و تو آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و مرا باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجهی چشمان تو شاعر بشوم
و تو را سطر به سطر
و تو را بیت به بیت
و تو را عشق به عشق ...
شاید این بار تو را پیش تو با مرگ خود آغاز کنم
#حمید_مصدق
@radam_1
هدایت شده از L'DORA
تو انقد خوبی که میخاهم خدایی که تورا آفریده ببوسم؛ راستی گفتی خدایت کجاست؟ نزدیک به رگ گردنت؟