🌷ولادت با سعادت حضرت علیاکبر (علیهالسلام) و روز جوان بر شما مبارک🌷
امام صادق (علیهالسلام):
لَستُ اُحِبُّ أن أرَى الشَّبابَ مِنكُم إلاّ غادِيا في حالَينِ : إمّا عالِما أو مُتَعَلِّما...
دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم: دانشمند يا دانشجو...
الأمالی للطوسی، ص۳۰۳
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪
18.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‹بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ›
این صــدای ملـت ایـران است
✊ گلبانگ تکبیر اللهاکبر
به شکرانه ۴۶سال عزت و افتخار جمهوری اسلامی ایران 🇮🇷🇮🇷🇮🇷
۲۱ بهمنماه ۱۴۰۳ ساعت ۲۱
همزمان در سراسر کشور✌️
#اللهاکبر
#فجر_انقلاب
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪
17.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ| ملّت مُتحـــد
راهپیمایی بیستودوّم بهمن، هر سال، مظهر اتّحاد ملّی در کشور ما است. ملّت بصیر و مسئولان خستگیناپذیر؛ این عامل است که مشکلات ما را برطرف میکند. مسئولان مشغولند، بحمدالله کارهایی دارند میکنند و بنده بسیار امیدوار هستم که همین دولت محترم بتواند مشکلات معیشتی مردم را لااقل کم کند و سختیها را برطرف کند.
۱۴۰۳/۱۱/۱۹
🇮🇷۴۶ سالگی انقلاب اسلامی ایران مبارک🇮🇷
#عید_ایران
#دهۀ_فجر
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪
📸 گزارش تصویری
💫 جلسه هفتگی مطالعه کتاب راه سوم
• ششمین جلسه پویش کتابخوانی
• پایان فصل اول کتاب 📙
• با ارائه سرکار خانم شریعتی
🗓 یکشنبه ۲۱ بهمنماه ۱۴۰۳
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪
ربط عاشقی 🇵🇸
🌱بسم الله قاصم الجبارین🌱 📖داستان کوتاه "رهایی" ✍️به قلم: ش. شیردشتزاده قسمت پنجم *** فکر کنم دو
🌱بسم الله قاصم الجبارین🌱
📖داستان کوتاه "رهایی"
✍️به قلم: ش. شیردشتزاده
قسمت ششم
***
خیلی سخت بود که صدای محمد رو بشنوم. هردومون بیحال بودیم و دیگه یادمون نبود کی اینجا گیر افتادیم. صداش ضعیف شده بود و من میتونستم خوشحال باشم که این بیحالی فقط بخاطر گرسنگیه، نه بخاطر جراحت شدید.
منتظر بودم بوی فساد نعشیِ جسدهای دورم اذیتم کنه؛ ولی چنین بویی نمیاومد. شایدم من نسبت به بو بیحس شده بودم؛ که بعید بود. با خودم فکر کردم شاید این که میگن شهدا زندهن، یکی از معنیهاش هم این باشه که جنازهشون فاسد نمیشه. آخه اصلا جنازه کسی که جلوی ظلم ایستاده و کشته شده، فاسده؟ معلومه که نه! جنازه فاسد، اوناییاند که مثل یه تیکه گوشت نشستن و نگاه میکنن که این بلا سر ما میاد.
باتری گوشیای که پیدا کرده بودم، رسیده بود به ده درصد که متوجه لرزشش شدم. حتی نگاه نکردم ببینم کیه. فقط گوشیو جواب دادم. صدای پریشونی از پشت خط گفت: الو؟ دخترم!
آروم گفتم: سلام.
یه مرد بود. معلوم بود که صدامو نشناخته. گفت: شما کی هستین؟ دخترم کجاست؟
چشمم افتاد به اون دستی که از آوار بیرون مونده بود. حدس زدم خودش باشه؛ ولی گفتم: نمیدونم. گوشیش اینجا افتاده بود.
-کجا؟
میدونستم اگه بگم کجا، یه جورایی خبر شهادت دخترشو بهش دادم؛ ولی حالا، نجاتمون در گروِ همین تماس بود. گفتم: زیر آوار...
صدای مرد شکست. آروم گفت: یا الله!
گفتم: این گوشی شارژ زیادی نداره... من و پسرم زیر آوار گیر کردیم. لطفا کمکمون کنین. میدونین که دخترتون کجا بود، مگه نه؟
-آره... میدونم. اونجا خونه خودم بود.
داشت گریه میکرد. صداش میلرزید.
گفتم: خواهش میکنم. نمیدونم دقیقا کجاییم. فقط من و پسرم زنده موندیم. دور و برمون کسی زنده نیست. خواهش میکنم بگین بیان نجاتمون بدن. شاید دخترتون هم همینجا باشه، شاید هنوز زنده باشه.
-باشه دخترم.
صدای هشدار باتری گوشی بلند شد و این یعنی شارژش از ده درصد کمتر شده بود. گفتم: شارژ گوشی داره تموم میشه... فعلا قطع میکنم. لطفا بگین بیان کمکمون، باشه آقا؟
-باشه دخترم.
آب بینیشو بالا کشید. داشت خودشو جمع و جور میکرد و با این احتمال قوی که دخترش شهید شده کنار میاومد. تماس رو که قطع کردیم، انگار یه جون به جونم اضافه شده بود. حداقل یکی فهمیده بود ما اینجاییم.
ادامه دارد...
⛔️کپی در هر صورت مورد رضایت نویسنده نیست⛔️
#غزه #مه_شکن
#بانوان_فعال_جبهه_فرهنگی_انقلاب
@rabteasheghi⏪