هدایت شده از living kills
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ریحانه(باکی) میتونی خودتو با این بکشی
غلط مصطلح
مثل لالاییست در گوش خلایق، شیونم
عاقبت خود را میان شهر، آتش میزنم
ساده بودم، فکر میکردم حراست کردهام
با خطوط دفترم از مرزهای میهنم
از تمام دلخوشیهای جهان دل کندهام
روز و شب چشمانتظار لحظهی جان کندنم
باز در آیینه تصویرم کمی ناآشناست
از صدای خویش میپرسم که این آیا منم؟!
از تب عشق است یا داغ برادر کاین چوناین
مثل مرغی در تنور افتاده میسوزد تنم؟
رد پای بوسهی یار است یا خون رفیق
لکهی سرخی که جا ماندهست بر پیراهنم
بار، سنگین است و من کمطاقت و دنیا حسود
خم شدن را عار میدانم، دعا کن بشکنم
محمدرضا طاهری