رها ؛
تیر ، نگو نه که اصن نمیتونی بزاری بری !
تیر ، اگه اومد سمتت ازش دور شو چون خنجر بزرگتر دستشه .
رها ؛
شهریور ، رو به راه نیست احوالت؟
شهریور ، نمیتونم بهت قول بدم کمکت کنم ولی پشتتم .
رها ؛
آبان ، عادی جلوه نده اینا هیچکدوم عادی نیستن .
آبان ، ندارن ارزش اشکاتو نازبچه .
رها ؛
دی ، مفت برن اصلأ همشون .
دی ، مفت نمی ارزن این آدمای دورت ولی نمیدونم چه گیری دادی بهشون !
رها ؛
بهمن ، نگو نه که اصن نبوده .
بهمن ، نگران منی نگران توام ، واسهی تو جونمم میدم ..