هدایت شده از انجمن بیکاران کتابخون
صحرای کربلا، چطور بعد این همه سال از غصه ترک برنداشتی؟ زمینت چطور بعد اینهمه اشک و خون، آروم آروم فرو نپاشید؟ چطور این همه غم رو توی خودت جای دادی؟ به من بگو، بگو به من.
کلمه ندارم، احساس میجوشه و کلمه ساکته، نمیدونم. کرب و بلاست دیگه، کرب و بلا.
کلمه دارم، احساس میجوشه و کلمه گیر گرده. زمستون، زمستون توی گلوم گیر کرده. خیلی گرمه.
#خزعبلات