eitaa logo
ربط عاشقی 🇵🇸
3.2هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
109 فایل
ربط دل من و تو ربط عاشقی‌ست/اینجا سخن ز کهتر و مهتر نمی‌رود رهبرحکیم انقلاب ۹۲/۲/۲ بانوان ستاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان اصفهان ارتباط با ادمین: @jebhe97
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 یک رهبـر به تمـام معـنا 🔹امام غیر از آنکه یک فقیه، مربی و مرجع تقلید هستند، به تمام معنا یک "رهبــــــــر" است و کسانی که با ایشان از نزدیک آشنا باشند، این خصلت‌های ویژه رهبری را به‌ خوبی در ایشان می‌یابند. 🔸من از سال هزاروسیصدوبیست‌وپنج خدمت امام بوده‌ام، با ایشان آشنا شده‌ام و از این آشنایی تا حال، سی‌وچهار سال می‌گذرد. 🔹در طول این دو سال اخیر که ما در نشیب و فرازهای انقلاب در خدمت ایشان بودیم و صحبت می‌کردیم و تصمیم می‌گرفتیم، ویژگی‌های یک رهبر را بهتر می‌توانستم در ایشان بشناسم و بیابم و ببینم. ✅ امام به حق رهبری است با بینش عالی و وسیع، رفتاری پُرجاذبه و قاطعیت کم‌نظیر، با سعه‌صدر فراوان و بلنداندیشی و با آمادگی برای هر نوع فداکاری و خدا اندیشی عارفانه؛ 🔺 چون امام سابقه مطالعات عرفانی ارزنده و همچنین سابقه سیر و سلوک اخلاقی ارزنده‌ای دارند. ❇️ بنابراین امام را یک شخصیت برجسته می‌یابم که در شکل دادن به انقلاب اسلامی و در حفظ اصالت و هویت انقلاب، نقش بسیار تعیین کننده داشته‌اند. 📚سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های آیت‌الله شهید دکتر سید محمد حسینی بهشتی، ج ۳، ص ۶۵۸ @rabteasheghi
مجموعه 🇮🇷راه استمرار انقلاب 🇮🇷مهمترین ویژگی انقلاب 🇮🇷چرا انقلاب اسلامی براى چه انقلاب كرديم و چرا اسمش را انقلاب اسلامى گذاشتيم؟ چرا امام اجازه نداد در كنار اين اسم بگوييم جمهورى دموكراتيك اسلامى؟ صبغه اصلى اين انقلاب اسلاميت است. مردم جان دادند، زندان رفتند، شهيد دادند و شكنجه ديدند براى اينكه اسلام تحقق پيدا كند نه هوس‌هاى اين و آن. براى حفظ اين ارزش‌ها هم از هيچ چيز نمی‌گذشت اين استراتژى امام بود؛ روش او آن چیزی بود که پيغمبر اكرم و اميرالمؤمنين و ساير ائمه(صلوات الله علیهم اجمعین) داشتند، مگر امام می‌خواست چيز جديدى بياورد؟ 🔸قرآن می‌فرمايد: «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ»(قلم، ۹)؛ یعنی كفار خيلى دلشان می‌خواست يک مقدار نرمش به خرج بدهى تا آن‌ها با تو نرمش كنند ولى اگر اینچنین می‏كردى اسمت از انبياء حذف می‌شد! مگر تو آمدى كه سازش كنى؟ 📖جامعه و تاریخ درقرآن ▪️مرحوم علامه مصباح یزدی @rabteasheghi
6.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 رهبر انقلاب در دیدار رئیس و اعضای شورای رهبری حماس: 🔹شما بر رژیم صهیونیستی و در واقع بر آمریکا غلبه کردید و به لطف خداوند نگذاشتید آنها به هیچ‌یک از اهداف خود برسند. ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ @rabteasheghi
🚩 اخبار مجموعه 🇮🇷 🔖 ویژه برنامه‌های دهه فجر ۱۴۰۳ 🌸 جشن حضور تا ظهور 🌸 ⛺️ ویژه برنامه‌های حضور تا ظهور 🌐 با برنامه‌های متنوع جانبی 🔻 🎮 بازی‌های جذاب ps 🔫 مسابقات تیراندازی با تفنگ بادی 🥅 فوتبال دستی 🚀 ابر بازی‌های جذاب 💳 بازارچه محلی محصولات خانگی 👥 پاتوق گفتگو با حضور کارشناسان 🪘 غرفه خدمت‌رسانی و مشاوره 🧩 غرفه کودکان با بازی‌های جورواجور 🎨 غرفه نقاشی و جایزه 🤓 عینک سه بعدی 🌐 غرفه جهاد تبیین و دشمن‌شناسی ☕️ پذیرایی 📆 ۲۰ لغایت ۲۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ 🛣 پیاده‌روی مقابل ترمینال کاوه ••┈┈┈┈••✾••┈┈┈┈•• 🔰 با ما همراه باشید.‌‌.. 🏳 🚩 @emamhasannews 🚩 @pemamhasanh14kh 🚩 @hosnagroup_irاینستاگرام 🚩 🚩 eitaa.com/sayad_news 🚩 rubika.ir/sayad_news 🚩 https://t.me/sayad_news @rabteasheghi
ربط عاشقی 🇵🇸
🌱بسم الله قاصم الجبارین🌱 📖داستان کوتاه "رهایی" ✍️به قلم: ش. شیردشت‌زاده قسمت سوم ساعت نداشتم؛ ولی
🌱بسم الله قاصم الجبارین🌱 📖داستان کوتاه "رهایی" ✍️به قلم: ش. شیردشت‌زاده قسمت چهارم *** نمی‌دونم وقتی موشک به ساختمون خورد چند نفر داخلش بودن؛ اولش فکر می‌کردم فقط منم که زیر آوارم. ولی کم‌کم، صداهایی می‌اومد که نشون می‌داد تنها نیستم. نمی‌دونم بار چندم که محمد رو صدا زدم، یه صدای ضعیفی از دور شنیدم که ناله کرد. نمی‌دونم با چقدر فاصله؛ ولی می‌دونم از پایین پاهام بود، سمت چپ. صدای یه زن بود؛ شایدم یه دختر. حتما تازه به‌هوش اومده بود. بلندتر گفتم: الله اکبر و لله الحمد! دوباره صدای ناله اومد و ناله‌ش بلندتر شد. من هم با همه رمقی که توی اون گرد و خاک داشتم، داد زدم: کی اونجاست؟ صدای ناله یه زن جوون بود که داد زد: آاااخ! کمک! انگار وسط ناله کردن داشت گریه می‌کرد. گفتم: حالت خوبه؟ دوباره جیغ زد: نه...! کمکم کن... صداش آشنا بود. نفسش بین هر جیغی که می‌زد می‌برید. -کجایی؟ -نمی‌دونم. خودمم می‌دونستم سوال احمقانه‌ای پرسیدم. زیر آوار که آدم نمی‌دونه کجاست؛ فقط می‌دونه زیر آواره! گفتم: زخمی شدی؟ هق‌هق گریه می‌کرد. بین ناله‌هاش گفت: نمی‌دونم... شاید... درد... دارم... کمکم کن... یه نگاه به پاهای بی‌حسم زیر آوار کردم و یه نگاه به میلگردی که دست من و سر دخترمو بهم دوخته بود. گفتم: نمی‌تونم بیام. منم مثل تو گیر کردم. ضجه زد: کی میان کمکمون؟ بغضمو قورت دادم. بیست و چهار ساعت شده بود. شب بود و هیچکس نیومده بود. احتمالا ما وسط آوار بودیم؛ جایی که طول می‌کشید دست امدادگرها بهمون برسه. شایدم تعداد ما آدمای زیر آوار، از امدادگرها خیلی بیشتر بود. گفتم: نمی‌دونم... خیلی زود... زن دوباره جیغ زد: من باردارم! و بازم صدای گریه‌ش زیر آوار پیچید و مثل پتک خورد تو فرق سر من. همسایه واحد بالایی بود، اسمش چی بود... فکر کنم حنین... آره، حنین بود. گفتم: دردت بخاطر همینه؟ -فکر کنم... آره... آاااخ... -حنین گوش کن... منم. منو می‌شناسی؟ همسایه پایینی. چند لحظه ناله‌ش قطع شد. داشت فکر می‌کرد حتما. گفت: آااا... آره... خانم دکتر؟ -آره آره. نگران نباش عزیزم. این دردها طبیعیه، یکم تحمل کن. ان‌شاءالله با بچه‌ت زنده از اینجا میری بیرون. باشه؟ البته من به درستی حرفم مطمئن نبودم؛ اما حنین بین ناله‌هاش یه «باشه»ی شکسته گفت. تا جایی که می‌دونستم، زایمان اولش بود و ماه‌های آخرش. پرسیدم: گوش کن حنین، برام بگو جایی که هستی چطوریه؟ گیر افتادی؟ نفس‌نفس می‌زد. -آره... یه چیزی افتاده روی سینه‌م. نمی‌تونم تکون بخورم. خیلی سنگینه! کلمه آخریو با جیغ گفت. گفتم: دست و پات رو حس می‌کنی؟ می‌تونی تکونشون بدی؟ بازم یکم صبر کرد و بعد گفت: آ... آره... توی دلم خدا رو شکر کردم. -این خیلی خوبه حنین. فکر کنم آسیب جدی ندیدی. چیزی نگفت. گفتم: خب، خونریزی داری؟ -ن... نمی‌دونم... فکر کنم آره... -یعنی داره به دنیا میاد؟ دوباره صدای گریه‌ش اوج گرفت. -فکر کنم... خانم دکتر کمکم کن. دوست داشتم بهش بگم دکتر بودنم اینجا به هیچ دردی نمی‌خوره؛ من به هیچکدوم از بچه‌های خودمم نتونستم کمک کنم. گفتم: من نمی‌تونم بیام پیشت. ولی می‌تونم راهنماییت کنم، باشه؟ تو هم باید سعی کنی آروم باشی. می‌دونم سخته. -ب... باشه! -خیلی خب، حالا نفس عمیق بکش. فقط نفس عمیق بکش. البته، وقتی اینو گفتم، نمی‌دونستم چقدر هوا برای نفس کشیدن مونده. گفتم: برام دقیقا بگو چه حالی داری. حرکت جنین رو حس می‌کنی؟ -آره... می‌خواد... بیاد... بیرون... -خیلی عالیه که تو و بچه‌ت جون سالم به در بردین. نگران نباش، خب؟ این یه اتفاق طبیعیه. همه خانم‌ها تجربه‌ش می‌کنن. مشکلی نیست. زیر لب گفتم: همه تجربه‌ش می‌کنن. مثل خودم، دو هفته پیش. حنین نالید: مطمئنی؟ -آره عزیزم. مطمئن نبودم. همه خانم‌ها تجربه زایمان زیر آوار یا زیر بمبارون رو ندارن. این تجربه مال ماست، ما خانم‌های توی غزه. ادامه دارد... ⛔️کپی در هر صورت مورد رضایت نویسنده نیست⛔️ @rabteasheghi
🇮🇷 تا انقلاب مهدی(عجل‌الله تعالی‌فرجه‌الشریف) 🎊 ویژه برنامه‌های جشن‌های انقلاب و نیمه‌شعبان 🎉 همزمان در ۱۴ نقطه از میادین شهر اصفهان 🗓 ۲۰ تا ۲۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ ⏰ از ساعت ۱۸:۳۰ 🔅 به همت و مشارکت جمعی از مراکز فرهنگی، پایگاه‌های بسیج و مجموعه‌های تربیتی @rabteasheghi
ربط عاشقی 🇵🇸
🎬 تیزر نمایشگاه 😍 🔹نمایشگاه زاینده نور 🗓۲۱ تا ۲۵ بهمن ماه ✨ آماده‌اید پا به دنیایی از راز و روشنا
✨✨جشن بزرگ خانوادگی زاینده نور 📣 با حضور : خواننده محبوب استاد علیرضا افتخاری خواننده‌ بهروز مسائلی خواننده محمدرضا خوروش استندآپ کمدی سید محسن هاشمی و مجری توانمند مهدی ضیایی 🔥همراه با نورافشانی و آتش بازی 🔥 ساعت ۱۹ ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ خیابان سعادت آباد ، خیابان مصلی پارکینگ ورودی مصلی بزرگ امام خمینی(ره) ✨ ، حکایت یک ستاره دنباله‌دار 🆔 @zayandehnoor_ir 🌐www.zayandehnoor.ir @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💚 سربازان فتح قدس 🔻رهبر انقلاب، در دیدار شورای رهبری حماس: محصول همه این رنج‌ها و هزینه‌ها [در طوفان‌الأقصی] در نهایت پیروزی حق بر باطل بود و مردم غزه برای همه کسانی که دل در گرو مقاومت دارند، الگو شدند... به لطف خداوند آن روز فراخواهد رسید که همه شما با سربلندی تمام، موضوع قدس را برای دنیای اسلام حل کرده‌اید و آن روز قطعاً اتفاق خواهد افتاد. ۱۴۰۳/۱۱/۲۰ 📥 نسخه قابل چاپ @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا