و تو آن شعر محالی که هنوز
با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام
چشم بگشای و مرا باز صدا کن
ای عشق
که من از لهجهی چشمان تو شاعر بشوم
و تو را سطر به سطر
و تو را بیت به بیت
و تو را عشق به عشق ...
شاید این بار تو را پیش تو با مرگ خود آغاز کنم
#حمید_مصدق
@radam_1
هدایت شده از L'DORA
تو انقد خوبی که میخاهم خدایی که تورا آفریده ببوسم؛ راستی گفتی خدایت کجاست؟ نزدیک به رگ گردنت؟
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیدوارم آخرش قشنگ باشه💙
#فیلم_ردآم
@radam_1
هدایت شده از مسحور🇵🇸
مکالمه هرباره ما با تظاهری که هردو حسش میکنیم شروع میشه .
با کلمه ی "خوبَم!"
بعد احوال پرسی فقط سکوت میشنویم .
بهش میگم چه خبر؟
میگه
[ملالی نیست جز گم شدنِگاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند]
میگه میخوای برات شعر بخونم :)؟
شعر میخونه و من
لابهلای واژه ها و بغضش گم میشم .
گم میشمو اشکام راهشونو پیدا میکنن
گم میشمو بغضم میشکنه .
گم میشمو دلم تنگ نوازشش میشه .
میگه حالا تو بخون!
شروع که میکنم ، کلمه رو که بلد نیستمو اشتباه میخونم ، وزن و معنیِ شعر شاعر بیچاره رو که ناموزون میکنم ،
شروع میکنه به خندیدن .
خندم میگیره .
و اینطوریِ که "خوبم!" ها مونو معنی میکنیم ؛
میشینیم به تک تکشون میخندیم
خنده ای که سعی داریم وقتی همه خوابن صداش بلند نشه :)
و چقدر تلخِ خنده به غَم.
https://eitaa.com/nagofteman/577
جان ما بسته به هرموی سیاهت شده است♥️
پ ن: صدای سرما خورده ی ما را خودتان ببخشایید:))))))