eitaa logo
رَدِپـٰا؛
258 دنبال‌کننده
80 عکس
15 ویدیو
1 فایل
_ بِسم‌رَب‌ ِالحُسَین : ) اینجا؟! رد ِپاهایی از حرف های دلمون که هیچوقت گفته نشدن : ) کپی؟! خیر؛
مشاهده در ایتا
دانلود
متنفرم از اینکه راجب چیزی بحث کنم که کسی ازش چیزی نمی‌فهمه..
هیچکس نتونست حال من و بفهمه، گوش بده، بشنوه، پس ازم توقع نداشته باش که آروم باشم، چون دارم تو ذهنم خودم و قانع میکنم..
کاش میشد یه نوجوون توی دهه شصت هفتاد میبودم همه چی سخته...
اه و افسوس که زندگی شبیه نوروز رنگ نیست🥲
تو هیچوقت دلیل حرفام و رفتارام و نپرسیدی، پس حق نداری هیچوقت قضاوتم کنی !
هدایت شده از  - اغتـشاشـاتِ‌ متـولـدیـن .
تیر ، راجبش با بقیه صحبت کن باشه تیر ؟
ولی راجب بعضی چیزا خیلی معتقدم که ؛ مهم بود می‌پرسیدی.. مهم بود میگفتی !
روز ادب و شعر فارسیه🥲
دلگیرم از همه، اِلا خود حسین..
رَدِپـٰا؛
روز ادب و شعر فارسیه🥲
تورا دیدم و یوسف را شنیدم شنیدن کی بود مانند دیدن...
نه تو می‌مانی نه اندوه ونه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز تو به آیینه نه آیینه به تو خیره شده تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید و اگر بغض آه از آیینه ی دنیا که چه خواهد کرد! گنجه ی دیروزت پرشد از حسرت و اندوه و چه حیف بسته های فردا هم ای کاش و ای کاش ظرف این لحظه ولیکن خالیست ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود؟ غم که از راه رسید در این سینه بر او باز مکن! تو خدا یک رگ گردن باقیست تا خدا هست به غم وعده ی این خانه مده...