🔰 #شعر | «برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ!»
برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ
پس از این لحظههای بیامانِ زخمیِ خونرنگ
تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک میریزم
پس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ
گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فَلاخَن را
صبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی، سنگ!
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آنسان
که دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگ
غمت را نیزه کن، پرتاب کن، آنسان که بیوقفه
بیندازد پیِ تاتارها فرسنگ تا فرسنگ
تمام ابرها را دانهدانه گریه خواهم کرد
ولی وقتی گذشتیم از خم این جادۀ دلتنگ
✍ شاعر: اعظم سعادتمند
@rahbari_plus
🔰 #سخن_نگاشت | بخشی از پیام نوروزی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب
@rahbari_plus
🔰 #توئیت | ترامپ، نماد افول آمریکا
🔗 [حساب کاربری «خط رهبری» در شبکه اجتماعی ایکس](https://x.com/i/status/2037497043522904317)
@rahbari_plus
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #کلیپ_استوری | آمریکا به کمتر از این قانع نیست!
@rahbari_plus
خط رهبری
🔰 #گزارش | پشت پرده شبی که تلآویو لرزید - ۱
✍ زینب نجیب
شبی که تلآویو لرزید
🔸 شب، پردهای سیاه و بیستاره بر فراز #غرب_آسیا کشیده بود، اما این سیاهی، آرامش قبل از طوفان بود. در اعماق زمین، در پناهگاههایی که تنها محرمها از راز آنها باخبر بودند، غولهای خفته، یکی پس از دیگری چشمان خود را گشودند.
🔹 فرمان، مختصر و کوبنده صادر شد: "یا علیبن ابیطالب!" از آن پس، جهان برای ساکنان آن پایگاههای محرمانه، به دو بخش "قبل از شلیک" و "بعد از شلیک" تقسیم شد. دکمهها فشرده شدند. زنجیرهای از فرمانها از دل مراکز فرماندهی به سوی آتشبارها روانه شد. و آنگاه، نخستین موشک، با خروشی برآمده از اعماق تاریخ از دل سیلوی خود به بیرون جهید. خروجش همراه با شعلهای بود که گویی شب به اتمام رسیده و خورشید از زمین سر برآورده است. صدا، نه یک انفجار، که یک فریاد بود؛ فریادی که پرده گوش کویر را پاره کرد: "دست درازی به ایران بیپاسخ نمیماند. #بیچاره_خواهید_شد."
🔸 آسمان ایران، تیغههای آتش شد. مسیر پروازشان را روی نقشهها میشد دنبال کرد؛ خطوطی قرمز از فراز کشورهای بیطرف، مستقیم به سوی قلب #رژیم_صهیونیستی. آنها تنها فلز و سوخت نبودند؛ هر یک، پیکری از خشم ملتی بودند که وعده "صادق" را عملیاتی میکردند.
🔹 در آن سوی مرزها اما در اراضی اشغالی، آژیرها به صدا درآمدند. آژیرهایی که برای دههها نماد #امنیت_کاذب بودند اما این بار نوای درماندگی میزدند. آسمان تلآویو، حیفا و مراکز نظامی صهیونیستها که همیشه خود را قلعهای نفوذناپذیر میپنداشتند، ناگهان میزبان مهمانان ناخواندهای شدند که از دل شب و از فاصلهای باورنکردنی آمده بودند.
🔸 انفجارها، پیاپی و کوبنده بود. افسانهی "#گنبد_آهنین"، در ذهن همه جهانیان به یک باره پاره شد. موشکها با دقتی حسابشده، به اهداف از پیش تعیینشده برخورد کردند و نقاط بسیاری در سرزمینهای اشغالی به تله خاکی مبدل گشتند.
🔹 آن روز پایان ماجرا نبود، اما قطعاً پایان یک توهم و آغاز نمایش تحقق یک رؤیا بود. توهم مصونیت رژیم صهیونیستی و تحقق رؤیای نابودی اسرائیل به دست شیرمردان ایرانی. آن شب، فقط یک عملیات موشکی نبود؛ یک روایتگری بود. روایتی که گفت: "#ما_میتوانیم"
@rahbari_plus
🔰 #گفتار | روایت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، از زندگی پدر خود، حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه - ۶
❇️ حضرت آقا تقریر درس آقای میلانی را برای پدر بیان میکردند
ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس میگفتند و به پدرم درس سطح پایینتری را میگفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی میشود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا میخوانند. پدرم میگفتند در دورهای وقتی من از درس آقای میلانی برمیگشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمیگشت و در راه به هم میرسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال میپرسیدند که #آقای_میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی میکردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح میگفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب میکردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک میکند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.
@rahbari_plus
📹 #گزارش_تصویری | گوشهای از ابراز احساسات مردم و اعلام بیعت با آیتالله سیدمجتبی خامنهای - ۷۶
@rahbari_plus