زیر، «جامعهشناسی» اسم، و «دینشناختی» صفت «نظریهها» است: «جامعهشناسی، بستر مناسبی برای تحول نظریههای دینشناختی است.» در این جمله، جای «دینشناختی» میتوان تركیب «دینشناسانه» را گذاشت؛ اما نمیتوان از آمیزۀ «دینشناسی» استقاده كرد.
ـ «گزار» و «گذار» را نباید به جای یكدیگر به كار برد. «گزاردن» به معنای ادا كردن و بهجای آوردن كاری است؛ مانند نمازگزار، حجگزار، خدمتگزار، پاسخگزار، سپاسگزار، حقگزار.
حافظ: فرض ایزد بگزاریم و به كس بد نكنیم... مستان تو خواهم كه گزارند نمازم... چه باشد حق نعمت میگزارم...
معنای دیگر «گزاردن» گزارش كردن یا گزارهسازی است؛ مانند مثالهای زیر:
خوابگزار: كسی كه خواب را تعبیر یا تبدیل به گزاره میكند.
گلهگزار: كسی كه گلایههای خود را به زبان میآورد.
خبرگزار: كسی كه خبر گزارش میكند.
پیغامگزاز: كسی كه پیامی را بیان میكند.
سخنگزار: سخنور
اما «گذار» از مصدر «گذاشتن» یا «گذراندن» به معنای نهادن یا عبور كردن است؛ مانند بنیانگذار، تأثیرگذار، رهگذار، گشتوگذار.
کانون نویسندگان قم
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
💢مثنویخوانی
🔸جلسه هفتگی شرح مثنوی مولانا
🔹استاد: علی حیدری یساولی
🔹جلسه دوازدهم: یکشنبه ۲۳بهمن ۱۴۰۱
ساعت۱۹
🔻مکان: قم، انتهای خیابان دورشهر، نبش میدان رسالت
موسسه آموزش عالی طلوعمهر
🔹حضور برای عموم علاقهمندان بلامانع است
کانون نویسندگان قم
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
هدایت شده از بنیاد قمپژوهی
💠 ویراستار رسالههای عملیه
✍️ ابوالفضل طریقهدار
حدود ٢۵ سال پیش از بیت مرحوم آیتالله بهجت از بنده خواستند قسمتی از رساله عملیه آن عالم ربانی را ویرایش کنم. قبلا برای فهم احکام روزمره خود، به رساله رجوع میکردم، ولی هیچگاه به نثر و نگارش و جمله بندیهای آن توجه نداشتم. تقریبا همه رسالههای مراجع معاصر را جمعآوری کردم و پی بردم که نثر آنها یکسان است. همین انگیزهای شد که تاریخچه رسالههای عملیه را دنبال کنم.
در صدر اسلام و روزگار امامان به رساله عملیه نیاز نبود، چون مردم مستقیما مسائل مورد نیاز خود را ازحضرات معصومان میشنیدند. پس از غیبت کبری فقیهان و محدثانی چون شیخ صدوق و شیخ طوسی کتابهایی بدون استدلالهای فقهی و فقط به انگیزه رفع نیاز مردم عادی نگاشتند. اما به زبان فارسی در این مورد کتابی نبود. تا اینکه در زمان صفویه شیخ بهایی (وفات 1031ق) اولین رساله عملیه فارسی را با نام «جامع عباسی» تدوین کرد. بعد از آن آیتالله حاجی محمد ابراهیم کرباسی (وفات 1261ق) رساله «نخبه» را نوشت. سپس آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی (وفات 1365ق) رسالهای به زبان فارسی به نام «ذخیره الصالحین» منتشر کرد.
تا اینکه به روزگار معاصر یعنی زمان مرجعیت آیتالله العظمی سیدحسین بروجردی (وفات 1340ش) رسیدیم .ایشان به کمک مشاوران خردمند خود از جمله علامه علی اصغر کرباسچیان به این فکر افتادند که برای فارسی زبانان رساله عملیهای به نثر روان بنویسند. از این رو کتاب «جامع الفروع» خود را که فارسی بود به منظور روانسازی و ویرایش در اختیار گذاشتند. آقای کرباسچیان - که خود اندیشه مدرن داشت و از موسسان مدرسههای علوی و نیکان است - این رساله را برداشت و به سراغ ویراستاری فهیم و اهل پژوهش و قلم یعنی استاد علیاصغر فقیهی رفت. از اینجا به بعد را از زبان خود استاد فقیهی بشنویم:
یک روز در خانه ما را زدند. باز کردم. روحانی محترمی دیدم که با خوشرویی سلام کرد و گفت: من کرباسچیان هستم. خدمت آیتالله العظمی بروجردی بودیم. صحبت از این شد که این رسالههای عملیه را مردم عادی نمیفهمند باید نثر آن ساده شود. دوستانم شما را معرفی کردهاند؛ چون درسهای حوزوی را خواندهاید و استاد زبان فارسی هم هستید و به قلم روان مینویسید. «آقا» دستور این کار را دادهاند. من پذیرفتم و با علاقه مشغول شدم و آن را به فارسی روان درآوردم. شمارهبندی هم کردم. آقای کرباسچیان نام «توضیح المسائل» را بر آن نهاد. (زندگینامه و خدمات علمی فقیهی، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ص۶۶)
اکنون پس از هفتاد سال همه رسالههای عملیه امروزین، محصول کار سترگی است که استاد علیاصغر فقیهی انجام داده است. وی در قم به دنیا آمد. تحصیلات حوزوی خود را تا سطوح عالی در همین شهر گذراند. سپس به دانشگاه تهران رفت و اساتید درجه اول آن زمان چون: دکتر محمود شهابی، بدیعالزمان فروزانفر، استاد محمد معین گذراند. سپس به قم بازگشت و سالیان سال در دبیرستان حکیم نظامی (امام صادقع امروز) به عنوان دبیر و استاد برجسته تدریس کرد. آثار او همچون «آل بویه»، «تاریخ مذهبی قم»، «تاریخ و عقاید وهابیان»، «ترجمه نهجالبلاغه» و «دستور زبان فارسی»، مورد رجوع پژوهشگران است.
این پژوهشگر، نویسنده و ویراستار برجسته، به سال ١٣٨٢ ش در شهر خود - قم - در نود سالگی درگذشت. قبر او در حرم حضرت معصومهس و در کنار شهید مفتح است.
۱۴۰۱/۱۱/۲۴
🌐http://www.qompajoohi.ir
🆔 telegram.me/qompajoohi
https://eitaa.com/ghompajoohi
💢برای «که» بنویسیم؟
نوشتن، «ارتباط کتبی» با خوانندۀ اثر است و کلام تو، وسیلۀ ارتباط.
اگر مقصودت به خواننده منتقل نشود، چه فایده؟ اگر با مخاطب، نتوانی رابطه برقرار کنی، از نوشتن چه سود؟
پس، شناخت مخاطب ضروری است. اینکه بدانی با چه کس رویارویی،
خوانندگان سخن و شعر و مقاله و داستانت چه کسانیاند؟
بُرد و تأثیر نوشتهات تا چه حد است؟ اصلاً میخوانند یا فقط تو مینویسی؟ میخرند، یا فقط تو چاپ میکنی؟ میفهمند، یا تو فقط صفحه پر میکنی؟
ادبیات کودکان هم از همین مقوله است.
بسیارند کسانی که برای «کودک» مطلب مینویسند، اما دنیای کودک را نشناختهاند.
و بسیارند کسانی که شاعر شعر کودکانند، اما فضای کودکانه در شعرشان نیست، هر چند الفاظ بچگانه به کار برند.
یعنی: مهم، شناخت حوزه واژههای کودکانه و دنیای خاص کودکان است و به زبان آنان و متناسب با فهم و درک و زمینۀ آنان سخن گفتن.
کتابی هم که برای کودکان نوشته میشود، کافی نیست که فقط نامش کودکانه باشد یا تصاویر رنگیاش برای این قشر و «گروه سنی» گیرا و جاذب باشد. مفاهیم و محتوا را هم باید لحاظ کرد.
باری... وقتی مینویسید، تصور کنید خوانندگان خویش را (از قشرها و گروههای مختلف) که روبروی شما نشستهاند و با آنان حرف میزنی. «ارتباط مستقیم»!...
مردم، امروز به چه چیزهایی نیاز دارند؟
خواستار چه مطالبی هستند؟
کدام مطالب و پیامها و نوشتهها و تحقیقها، برای امروز زندگیشان و زندگی امروزشان، کارساز و راهگشا و مفید است و از خواندن، بهره میبرند؟...
به راستی اگر این جهات در نظر نباشد، در «خلأ» نوشتن، و برای تودههای انبوهی از «خوانندگان نامشخص» و نمیدانم در کجا و در چه سن و با چه شرایط نوشتن، چه دردی را دوا میکند؟
ناگفته نماند که: کار ادبی و هنری و شعر، قدری باید ایهامها و ابهامها و رمز و راز و کنایه و تشبیه و توصیف و استعاره و زبان چند بعدی و قالب فوق عادی و سطح فوق معمولی و... داشته باشد. ولی تا چه حد؟...
آیا حتی به قیمت تبدیل ادب و شعر و هنر، به ابزاری بیاستفاده برای مردم؟ و به بهای بیمشتری و بیمستمع ماندن دستاوردهای ادبی و شعری؟
اگر بنا باشد «ادبیات» به صحنۀ زندگی هم بیاید و در متن حیات مردم جاری و ساری باشد، به معنای از دست دادن وجهه و صبغۀ ظریف و جالب و جاذب «صناعات» لفظی و معنوی نیست.
اما... نباید فراموش کرد که کار قلمی، برای مردم و در خدمت حق و در ارتباط با خلق است. فاصلهها را باید پر کرد، تا «ارتباط متقابل» میسور گردد.
🔹 جواد محدثی، کتاب «با اهل قلم»
کانون نویسندگان قم
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
🔸رئیس کانون نویسندگان قم مطرح کرد؛
🔸تلاش کانون نویسندگان قم برای ارتقای کمّی و کیفی دورههای آموزشی
۱۹ دی: حجت الاسلام والمسلمین بنایی گفت: توسعه و تنوعبخشی به فعالیتهای آموزشی کانون نویسندگان قم و نیز بهبود کمّی و کیفی دورههای آموزشی و برگزاری کلاسهای مجازی در سطوح مختلف و توجه به موضوعات روز مورد نیاز هنرجویان را در دستور کار داریم.
نشست هماندیشی مدیران و اساتید کانون نویسندگان قم، در دانشگاه طلوع مهر قم برگزار شد.
کانون نویسندگان قم با بیست وپنج سال سابقه در امر آموزش و تربیت نوقلمان گامهای استوار و ارزشمندی را در جهت تقویت و تربیت افراد فرهیخته در حوزه نویسندگی برداشته است و با برگزاری سی و چهار دوره کلاسهای آموزشی در تمام فصول سال در طی ربع قرن توانسته نقش مهمی در ارتقای جایگاه اصحاب قلم و فرهنگ استان قم ایفا نماید. کانون نویسندگان قم هم اکنون در حال برگزاری سی و پنجمین دوره این کلاسها در ترم دوم سال تحصیلی جاری میباشد.
به همین منظور اعضای هیئت موسس و اساتید فرهیخته کانون نویسندگان قم گرد هم آمدند تا پس از پایان سی و چهارمین دوره کلاسهای کانون، طی جلسهای به بررسی کم و کیف کلاسها و آموزشهای کانون بپردازند و نظرات و راهکارهای موثر خود را برای ارتقای کیفی آموزشها و هدفمند کردن آنها و افزایش انگیزه هنرآموزان به شرکت در دورههای آموزشی کانون بیان نمایند و راهکارهای خود جهت توانمندسازی فعالیتهای این مجموعه برای دورههای آتی را ارائه کنند.
در آغاز جلسه آقای هادی ربانی عضو هیئت مدیره کانون گفت:...
ادامه خبر را اینجا بخوانید:
http://qomqalam.ir/1401-11/
💠 فایدههای ویرایش
✍️ ابوالفضل طریقهدار
ویرایش از چند جهت، برای خواننده و نیز خود ویراستار، سودمند است؛ به اختصار به آنها اشاره میکنم:
یک. ازدیاد علاقه به کتاب: ویراستار با ذوق و دانش خود در امر مهندسی کتاب، میکوشد شوق خواننده را بیشتر کند. اثر آشفته و پرغلط، حوصله خواننده را سر میبرد و از انرژی و علاقه او میکاهد.
دو. بالا رفتن سطح معلومات خود ویراستار: خدمتگزاران واژهها و جملههای کتاب، در قبال خدمت به مولفان و آثارشان، از معلومات آنان نیز بهره میگیرند و در این مسیر، استادان بیمزد و مواجبی دارند.
سه. نیکنامی: نام و خاطره نیکی که از ویراستار در ذهن صاحبان اثر، ناشران و خوانندگان در ازای محصول خوب میماند، غیر قابل انکار است.
چهار. تامین معاش: ویراستاری، حرفه و شغل فرهنگی است و ویراستار در کنار خدمت به اهالی کتاب و فرهنگ، گوشهای از قتصاد خانوادهاش را هم تامین میکند.
۱۴۰۱/۱۱/۲۷
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom
💢مثنویخوانی
🔸جلسه هفتگی شرح مثنوی مولانا
🔹استاد: علی حیدری یساولی
🔹جلسه سیزدهم: یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۱
ساعت۱۹
🔻مکان: قم، انتهای خیابان دورشهر، نبش میدان رسالت
موسسه آموزش عالی طلوعمهر
🔹حضور برای عموم علاقهمندان بلامانع است
کانون نویسندگان قم
https://eitaa.com/kanoonnevisandeganqom