بی تو جهان یک جای خالی بیشتر نیست
تا بوده اين بوده هميشه يک نفر نيست
شب های بعد از تو نمی فهمند ديگر
جايی براي شايد و اما اگر نيست
وقتی که بودی سرپناهم شانه ات بود
رحمی کن و برگرد، زانو جای سر نیست!
تو رفتی و از روزگارم یک جهان رفت
جوری که جز یادت کسی این دور و بر نیست
رفتی میان ابرها پنهان بمانی
باران ولی از چشم هایت بی خبر نیست
ای کاش راه خانه را گم کرده بودم
روزی که دیدم کفش هایت پشت در نیست
#علی_صفری
#پناه_من
#شعر
@radam_1
شهر آرام؛ خانهها خاموش، جلوهگاه سکوت و زیبایی، نیمه شب زیر این سپهر کبود، من و آغوش باز تنهایی...
دعا کن سرنوشت از این جدایی دست بردارد
دعا کن که خدا از قلب عاشق ها خبر دارد
بیا! دیگر به تاثیر مسکن ها امیدی نیست
میان کل داروها فقط چشمت اثر دارد!
تمام عمر دنبال دلیل زندگی گشتم
در آغوش تو فهمیدم که شرحی مختصر دارد
اگر گم می شوم در چشم تو تقصیر از من نیست
که چشمت قدر صدها جنگ، مفقودالاثر دارد
شروع عشق ویرانیست، هر روزش پریشانیست
ولی دنیا عذابی بهتر از این هم مگر دارد؟!
امان از رازهایی که درون سینه می مانند
و گریه قصد دارد تا از آنها پرده بردارد
من از قلبت خبر دارم، تو از قلبم خبر داری
دعا کن که خدا از قلب ما حتما خبر دارد
#پناه_من
#علی_صفری
#شعر
@radam_1