باید که از این جنگ نرنجیم
تا قدرت خویش را بسنجیم
ماییم اَبَـــرحریــفِ دشمـــن
کابوس شبِ افسیوپنجیم
#بجنگ_تا_بجنگیم
#ناهید_خلفیان
https://eitaa.com/shabnampoem
خشمیم و شبیه موج و طوفان هستیم
ما آیه به آیه شرح قرآن هستیم
تفسیر اشداء علی الکفاریم
تا مرگ ستم کف خیابان هستیم
#فرشته_پناهی
https://eitaa.com/shabnampoem
اگر قرار شود عشق را گناه بگیرند
و یا به هر گذری بر غریبه راه بگیرند؛
بگو کجا بگریزند عاشقان غریبت
بگو کجا به جز آغوش تو پناه بگیرند
چه میکنیم، اگر در سکوت سنگی کوچه
نگاه پنجرهها را به رنگ آه بگیرند
یکی شده وسط کوچه رد پای من و تو
بعید نیست مرا با تو اشتباه بگیرند
«به جز تو نیست هر آن کس که دوست داشته بودم
اگر هر آینه» این شعر را گواه بگیرند
نمیگذارم از این پس، به قدر پلک زدن هم
نگاه ابریشان را به سمت ماه بگیرند
#علی_اصغر_شیری
https://eitaa.com/shabnampoem
بوسههایت مسیر معراج است
زیر سقف خیال و خلوت و خشت
با تو گویی خدا مرا آرام
می برد روی دوش خود به بهشت!
با تو انگار ازل همین حالاست
با تو نقش فرشته کمرنگ ست
من که باشم در این میان که خدا
در هوای تو سخت دلتنگ ست
بدنت همزمان حریق و حرير
من از اعجاز تو خبر دارم
در تن نازکت خدا پیداست
تا ابد من به تو نظر دارم
صبر كن این تمام حرفم نیست
تو نباید دعای من باشی
از خدا خواستم موافق بود
می توانی خدای من باشی
افشین_یداللهی
https://eitaa.com/shabnampoem
نشناختیم نعمت ماه صیام را
شب های عاشقانهی ذکر و قیام را
از روزه ای که هیچ به جز تشنگی نداشت
هرگز مخواه لذت شرب مدام را
ای کاش با دعای سحر زنده میشدم
مستی مرگ پس زده آغوش جام را
شمشیر نفس گرچه درون غلاف بود
با یک هوس دوباره شکسته نیام را
موسیقی سکوت سحرهایم آرزوست
موسیقی ای که بست دهان کلام را
دیگر تمام دل خوشی من محرم است
من عاشقم حسین (علیه السلام) را
ما دست و پا شکسته و بی قدر و قیمتیم
ای کاش میخرید شبی بار عام را
#محمدجواد_جلالی
https://eitaa.com/shabnampoem
مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند
مرغان نظرباز سبکسیر #فروغی
از دام گه خاک بر افلاک پریدند
https://eitaa.com/shabnampoem
هلال ماه جهان را به جلوه غارت کرد
که هر که بود در آفاق دل زیارت کرد
ثواب میکده را عادلانه بخشیدند
به نا امیدی بیچارگان بشارت کرد
سبوی خالی مارا به صد خجالت دید
که ساقی از خم خود بر همه اشارت کرد
کسی نبود که مارا به قیمتی بخرد
امیر آمد و سود وزیان تجارت کرد
خراب ، خانه ی قلبم ز تیرگی شده بود
به ماه عید دوباره دلم عمارت کرد
مکن ملامتم از عمق ناتوانی ها
که پیر میکده مستورم از حقارت کرد
به شستشو نشدم پاک در تنزل عمر
مرا به خمره ی می غرق در طهارت کرد
#خلیل_کاظمی
https://eitaa.com/shabnampoem
دل از دلیل فراری سر از سراب پر است
بنوش حرفم را قلبم از شراب پر است
مرا چه دیده ای، ای خوش خرام خیره به من
که آهوانه ی آهت از اضطراب پر است
که مرغ بسمل پرهیز میزند پر پر
به دست چاقوی هیزی که از شتاب پر است
دوباره زل زده ام سمت آشپزخانه
خیال خانه ام از وحشتی خراب پر است
ببین چه کرده ای ، ای عشق هرچه میگذرد
هنوز هم دل من از تو بیحساب پر است
خودم به چشم خودم دیده ام، سوالی نیست
به من جواب نده، گوشم از جواب پر است
#سید_محمد_امین_موسوی
https://eitaa.com/shabnampoem
دل قوی دار
سحر نزدیک است....
وای، باران
باران؛
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای، باران
باران؛
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رؤیای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم
و ندایی که به من می گوید :
“گر چه شب تاریک است
دل قوی دار، سحر نزدیک است “
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن می بیند
مهر صبحدمان داس به دست
خرمن خواب مرا می چیند
آسمانها آبی
پر مرغان صداقت آبیست
دیده در آینهی صبح تو را میبیند
از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پر و بال
#حمید_مصدق
https://eitaa.com/shabnampoem
نشود فاش کسی
آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر
نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش
سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی
که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما
کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان
من و توست
گو بهار دل و جان باش و
خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران
که خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس
و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی
ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند
به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است
نشان من و توست
سایه ز آتشکده ی ماست
فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن که
به جان من و توست...
#هوشنگ_ابتهاج
https://eitaa.com/shabnampoem