هدایت شده از مسحور🇵🇸
گاهی علایقُ مَطلوباتم با هم سِن و سالها نمیخوانَد .
فکر میکنم کاش میشد درجه زمان را گرفت و بُرد به گذشته ای که در کتابهایمان میگویَند امکانات نبوده .
کاش میشد دیدارت همان سالی یکی، دوبار در حَیاط خانه بی بی بود . همانجایی که تو با دیدنم سُرخ و سِفید میشدی و لبخندت را پَشت چادر و چارقدَت قایِم میکردی .
کاش میشد دوست دارم هایم را روی تِکه کاغذی مینوشتم و از ترسِ آقاجانت به هزار مَشِقَت یَواشکی به دستت میرساندم .
میدانی ، آسان هم نیست گذراندن این همه ماه و روز برای چند دقیقه تماشای چشمِ دِلبَر ؛
اما دیگر تصویر خنده هایت را آشنا و غَریبه رَد نمیکردند و هی برایت قِلب سرخ نمیفرستادند .
دیگر نمیگفتند چقدر جذاب هستید!
تو هم جوابشان را با مِسی کِشداری نمیدادی .
دیگر غیر هرلحظه و هرجا اراده به دیدنت نمیکردَند و از پشت این ماسماسَک جَذب نگاهت نمیشدند .
اصلا تو فکر کن از عَهدِ بوقَم من ،
ولی باور کن تحمل ندارم این تِکنولوژیِ کُشَنده را !
-نوژآ
۰۱/۰۹/۰۷
هدایت شده از L'DORA
Rohollah Chehreh | موزیکدلRohollah Chehreh Manie Hargez (128).mp3
زمان:
حجم:
3M
شعر هوشنگ ابتهاج با صدای روح الله چهره بی نظیره...
#آهنگ
سلام ایران خانوم...
مدت هاست حالت را ناخوش میبینم
به گمانم اگر میتوانستی اشک بریزی دریاچه ارومیه و زاینده رود لبریز از آب میشد و اگر میتوانستی گلایه کنی شاید زلزله ای صدها برابر بدتر از بم رخ میداد
ولی جانانم تو باز حق مادریت را به جای آوردی و لب فرو بستی
ایران خانوم ولله ما کور نیستیم
دیدیم که چقدر با چشمانی هیز نگاهت میکنند
دیدیم آرزوی وصل و فتح تو را در سر میپرورانند
دیدیم که چقدر به تو سنگ میزنند
دیدیم تو را با چیزی هایی می خوانند که نه درشأن خودت هست نه فرزندانت
ولی مرا ببخش من فقط همه این ها را دیده ام
ببخش که کاری نکرده ام
مرا ببخش ایران خانوم
ایران جانم امشب به روایت خورشیدی ات هشتم آذرماه است بیا و این بارهم حق مادریت را به جای بیاور
بیا و اگر بچه هایت خطا کردند چشم پوشی کن
راستی ایران خانوم شما که طعم غربت را زیاد چشیده ای... امشب هوای یازده پسرت که در سرزمینی غریب هستند را داشته باش
ایران خانوم این ها فقط یازده نفر نیستند؛ من و ما چشممان به دعای توست
تو را به خدا دعایمان کن
ایران خانوم؛ مادرم؛ وطنم خدا شما را برای ما حفظ کند
#زهرا_نویس
#جام_جهانی
#برای_ایران
#دلنوشته
@radam_1
در کوله بار قسمت ما غم زیاد بود
کم بود عمرما و همین کم زیاد بود
آنسوی شوق و شادی و شور و نشاط ما
اندوه و رنج و غصه و ماتم زیاد بود
این یک دو روز را که به آن عمر گفته اند
یکدم نبود بیش و همان دم زیاد بود
گیرم چکید قطره ای از عشق روی خاک
آن هم برای عالم و آدم زیاد بود
چیزی نصیب من نشد از کارگاه عشق
غیراز غمی که از سر من هم زیاد بود
#پناه_من
#شعر
#فاضل_نظری
@radam_1
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گلستون میشه این خونه:))))
#فیلم_ردآم
@radam_1