به رازِ خونِ کبوتر، به آشیانه قسم
به انفجار دبستان دخترانه قسم
قسم به جُرات فریاد در برابر هیس!
قسم به گفتنِ الله با زبان سلیس
قسم به قِدمت ایران و خاک پُرگُهرش
خلیج فارسِ موّاج و پهنهی خزرش
قسم به رستم و فرهنگ داستانیِمان
قسم به کورُوش و تاریخ باستانیِمان
قسم به متنِ اَوِستا و حکمتی که در اوست
قسم به سورهی قرآن و آیتی که در اوست
قسم به کوفتن دشمنان به گُرزِ گِران
قسم به خون شهیدان جنگ چالدران
قسم به فتحِ روایت، قسم به آوینی
قسم به غیرتِ ملّی، به عزمِ آیینی
که بر طریقِ شرف ایستادهایم هنوز
وَ مرد کوه و بیابان و جادهایم هنوز
شبیه آینه در چند جبهه مُنتشریم
کمانِ آرشمان هست و پشتِ لانچریم
به هیچ شعبدهای زَر نمیشود مِسِتان
شکارِ پنجهی سیمرغِ ماست هِرمِستان
شکستِ گاوچرانان از ایلِ پارس خوش است
عقبنشینیِ ناو از خلیج فارس خوش است
هلا که از سرتان تیر کم نخواهد شد
صدای زوزهی آژیر کم نخواهد شد
مدام لعنت و فریاد میفرستیمت
قشونِ موشک و پهپاد میفرستیمت
به خیره از صفِ آزادگان چه میطلبی؟
شهید و اِبنِ شهیدیم؛ هان! چه میطلبی؟
مَدارهای تو حیرانِ حرب و حربهی ماست
که جایجای تلاویو زیر ضربهی ماست
چنان به غیظ بکوبیم شهر حیفا را
که بیدرنگ ببینید خاکِ صحرا را
سِزا قبیلهیتان را زمین نداشتن است
که بعد شخمزدن وقتِ یونجه کاشتن است
به سوی ماست کنون چشمهایِ فردوسی
به گوش میرسد آنک صدایِ فردوسی
"بدون حرمتِ اینخاک، تن مباد مرا
که جز ولایتِ ایران وطن مباد مرا"
زمان آن شده از نو چکامه بنویسیم
که جلد دیگری از شاهنامه بنویسیم
تو ای هماره پریزاد و پاکزاد ایران!
به رغم دشمن دیوانه زندهباد ایران!
برای هدیه به خاکت به تن سری دارم
هم از زبان و هم از مُشت خنجری دارم
اگر فدای تو شد روح ناشکیبایم
بگو که تیر بسازند از استخوانهایم
تو از هزارهی قبل از مسیح، ایرانی
که سرزمین دلیران و مهد شیرانی
که ساکنان تو خورشیدگسترند هنوز
و دشمنان تو یکمُشت بَربَرند هنوز
حماسه میطلبد نغمهای نظامی را
بیار سمفونیِ سرخِ انتظامی را
که موشک از پی موشک به آسمان برویم
فراتر از خود و آنسوتر از زمان برویم
بهار میرسد از راه و ما مقدمهایم
یکیست مردم ایران و آن یکی همهایم
کسی که پشت پدافندها نشسته منم
کسی که معبر دژخیم را شکسته منم
منم که دگمهی پرتاب را نواختهام
منم که خاک تلاویو را گداختهام
منم پرندهی جنگندههای ایرانی
منم یکایک رزمندههای ایرانی
معادلات بَداندیش را به هم زدهایم
ستیغ پهنهی تاریخ را عَلَم زدهایم
شبیه خاک تو کاشانهای نشد ایران!
بمان به خاطر فرزندهای خود ایران!
بمان به فَرّ خداوند و جاودانه بمان
به احترام دبستان دخترانه بمان
#سعید_مبشر
https://eitaa.com/shabnampoem
پا کار کیستید ؟ هوادار کیستید؟
در این میانه گرمیِ بازار کیستید؟
با رقص روی آتش خون های کودکان
غمخوار کیستید، عزادار کیستید؟
ای جوجه های تازه برون آمده ز تخم
چشم انتظار دانهی منقار کیستید؟
وا کرده اید دست کمک سوی اجنبی
حالا کمک رسیده، طلبکار کیستید؟
خر داغ میکنند عزیزم ؛ کباب نیست..!!
بنگر کجا نشسته و پَروار کیستید !
چوب حراج بر شرف و آبرو زدید
هان! بنگرید بستهی افسار کیستید!
ماییم پای میهن مان سر به دارها
سربارهای مَزبَله! سردار کیستید؟
سَرویم و ریشه در دل این خاک بسته ایم
بی بُتّه اید ؛ در پی انکار کیستید؟!
#عباس_جواهری_رفیع
https://eitaa.com/shabnampoem
رمضان بود ولی داغ محرّم دیدم
«خِرَد از باده ندید آنچه من از غم دیدم»
کودک و پیر در این حادثه مبعوث شدند
دست این مردمِ یکپارچه پرچم دیدم
خاطرم نیست که غیر از شب تشییع امام
آخرین بار کجا اینهمه آدم دیدم!
وای از آن مشت گره کرده، چه نامم جز کوه
آنچه را در گذر حادثه محکم دیدم
وای از آن قلّۀ بشکوه که در تعظیمش
قامت سروترین طایفه را خم دیدم
پیش ازاین بیت مشرّف شده بودم، او را
همۀ حسرتم این است چرا کم دیدم
آن زمان که خبرِ رفتن آن مرد آمد
مرگ را در نظرم امر مسلّم دیدم
یک نفر گفت که دیده ست که «برمیگردد»
گفتم این خواب، همانیست که من هم دیدم!
#مسعود_یوسف_پور
https://eitaa.com/shabnampoem
این بار شوخی با کَس و ناکَس نداریم
اصلا خیال صلح و آتش بس نداریم
ما شاهباز قلۀ ایثار و عشقیم
ترسی به دل از دستۀ کرکس نداریم
بی وقفه میباریم موشک بر سر خصم
ساده بگویم،فرصت «دَس دَس» نداریم
سرو تنومندیم، سبز و استواریم
بیمی ز نیش تلخ خار و خس نداریم
آزادگی با خون شود تضمین بی شک
خون میدهیم و میل بر محبس نداریم
این آخرین پیغام ما بر کل دنیاست
«این بار شوخی با کَس و ناکَس نداریم»
#محمدی_ناعم
https://eitaa.com/shabnampoem
هرچند که کار دشمن آدم سوزی ست
این سوختن و ساختنم پیروزی ست
هرشب وسط معرکه ها می مانم
حالا که جهان سرای جنگ افروزی ست
#اڪرم_نورانی
https://eitaa.com/shabnampoem
به دست کوچک او بود دست مادر او
گرفته قمقمه را نیز دست دیگر او
رسیده نوبت تدریس حرف شین امروز
دوباره درس الفباست در برابر او
به روی میز معلم چقدر شیرینی است
و تاج کاغذی شین نشسته بر سر او
مداد قرمز او بی اراده جیغ کشید
پرید واژهٔ موشک میان دفتر او
شبیه لاله شده تاج کاغذی در خون
کنار نیمکت افتاده است پیکر او
کلاس لاله شده بین خاک و خون پرپر
به روی تخته ولی مانده عکس رهبر او
هنوز شین شهادت به دفترش باقی است
چقدر خوش خط و زیباست مشق آخر او
#علی_اصغر_شیری
https://eitaa.com/shabnampoem
از ما به تو همیشه و هرجا سلام ها
ای راه تو ادامه راه امام ها
ای لهجه فصیح تو از نسل بوتراب
لحن تو جاری است میان کلام ها
ما شور محشریم، خروشی فراتریم
الله اکبریم به لب های بام ها
در خلوتم صحیفه و فتح و توسل است
رد میشویم باز هم از ازدحام ها
والامقام! پس چه شد آخر پناهگاه؟
آن جلوه و تجمل والا مقام ها..
شادند از نبود تو یک عده نانجیب
آه از مرام طایفه بی مرام ها
ما جنگ را شروع نکردیم هیچگاه
اما نصیب ما شده حسن ختام ها
دم میزنیم از تو و از انتقام تو
بعد از تو زندهاند دمادم قیام ها
#عاطفه_جوشقانی
https://eitaa.com/shabnampoem
تقدیم به #رهبر_شهیدم
شک میخزد در آسمان، ای ماه! لبیک!
شب را بتاران از دلِ گمراه، لبیک!
ای بیهراس از کارزار نو یزیدان
برداشته شمشیر ثارالله! لبیک!
ماییم و شوق جان سپردن در رکابت
لبیک ای فرماندهی دلخواه، لبیک!
در ریشههایم میدود اندیشهای سرخ
گل میکند روی لبم هرگاه لبیک!
در شوق مضمون بلند حرف هایت
سر داده ایران، محکم و کوتاه، لبیک!
ای در جهانِ تکیه بر هوش مجازی
از عمق جهل دشمنان آگاه، لبیک!
جوش شهادت میزند خون در رگ ما
ای زخمهای کاریِ جانکاه، لبیک!
#میثم_داودی
https://eitaa.com/shabnampoem
به شهدای ترور
رسیده است به سر، روزهای خدمتشان
شهادت است کنون مزد استقامتشان
نه آب رفته دل بی قرارشان از ترس
نه خواب رفته در این نازمانه ساعتشان
گذاشتند به سر تاج عزت آنها که
ردای رزم برازنده شد به قامتشان!
جزای پاکی و اخلاصشان، شهادت بود
کسی مباد جسارت کند به ساحتشان
نبود دغدغهشان روز و شب، به جز مردم
نمیگذاشت دمی فکر خلق راحتشان
به فکر بال زدن رو به آسمان بودند
زمین نداد کمی هم به خویش عادتشان!
هزار آینهی روبهرو، که چشم حسود
مباد رو به شبِ شعر بی نهایتشان!
ستاره میچکد از ردپایشان در عرش
قسم به صبح فروزنده شهادتشان!
#میثم_داودی
https://eitaa.com/shabnampoem
چه طوفان می کند در قلب میدان ذکر یا حیدر
نشسته بر زبان اهل ایمان ذکر یا حیدر
به گوش اهل عالم می رسد این روزها بی شک
از ایران از دل داغ خیابان ذکر یا حیدر
توکل بر خدا کردیم در آماج مشکل ها
مدد داده است ما را حین طوفان ذکر یا حیدر
از آتش بازی قوم یهودا هیچ ترسی نیست
که خواهد کرد آتش را گلستان ذکر یا حیدر
دل ما قرص و محکم می شود با گفتنش ، آری
شما را می کند دائم پریشان ذکر یا حیدر
نمی دانم چه سری هست در این ذکر طوفانی
که خیبر می کَند از جا به قرآن ،ذکر یا حیدر
بگو حیدر،بخوان حیدر،امیرالمومنین حیدر
دهد بر عمر اسرائیل پایان ذکر یا حیدر
مدد حیدر مدد حیدر مدد حیدر مدد حیدر
چه طوفان می کند در قلب میدان ذکر یا حیدر
#محمدجواد_منوچهری
https://eitaa.com/shabnampoem
از شنبه های دور تا اکنون جهان غرب
روی فلسطین گله ی بوزینه می ریزد
بوزینه هایی که خداشان بود گوساله
از پنجه ی خون رنگ آنها کینه می ریزد
بوزینه ای که از نژاد شوم صهیون است
جادوگری که پیشه اش تحریف و تلبیس است
دیوانه ای که از لبش تلمود می ریزد
خون خواره ای که پیش او ابلیس قدیس است
ایلومناتی های تک چشم فری ماسون
از نسل باعل های هاگانا، لحی، آرگون
با قلب های سخت تر از سنگ های سخت
لژهایشان آذین شده با لکه های خون
نوشیدن خون گلوی کودک جنتیل
همراه با مشروب، آن هم در عبادتگاه
تلمود ، صهیونیسم ، کابالا ، گُییم ، اتنوس
این داستان طنزی است زهر آلوده و جانکاه
اینها تمدن ساز این دنیای خون رنگند
اینها خدایان ستمکاری و نیرنگند
(آن) پاسبانان جهان ، دزدان شبگردند
( آن) صلح جویان عاملان اصلی جنگند
در چاه ها ، خون و بدن های زن و کودک
خون جنین و جسم قطعه قطعه ی مادر
خاکستر اجساد ، در خون لخته های خاک
باروت و تیر و انفجار و آتش و خنجر
تصویری از خوی جنون آمیز صهیون ماند
بر خاک صبرا و شتیلا، سلمه و قانا
در الخلیل و دیر یاسین و کفر قاسم
در غزه و طنطوره و خان یونس و اقصی
با خاک و خون چیدند دیوار تمدن را
روی هزاران غنچه ی بی تاب، در آتش
آنان که خون انبیا از چنگشان می ریخت
آنها که از کشتارشان ، شد خون جگر آتش
پیجیده فریاد هزاران کودک غزه
چون صاعقه در حنجر سرخ جهان اینک
در انفجار بغض ها گم شد صدای بمب
دارد به پایان می رسد این داستان اینک
حک کرده بر آوارها، فواره های خون
وقت سقوط ظلم در اوج ستمکاری است
از شش جهت خشم الهی بر سر صهیون
از آستین سرخ مردان خدا جاری است
حیفا و تل آویو در طوفان الاقصی
با خاک یکسان می شود از بارش سجیل
در ناله های داغداران محو خواهد شد
از دامن جغرافیا عنوان اسرائیل
#مسعود_اسدی_خانوکی
از نظر یهود انسان های غیر یهودی به ظاهر انسان ولی در واقع حیوان هستند و باید در خدمت یهود باشند
یهود به غیر یهود عناوین ذیل را اطلاق می کند
گُییم ، اتنوس ، جنتیل
Goyim ethnos gentil
ایلومیناتی = لژهای مخفی یهود شیطان پرست با نماد دجال
هاگانا، لحی، آرگون = گروه های تروریستی صهیونیسم که نقش مستقیم در کشتار صبرا و شتیلا و دیر یاسین و کفر قاسم داشتند
( آن) = UN علامت اختصاری سازمان ملل متحد
باعل = از سلاطین شیاطین
https://eitaa.com/shabnampoem
،،
چند دوبیتی برای شهید مجتبی ساجدی
' شهید سه روزه جنگ'
گلای خونه پژمردن عزیزم
تو رو از پیش من بردن عزیزم
بخواب راحت! ببین از آسمونا...
برات گهواره آوردن عزیزم
.
غمای کل عالم سهم من شد
گل من هم فدایی وطن شد
میگفتم رخت دومادیش ایشالا...
سه روزِ بعد، قنداقش کفن شد
.
چرا دستای نازت سرده مادر؟
فدای قامتت همدردِ مادر
لباس نو مبارک باشه اما
کفن واسهت گشاده مردِ مادر!
.
نپرس از علت حال نزارم
بذار از غصهی تو خون ببارم
سه روزه سهم دیدار منی که...
برات نُه ماهیه چشمانتظارم
.
وطن! چی کرده توو خاک تو ریشه؟
که خاکت بوی خون میده همیشه
بنازم مادرا و بچههاتو
شهیدی از شهیدی زاده میشه
#امیرحسین_پورعزیز
https://eitaa.com/shabnampoem