eitaa logo
راه
277 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
1هزار ویدیو
12 فایل
شعر و غزل و موسیقی تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید رفت
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد عمری ضرب و انتگرال دیدم علم جبر آخرش در منحنیِ خنده‌ات معنا شده... این اَنگ‌ها که خورده‌ام، از پاک‌بودن است رَخت ســفــیــد  زودتـر آلوده می‌شود... او خودش بیدار و می‌گوید به من که: «شب به خیر» ماه، آری غالباً شب‌زنده‌داری می‌کند ما را بدون عقل جهنم نمی‌برند اما بدون عشق جهنم سزای ماست! مشتاقِ به رفتنی! برو، حرفی نیست چیزی که نمی‌شود.. کمی می‌میرم قهر کردم تا مرا با بوسه‌ات راضی کنی بچه اَم، با مزه‌ی شیرین فقط خر میشوم! بین جان من و پیراهن من فرقی نیست هر یکی را که برایت بکنم می‌میرم...!!! در نَمازم جای رَب، دائـم تو دَر ذِهـنِ مَنی گوش هایَم در اذان ، حیَّ عَلی دِلـبَر شِنید عمرم به پای غصه‌ی دنیا حرام شد یک جان خسته مانده که آن هم حلال تو! https://eitaa.com/shabnampoem
برنمی تابند خفاشان ظهور نور را نیست امید پذیرش احمق منفور را « آفتاب آمد دلیل آفتاب » اما نشد روشنایی بخش، چشمان همیشه کور را عشق تنها یادگاری شد که از ما مانده است می نویسم روزگاری قصه ای مشهور را خواب ما بیداری است و خواب ما هشیاری است خواب را دریاب این نزدیک تر از دور را در جهان سایه ها درگیر تاریکی شدیم سایه می خواهد بفهمد داستان نور را رعد و برقی شد صدای نم نم باران رسید یادم آمد قصه ی تنبک زن و سنتور را دودکش می گوید آنجا آتشی روشن شده دود گاهی می رساند کاملا منظور را باز می گردیم روزی ما به نور ذات حق می گشاید چشم، خورشید حقیقت کور را https://eitaa.com/shabnampoem
خوب است در بی واژه بودن شعر تر با تو در عالم دیوانه گی ها یک سفر با تو در بین یک راه بدون درد سر امشب همراهی حتی به شکل مختصر با تو تنها نه من با چشمهایت گفتگو دارم در زمزمه افتاده دنیای هنر با تو حرفی برای گفتگوی ما نمی ماند امشب تمام سطرهای این خبر با تو یک جنگل از دار و درختان بهارانم تن خسته ام زخم و جنون این تبر با تو حبس ابد در بازوانت حکم آزادیست زندان تنگ و قبض روح یک نفر با تو در آسمان این حوالی روشنایی نیست من ابر اما نور این قرص  قمر با تو آیینه محو خط چشم ابروانم شد اما در آخر یک نگاه و یک نظر با تو بگذار حرف آخر من نقطه چین باشد دلخواه من امضای پایان اثر با تو https://eitaa.com/shabnampoem
قرص و محکم روی پایِ خویشتن می ایستیم عاشقانه در رهِ حفظ وطن می ایستیم تن به تن اسطوره های عشق و ایثاریم ما پای حفظ میهن خود تن به تن می ایستیم "جان مان بادا فدای عزت ایران مان" تا به تن جان هست پای این سخن می ایستیم ما و از میدان فراری بودن از بیمِ خطر؟ گو خطر را پیش آید،مرد و زن می ایستیم هر شعار ماست مشتی بر دهان دشمنان پس برای مشت بر دشمن زدن می ایستیم هر چه می بینیم زیبایی ست در راه حسین وه چه شیرین اند در راهش مِحَن می ایستیم امتی بی باک می خواهد امام عصرِ ما ما به عشق امت مولا شدن می ایستیم https://eitaa.com/shabnampoem
از گریه‌های عاریه‌ای سیرم، باید سرود مرثیه‌ای دیگر قطعا برای کام غزل بد نیست، گاهی تنفس از ریه‌ای دیگر! دیگر بس است سفسطه و بازی، سحر کلام و معجزه سیری چند!؟ پیغمبری تمام شده دیری است! شاعر بیار داعیه‌ای دیگر خشک است چشمه‌های شعور من، نقبی بزن عمیق‌تر از افلاک ما از زمینمان که نروئیدیم، شاید اگر که ناحیه‌ای دیگر... خود نیز مانده‌ایم چه می‌خواهیم، دنیا!؟ بهشت!؟ عشق !؟ خدا!؟ خرما!!!؟ هرروز هرکجا عَلمی برپاست، هی فرقه‌فرقه ناجیه‌ای دیگر! از بلبشوی دین و سیاست تا خون و تفنگِ تشنهٔ آزادی مایی که نظم‌های نوین داریم! هی ساختیم نظمیه‌ای دیگر! هرروزمان به معرکه‌ای طی شد، هرشب به حسرتی که چرا غفلت دیروز را معاویه‌ای آشفت، امروز را معاویه‌ای دیگر! هی روضه‌خوان درنگ کن امشب را، بنشین و گوش کن به سکوت ما دیگر سر بریده نمی برّد، در ما به پاست تعزیه‌ای دیگر https://eitaa.com/shabnampoem
کسی نداشت شبیه تو اشتیاق جدایی من و دو پای شکسته، تو و دو بال رهایی بهانه بود پریدن، چقدر ساده گذشتی از این پرنده‌ی عاشق، از این اسیر هوایی قفس نفس‌نفسم را برید تا که بدانم نه گیر خاطره‌هایی نه جای چون و چرایی چه تلخ قصه‌‌ی‌ ما را به سر رساند خدامان نه طاقتی که نمیرم نه مهلتی که بیایی همیشه حضرت حافظ به خال می زند؛ آری من خراب کجا در پی تو‌ام تو کجایی!! پرنده رفته ای اما به یاد هم‌قفسی‌ها دلت گرفت بخوان با دلم سرود رهایی https://eitaa.com/shabnampoem
جنگ رمضان ۱۴۰۴/۱۲/۲۶ "باز این چه شورش است که در خلق عالم است " باز این چه شورش است شبیه محرم است میدان رزم ما شده میدان شهر ما انگار روز بعثت اولاد آدم است جدول چه سنگری و خیابان چه معبری در دست این که جای رقیه ست پرچم است امسال زودتر شده آغاز روضه ها حالا چقدرتعزیه هامان مجسم است دریای اشک ریخته پای حسینمان حالا که فکر می کنم این گریه ها کم است آن یک شبیه اصغر و این مثل اکبراست این مدرسه ست یا شبح شام اعظم است؟ زینب وشان به داخل گودال آمدند دور حسین اینهمه پژواکِ "هستم" است "هل من معین" رسیده به جایی که هر دلی با گوش جان شنیده به صوتی که ملهم است عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان آن لحظه ای که روز شمردم همین دم است https://eitaa.com/shabnampoem
عشق من! روز خواستگاری كه سينی از دست دخترم افتاد ياد آن روز تلخ افتادم كه هوای تو از سرم افتاد   مادرم رخت شسته بود آن روز كفتری روی بام خانه نشست از لب بام ديدمت، ناگاه پشت بام از كبوترم افتاد   كوچه باريك بود... -قهر نكن من فقط اندكی جوان هستم -باز تا ديدمت دلم لرزيد باز هم چادر از سرم افتاد   من همانم كه مرده بود، فقط اندكی سالخورده تر شده ام اندكی هرچه داشتم اما روزی از چشم همسرم افتاد   خانه در بی كسی فرو می رفت عشق من! تا به يادت افتادم آنچنان گريه ام گرفت كه باز پدرم ياد مادرم افتاد   كفتر از پشت بام خانه پريد مادر از پای حوض پر زده بود پدر آتش گرفت و خواهرم از شانه های برادرم افتاد   ساعت چند و نيم ديشب را چند پيمانه از خودم رفتم تا بيايم به خواستگاری تو باز چشمم به دخترم افتاد   https://eitaa.com/shabnampoem
با همهء فقر و پریشانی ام لطف خداوند شد ارزانی ام ماه خدا ، مائدهء نور بود عاشق این سفرهء نورانی ام شکر که فضل و کرمش رزق شد شاکر این نعمت و مهمانی ام حیف که اکنون شده وقت وداع حیف که در لحظهء پایانی ام سیر ز شهدش نچشیدیم و باز می رود این رحمت بارانی ام رهبر ما نیست در این عید فطر غمزدهء موسم هجرانی ام گفت که مبعوث شود امتم شاهد این بعثت ایرانی ام بیشتر از پیش شده اتحاد شاکر این شور و فراوانی ام موعد عید است و دعا می کنم بر همه، یاران خیابانی ام ای نفحات همهء عشق ها رایحهء کوثر ریحانی ام منتظرم، باز بیایی که من عاشق آن ماه مسلمانی ام کاش که قبل از تو بیاید امام مهدیِ موعودِ بهارانی ام کاش نگاهی کند او بر حقیر شاد شود او ز غزلخوانی ام https://eitaa.com/shabnampoem
ای سرآغاز بهترین تقدیر ،ماه خوب خدا خداحافظ ای سحرهای کوثر و تطهیر،ماه ذکر و دعا خداحافظ ای تمامیّ لحظه هایت نور،ابتدا تا به انتهایت نور حسِّ نابِ زلالِ آیینه، نور سرتابه پا خداحافظ «أسئَلُک» های لحظه های سحر،نغمه« ی کُلُّ نورکَ نَیِّر » ذکر« مِنْ رحمتک بِأوسَعِها»، ماه صبر و رضا خداحافظ ای ابوحمزه های وقت سحر،«یاالهی وَلاتوَدِّبني» «وَاَکْفِني ما اَهَمَّني مِنْ أمر»٬ نور ارض و سما خداحافظ ماه جوشن کبیر و «خَلّصنا» ،لحظه ی اِستغاثه و اَلغوث ماه ذکر و« الهی العفوها»،ماه «اِغفرلنا »خداحافظ لذّتی داشت این "طلاق تن" و لذّت وافرش "تلاقی روح" راز "کَدحاََ مُلاقی" است همین ، به اُمید لقا خداحافظ https://eitaa.com/shabnampoem
آواز عاشقانه‌ی ما در گلو شکست حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی‌کند تنها بهانه‌ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره‌خورده در دلم آن گریه‌های عقده‌گشا در گلو شکست ای‌داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد ای‌وای، های های عزا در گلو شکست آن روزهای خوب که دیدیم، خواب بود خوابم پرید و خاطره‌ها در گلو شکست «بادا» مباد گشت و «مبادا»‌به باد رفت «آیا» ز یاد رفت و «چرا» در گلو شکست فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا...در گلو شکست https://eitaa.com/shabnampoem