eitaa logo
راه
277 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1هزار ویدیو
12 فایل
شعر و غزل و موسیقی تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت
مشاهده در ایتا
دانلود
نوروز درون سینه اش غم دارد همراه خودش هزارها بم دارد از بس که دلم در گرو سیدعلی است عید است ولی بوی محرم دارد https://eitaa.com/shabnampoem
ما وارثِ تیغِ دو دمِ مولاییم در معرکه‌ها با دل و جان می‌آییم هیهات! کنیم سازشی با دشمن ما خصمِ یهودیان و آمریکاییم https://eitaa.com/shabnampoem
ماه صیام با همه ی دلربایی اش رُخ برگرفت با همه ی پربهایی اش شد جمع آن ضیافت رحمانی خدا با آن شکوه لیل و نهار خدایی اش هرچند عمر ماست گریزنده ای دریغ ماه خدا به جاست برآن خودنمایی اش امسال جان گداخت ز هجر سلاله ای یاری به خُلق احمدی و انبیایی اش شد اشک ها روان به لیالی قدر آن در سوک حیدر و خلف مرتضایی اش خالی است جای ان عزیز دلارام بعد ازاین در فطر و نوبهار به صوت رسایی اش صدحیف رفته از کف ماهمچو برق و باد العفوها و جوشن والا ولایی اش مسرور گشت دین و دل مومنین در آن از ماه بدر کامل آن مجتبایی اش https://eitaa.com/shabnampoem  
‌در مدار کهکشان هر بار حیران می شوم در غریب شامتان شمعی درخشان می شوم تا غزل گل می کند بر فکر و بر اندیشه ام کوچه باغ شعر را سرشار باران می شوم دم به دم با عطر سیب از شاهدان بی کفن هر نفس از جان و دل با عشق درمان می شوم از شمیم نامتان بر شانه های کوچه ها هی به دنبال سحر با ژاله گریان می شوم پای خاک آلودتان بالی شده تا آسمان  با پر پروازتان بر عَرش مهمان می شوم در سماع زلف هاتان تا سحر دیوانه وار مشقِ هُوهُو می کنم ، معنای عرفان می شوم صد گل باران دمید از نَفخه های شورتان با شما هم کیش دریا ، مرغ طوفان می شوم سرفرازانی که سر دادید در راه وطن دل خوش آن دارم گواه سربداران می شوم روزهای بی شما بودن پر از مرداب غم پیچکی خوابیده بر دیوار زندان می شوم هفت شهر عشق را گم کرده سرگردان دل هر کجا فرمان دهی عازم به میدان می شوم https://eitaa.com/shabnampoem
می تراود نور از اندیشه و ایمان من عشق با تو می نشیند در دل و در جان من از تو می خوانم لبالب شورم و شعر و شکوه می نویسم: جان من، ایران من، ایران من می نویسم عشق، پرچم ،خاک سرخ لاله گون می تپد قلبم درون سینه با عشق و جنون از شهیدان تا سخن می آورم گل می کند روی لب هایم سرود "عند ربّ یرزقون" گاه با ارگ بمت خون گریه کردم در سکوت گاه یاد تخت جمشید تو آمد در قنوت گاه در رویای دور کودکی هایم به ناز از درختان تو چیدم بارها انگور و توت هر کجا بودم تو بودی در ضمیر و باورم شوق بودی در دل من، شور بودی در سرم هر کجا هستم تو هستی خانه و کاشانه ام شوکت دیروز و امروزی و فردا کشورم ای تو میراث تمام خاندان پاک من آتش افروخته در جان آتشناک من نام تو عشق است آری می شناسیمت وطن* جان فدای نام تو ای تا همیشه خاک من گوشه گوشه خاک تو مهد دلیران است، نیست؟! دردل ما این جنون همسنگ طوفان است،نیست؟ من کجا دارم بجز این خانه ی همواره امن بهترین جای جهان بی شبهه ایران است،نیست؟! بر لبم تا زنده ام ذکر دمادم نام توست آتشی دارم اگر در سینه از آلام توست خاک پاک "باکری" و "همت" و "چمران" تویی شعر من وصف دلاور مردم گمنام توست هر شهیدی که به خاک افتاد در این سرزمین آنکه زد خاک تو را چون مُهر بر روی جبین جز تو عشقی در دلش هرگز نبوده نازنین آه ایرانم! تویی آن عشق لبریز از یقین پرچمت بالاست بالا تا خود روز ظهور با تو هستم تا ابد لبریز از عشق و غرور دست حق با ماست وقتی نوح کشتیبان ماست کور بادا چشم دشمن کور بادا کور ...کور میهنم، جان و تنم ای پهنه ی بی انتها ای شکوه ناب و دیرین شوکت نام آشنا دور بادا چشم بد از آب های نیلگون از خلیج فارست هرگز‌ نشد قلبم جدا پهنه ی دریادلان و مهد بیداری تویی سرزمین عشق و ایثار و فداکاری تویی ایستادی با تمام زخم هایت سربلند در دل دیوان من آن چشمه ی جاری تویی وصف تو هرگز نگنجد در دل اشعار من گرچه جز از تو نوشتن نیست هرگز‌ کار من تا نفس دارم فقط این جمله در جان من است: باز از ایران بگو ای دیده ی بیدار من... می خروشم با تمام جانم از طوفان تو جان من آماده ی رزم است در میدان تو من قسم خوردم به خاکت تا که جان دارم بدان بر نمی دارم سرم را هرگز از دامان تو «شدتی» https://eitaa.com/shabnampoem
به شادی تو خوشیم و خوشیم‌ با غم تو سلام بر تو و بر صبح و شام توام تو برای گفتن ایران وضو به خون کردم وطن، فدای تو و عصمت مجسم تو نداشت جعبه ی تاریخ چون تو انگشتر چگونه دیو کند قصد اسم اعظم تو؟ چه باک رعشه ی برگت به آفت طوفان به جاست باغ تو با ریشه های محکم تو به مرغزار گذشتم نوشتم این مصراع به غنچه های تو پیداست مشت محکم تو که دشمنان تو گر خود هزار ساله شوند هزار سال نبینند پیکر خم تو در اهتزاز بماند سه رنگ نستوهت گره زدیم دل خویش را به پرچم تو https://eitaa.com/shabnampoem
بی‌خدا بودم و بيهوده دعا می‌کردم حیف از آن خانه که بر باد بنا می‌کردم عشق می‌خواست مرا صید کند اما من برخلاف جهت آب شنا مى‌كردم شکوه‌ کردی که چرا با دگران میخندی غافلی‌! با همه تعریف تو‌ را می‌کردم جای این مردم دل‌مرده خودم را ای کاش مثل یک خاطره در قلب تو جا می‌کردم توی بی‌رحم بریدی و گذشتی از من من نباید که تو را ساده رها می کردم با چه رويى پس از اين، داغ صدايت بزنم من كه يك عمر تو را عشق صدا مى كردم https://eitaa.com/shabnampoem
دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌است هزار و چارصد و پنج، سال دلتنگی است چقدر جای تو خالی است ای نوید بهار بیا ببین که چه اندوهگین رسیده بهار تو رفته‌ای و من از زنده ماندنم خجلم کجا گذاشته‌ای رفته‌ای عزیز دلم؟ غمت رشیدترین داغ اهل این ایل است بیا پیام بده، وقت سال تحویل است بیا پیام بده، اسم سال را بگذار به قلب مردم امید ‌وصال را بگذار شکوفه ذوق ندارد، بهار بی‌رنگ است حرم برای سخنرانی تو دل‌تنگ است الا که بود دلت مرقد امام رضا به پیشواز شما آمده امام رضا چگونه بغض گلوگیر را مهار کنیم؟ نماز عیدِ بدون تو را چه کار کنیم؟ صدای نم نم باران، سکوت گریه‌ی ماست نماز عید قنوتش، قنوت گریه‌ی ماست کسی که زد به دلم مهر داغ را بکشم اگر به دست من افتد فراق را بکشم از این به بعد جهان باشد و تلاطم ما سفر بخیر، یگانه عزیز مردم ما قرار بود که ما جان نثار تو باشیم در آخرین نفس خود کنار تو باشیم پس از تو خشم شدیم و خروش و بیتابی سلام بر تو و بر کودکان مینابی سلام بر تو و بر هر شهید این میدان که خون تک تک شان شد امید این میدان به هم فشرده‌تر از هر زمان شده صف ما بلند شد علم انتقام در کف ما و تیر خشم خدا در کمان خون‌خواهی است آهای ملت ایران، زمان خون‌خواهی است در انتقام چنان برق خانمان سوزیم قسم به مشت گره کرده‌ات که پیروزیم قسم به مشت گره کرده‌ات خدا با ماست خدا بزرگتر از هیچ و پوچ آمریکاست خدا بزرگتر از ناوهای کوچک اوست خدا بزرگتر از های و هوی موشک اوست تو با شهادت خود، راه را نشان دادی یقین به وعده‌ی حق را تو یادمان دادی تو یادمان دادی روزهای روشن را میان این همه دشمن نترس بودن را تو یادمان دادی مزد صبر پیروزی است و مرگ چاره‌ی فرعون های امروزی است تو یادمان ‌دادی سوگ را حماسه کنیم در اوج جنگ نترسیم، استغاثه کنیم تو یادمان دادی در میان لجه‌ی خون نوشته‌اند من المجرمین منتقمون تو یادمان دادی دست برتر ایمان است کسی که فاتح این معرکه است ایران است بیا ببین که یتیمان تو چه‌ها کردند به عهد با تو در این معرکه وفا کردند درود خویش بر آن‌ها نثار می‌کردی چه ملتی که به آن افتخار می‌کردی اگرچه در دل ما داغ آتشینت هست هزار شکر که بعد از تو جانشینت هست چه نایبی که به نام و مرام خامنه‌ای است هنوز رهبر ایران امام خامنه‌ای است سلام مردم ایران، سلام! برخیزید برای بیعت با این امام برخیزید دل سیاه شیاطین به شور افتاده است امید دشمن از این انتخاب بر باد است بگو بگو که تو هم این شعار را بلدی «زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی» زمانه بر سر جنگ است و ما نمی‌ترسیم بگو که از احدی جز خدا نمی‌ترسیم که ما همیشه در آغوش یا علی مددیم به ذوالفقار قسم رسم جنگ را بلدیم قمار باز کجا و قمار بر این خاک حرام زاده نباشد حریف نطفه پاک سلام مردم همواره در مسیر خدا سلام ملت اصحاب سیدالهشدا شما چقدر بزرگید ملت ایران چو شیر قاتل گرگید ملت ایران زمان، زمانه‌ی نابودی شیاطین است بهای خون شهید عزیز ما این‌ است به شرط آن که بمانیم استوار و غیور نه نا امید و هراسان، امیدوار و صبور صبور بر سر پیمان‌ خویش با قرآن امیدوار به همراهی امام زمان که اوست آن‌که در این معرکه نشانش هست امام عصر حواسش به عاشقانش هست اگر که اوست جلودار پس تحمل کن به نام حضرت زهرا به او توسل کن خزان غربت او را تمام باید کرد برای دیدن قائم قیام باید کرد ای آفتاب پس ابر، شب رسیده بیا بیا که جان جهانی به لب رسیده ، بیا بيا بيا که بدون تو سخت تنهاييم حجاب ديدن‌تان از قضا خود ماييم تو مرد معرکه‌ی انتظار می‌خواهی فقط نه عاشق بی‌تاب، یار می‌خواهی خوشابحال کسانی که روسپید شدند زمینه ساز ظهورت شده، شهید شدند بدون سر شده و سرفراز می‌گردند می‌آیی و شهدا با تو باز می‌گردند به خاک پاک قدومت رسید خامنه‌ای و با تو می‌رسد از ره شهید خامنه‌ای https://eitaa.com/shabnampoem
🇮🇷 زمانه بر سر جنگ‌ست یا علی مددی مدد ز غیر تو ننگ‌ست یا علی مددی گشاد کار دو عالم به یک اشاره تُـ‌ست به کار ما چه درنگ‌ست یا علی مددی https://eitaa.com/shabnampoem
اونجاکه آرزو آذری‌فر میگه: لیلا و رباب و کربلایی دیگر جا مانده به کوفه لای لایی دیگر آتش زده بی عدالتی دنیا را وقت است آقا تو هم بیایی دیگر https://eitaa.com/shabnampoem
از بارش تاثر، سجاده باز تر شد شب های بی تو بودن، با خون دل سحر شد منزلسرای چشمم، دور از تو غرق آب است در خواب دیدن تو، رویای بی ثمر شد اینجا دلی به شوق، دیدار زنده مانده دلخوش به وعده‌ی تو، با هجر همسفر شد ای حسرت مداوم، برگرد و بازگردان این عمر رفته‌ای که بی حضرتت به سر شد ای رونق کلام ناچیز شاعرانه از لطف تو چراغ این شعر شعله ور شد https://eitaa.com/shabnampoem
در من انگار آشنایی بی خبر جا مانده است یک غریبه در لباس یک نفر جا مانده است بین درهایی که هر دم می‌شود راهی به عشق یک نگاه گرم اما پشت در جامانده است فصل زردی در بهار بی صدای  جان و دل یک نهال غافل از درد تبرجا مانده است مثل خواب یک  اقاقی لابه لای پنجره در وجودم خاطرات یک سفر جا مانده است گرچه سردم مثل یک پاییز ناب و بی‌هدف یک درخت خشک در من پر ثمر جا مانده است کوچه‌ای بن‌بست هستم بی‌هیاهو و غریب آرزویی در من از یک رهگذر جا مانده است هر نفس میمیرم و با عشق احیا میشوم در درونم نیمه جانی محتضر جا مانده است شب میان برکه ی چشمان من شوری نما گاه گاهی در دلم یاد قمر جامانده است یک طناب دار در ویرانه ی خود می کشم چون به جانم حس و حالی مختصر جا مانده است باز میرقصم به سوز سازهای زندگی در من انگار آدمی مات و پکر جا مانده است https://eitaa.com/shabnampoem