رَفــاء/ 𝗿𝗮𝗳𝗮
رسیدی کربلا ؟ زیارتت قبول آقا . 💔
دیگه الان میتونیم بگیم :
کربلاییسیدعلیحسینیخامنهای
رَفــاء/ 𝗿𝗮𝗳𝗮
امشب وقتی خواستم برم تجمع پاشد اومد گفت آجی منم باهات میام با اینکه قرار بود بعد از دو روز گوشیِ مامانم رو بگیره اما از گوشیش گذشت و دنبال من اومد تجمع دم رفتن دوویید رفت تو اتاق کلاه پرچم ایرانش رو برداشت بهش گفتم اینو نمیزاری سرت من باید بگیرمش نیارش اما گوش نکرد آورد با اینکه میدونستم چند دقیقه دیگه کلاه دست منه ولی دیگه چیزیش نگفتم ، دم چایخونه که رسیدیم داشتن عکس حضرتآقا روپخش میکردن رفت گرفت هرچی بهش گفتم نگیر من نمیارم برات کلی از اینا تو خونه داریم ولی گوش نکرد هرچی تهدیدش کردم که من نمیگیرم ولی میگفت خودم میگیرم خودم میارم آخرش گوش نکرد ، وقتی داشتیم میرفتیم خونه کلاهش رو گذاشت سرش عکس آقارو هم گرفت دستش و کیف منم ازم گرفت و گفت برات میارم : )))))
آره این داستان یه بچهی ۵ سالست
افتخار میکنم بهت مردِ کوچولوی خونه
تو از همین بچگی عشقت به حضرت آقا و ایران
از بعضی انسان های بالغ بیشتره
دردودل/ هفدهم تیر
رَفــاء/ 𝗿𝗮𝗳𝗮
رسیدی کربلا ؟ زیارتت قبول آقا . 💔
شما که غریبه نیستید
دنیای بدون او را حتی تصور هم نمیکردم .
تا سنتون بالا نرفته با رفیقاتون برید مسافرت
کتابای خوب بخونین ، با رفیقاتون رفاقت کنین
بخندین ، گریه کنین ، همو بغل کنید
برید باهم کافه هارو بگردین ، خیابونارو پیاده برید
و ساندویچ کثیف بخورید .
رو پل هوایی بشینین و بخندین .
بذار همه بهتون نگاه کنن ، وقت برای غصه های زندگی هست .
تا سنتون بالا نرفته و مشغله های ذهنیتون زیادتر نشده
همه چي رو تجربه کنین !
شما همیشه جوون نیستین .