غلط مصطلح
دوستان هیچ نکردند و رسیدند به تو من به دنبال تو میگردم و سرگردانم
حالا شما بخندید ولی من وقتی اینو فرستادم اشک تو چشمام جمع شده بود.
وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
من به جای دگر افتادم و دل جای دگر
یک دو روز دگر از لطف به بالین من آی
که من امروزِ دگر دارم و فردایِ دگر
غالباً تلخی جان کندن من خواست طبیب
که به جز صبر نفرمود مداوای دگر
پا نهم پیش، که نزدیک تو آیم لیکن
از تحیّر نتوانم که نهم پای دگر
با من آن کرد به یک بار تماشای رُخت
که مرا یاد نیاید ز تماشای دگر
اگر اینست پریشانی ذرّات وجود
کاش! هر ذرّه شود خاک به صحرای دگر
پیش از این داشت هلالی سر سودای کسی
دید چون زلف تو، افتاد به سودای دگر
هدایت شده از مَشعوف؛
علی پوستین دوزچای-اخر.mp3
زمان:
حجم:
1.6M
استکان را گرفتم و گفتم
شاید این چایِ آخرم باشد...
شما زمانی متوجه میزان آزادی بیان در جوامع مختلف میشید که میگید از صدای چاووشی خوشم نمیاد.