eitaa logo
راه‌نوا
295 دنبال‌کننده
64 عکس
166 ویدیو
2 فایل
پایگاه نشر و تولید شعر و موسیقی انقلاب اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
مرثیه‌ی شیراز غم است و هرچه بگویم از این قضیه کم است نگو دروغ که راوی کبوتر حرم است به بال خونی گلدسته ی حرم بنگر از این شهادت صادق چه شاهدی بهتر شکسته آینه کاری عزا گرفته حرم به دوش پیکر زوار را گرفته حرم اگر چه جسم شهیدان ورق ورق شده است ولی زیارت زائر قبول حق شده است کجاست آنکه تسلی دهد دل ما را که غم گرفته دل احمد ابن موسی را به این شکسته دلی ای شکسته دل تو مساز تفألی بزن اینک به خواجه شیراز تفألی زدم و گریه کرد دیوان ، گفت شکسته سینه‌ی حافط ز داغ ایران گفت : «ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است» ز جام غم ، می لعلی که میخورم خون است در این عزا دل حافظ غمین و محزون است چه کرده اند که امروز ما پر از درد است چه کرده اند که رخسار لاله ها زرد است در این زمانه سفله دگر دلی خوش نیست و کام سعدی شیرین سخن، پر از تلخی است دلا خموش ،دلا خون بخور ، در این غوغا که گفته سعدی شیراز اینچنین غم تو را : «دل شکسته که مرهم نهد دگر بارش؟ یتیم خسته که از پای برکند خارش؟» حریم دوست همیشه محل احرام است گلوله خورده ببین کودکی که بی نام است گلوله خورده خدایا سرور و سبزی باغ گرفته شاه خراسان عزای شاهچراغ و خادمی که از این داغ شعله ور شده بود شهید بود و در آن دم شهید تر شده بود گلوله خورده در این بین نخبه ی ایران آهای نخبه پرستان کجاست غیرت تان به تیغ جهل تن نخبه پاره شد افسوس رواست شروه بخواند نصیر دین در توس گلوله خورده زن مهربان آبادی کجاست مدعی حقه‌ی زن آزادی گلوله می زند و سینه منفجر شده است دوباره درد در این خطه منتشر شده است مباد مرثیه ما را اسیر غم سازد حماسه شهدا را مباد کم سازد و روی سرخ شقایق مباد زرد شود و خون گرم شهیدان مباد سرد شود به دشمنان قسم خورده حرف ما این است که ضرب سیلی مردم مهیب و سنگین است @rahnava1
آشفته نمی‌شود چرا خواب جهان از دور نیفتاده چرا چرخ زمان آیینه‌ی خون شد حرم شاهچراغ این است حقوق بشر مدعیان @rahnava1
به رگبارِ ستم بستند، در باغِ حرم «دین» را به خون خویش آغشتند چندین مرغ آمین را بپا خیزید ای فریادها هنگام ماتم نیست به بیرق ها بدل سازید چادرهای خونین را خبرها زرد ،باورها همه خاکستری ...پیداست که باد از دور آورده ست این ایمان رنگین را نخواهد کاشت ،بذرِ فتنه دیگر خاک بیدار است وطن زنده ست،شب دیگر نگیرد جشن،تدفین را دروغ و فتنه و تزویر...سمت کیستند اینها؟ اجابت کرده اند اینگونه نجوای شیاطین را اگر چه قله یخ بسته ست ، رقص شعله ای در ماست که با هر گام ، بر هم می زند این برف سنگین را تبی ازنور می آید زمان خواهد گرفت آن را طنین سوره فتح است،شب خواهد شنید این را @rahnava1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
گر ابن ملجمی به مرادی رسد چه باک؟ حاشا که اوفتد علم «یا علی» به خاک حاشا که دست تفرقه مسحورمان کند از گرد آفتاب حرم دورمان کند هم‌سنگریم و همدم و همراه و هم‌قسم آری به خون فاطمیون حرم قسم @rahnava1
9.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘ نماهنگ برای نقش روسری مادرم برای مهر مادری ، برای سرزمینم 🌷تقدیم به شهدای حرم (ع) ، 🔸محصول حوزه هنری و صدا و سیمای استان فارس @rahnava1
💢 برای آرتین، برای معصومیتش دلت را داغ‌ها در بر کشیدند .. به خون و خاک و خاکستر کشیدند سه غم آمد سراغت هر سه یکبار! پدر .. مادر .. برادر .. پر کشیدند .. سیدمحمدجواد شرافت @rahnava1
1_1900094945.mp3
10.7M
🔸🎶 "گلگون" چی میگفتین ، دم مغرب، توی طوف ضریح آقا دست کینه، خونتون ریخت، در جوار ضریح آقا دل گرفته...... شهیــــــدِ حرم گروه سرود @rahnava1
"چارقدهای نور" برهنه باش و بگذار اَجانین کوچک جهان از پستان های پوسیده‌ی فکرت بنوشند به سلامتی جنگ! به هیچ جای دنیا بر نخواهد خورد. تو در لجنگاه عریانی آویزان بمانی و با تَوَهُم ماده گونه‌ات جنین های بی‌ریشه را به دنیا بیاوری ... تو فرق می‌کنی با زنانی که می‌شناسم!: زنان کابلی دختران یمنی و مادران آزاده‌ی سرزمینم : ایران که در هزاره تاریکی با چارقدهای نور می‌درخشند! برهنه باش و در آغوش کف و سوت‌ها لَوَندیِ امروزت را به خاطر بسپار که تاریخ برگ های آخرین فتنه را با تجسم تو پُر نمی‌کند... مطمئن باش خون کودکان صحن راه می‌افتند در شریان‌های شهر در کوچه های بی بن‌بست و گل‌های سرخ چادرهایی می شوند که بر سر ماست ... مطمئن باش برهنه بودن تو و لاک سیاه انگشتانت روسیاهی زغال هایی‌ست که به ولنگاری‌شان دلخوشی... سوت بزن جیغ بکش نطفه های بی ریشه‌ات شیطان‌های بالغی هستند که از پستان‌های فهم تو خون خورده‌اند... برهنه باش و بدان خانه‌ی امن خدا خانه‌ی ماست و خانه‌ی تو دروازه‌ی دوزخی که با دستان شیطان گشوده می شود.... @rahnava1
نیّات پلیدشان برآورده نشد بر بار ضلال‌شان کسی گرده نشد از آنچه که پیش آمده در شاهچراغ وجدان جهان چگونه آزرده نشد @rahnava1
کاشی ساز کفشداری ماند و کفشی که دهانش باز بود در دهان باز هرکس واژه ی پرواز بود* دستچینش را شهادت تا حرم آورده بود بی که پوتینی به پا راه پریدن باز بود قصه ی نذری که در صحن حرم آزاد شد بال در آوردن مردی کبوتر باز بود زندگی دل کند و بوسید و رها کرد و گذشت مرگ هم جامانده ای کوچک در این پرواز بود آن پیمبر با کتابِ خط خون بر خاکها لاله ها از سنگ رویانید و این اعجاز بود لخته های خون به دیوار تو کار دست کیست؟ کی چنین طرح غمینی کار کاشی ساز بود بلبلی خون دلی خورد و گلی از دست رفت فکر می کردند پایان است و این آغاز بود نور را لاجرعه خورد و جام را وارونه کرد چشم نیمه باز او بر گنبد شیراز بود * از رفتنت دهان همه باز... انگار گفته بودند: پرواز! پرواز! قیصر امین پور @rahnava1
﷽ «صدای آمریکا... » سلام مردمِ ایران که حال‌تان خوش نیست! سلام مردمِ ایرانِ سربلند! سلام مردمِ ایرانِ سرفراز! منم صدای آمریکا صدای آمریکا می‌رسد به گوشِ شما؟ منم که سفرهٔ نوروز پهن می‌کنم و دریغ می‌کنم از سفره‌تان طروات را به مرگ می‌سپرم سبزهٔ سلامت را به خاک می‌سپرم سنبل صلابت را زدم به نامِ شما سکّهٔ مصیبت را دوای آفتِ پروانه را دریغ از تو به احترامِ تو کردم که باغ‌تان می‌پوسد بدونِ پروانه به احترامِ شما غربِ آسیا در جنگ به احترامِ شما غربِ آسیا تاریک به احترامِ شما غربِ آسیا در بیم به احترامِ شما آشوب به احترامِ شما آتش به احترامِ شما تحریم... به احترامِ شما سال‌هاست می‌جنگیم نه با شما که برای شما!!! تمامِ دور و برت را حصار می‌کشم و برای امنیتت پایگاه می‌سازم دلارهای عزیزم را قمار می‌کنم و برای خاطرِ آسودهٔ تو می‌بازم بریز توی خیابان برای آزادی خراب کن همه‌جا را برای آبادی به صبرِ آینه‌ها اعتراض کن با سنگ! برای قرص، برای سرم، برای سرنگ برای واکسن آلوده برای توپ و تفنگ برای گاز و فشنگ برای سایهٔ جنگ برای ناامنی برای ناامنی خطر نداشته باش! فقط به کشتیِ جنگی نظر نداشته باش! خلیجِ فارس از آنِ تو نیست شکوهِ پارس از آنِ تو نیست شکوه و رونقِ دیرینهٔ هخامنشی غرور و شادیِ بی حدّ و حصرِ اشکانی کُنامِ امنِ پُر از شیرهای ساسانی به قصّه‌ها پیوست غیورِ زندهٔ میهن به قصّه‌ها پیوست دلیرِ آریوبرزن به قصّه‌ها پیوست بپوس در تاریخ! گذر نداشته باش! هجومِ غرب به سرکردگی اسکندر به قلبِ فرهنگ و شکوهِ شرقیِ تو به قصّه‌ها پیوست بمیر در تبِ شب! نه! سحر نداشته باش! به این سیاستِ رنگی نظر نداشته باش! خطر نداشته باش! بریز روی سراشیبِ شانه مویت را که آبرویت را که پاکدامنی‌ات را که گوهرِ زنی‌ات را که احترامِ حیا را به قهقرا ببری نگاه‌های طمع‌بارِ هارِ شهوت را به جان خود بخری که حجمِ این‌همه دلسوزی فقط برای شما و به احترامِ شماست قسم به نیتِ پاکِ خدای‌مان: ابلیس! @rahnava1
مگر بازوی طوفان را ندیدید؟ مگر نیروی ایمان را ندیدید؟ صبوریم و به فکر انتقامیم هنوز آن روی ایران را ندیدید @rahnava1