eitaa logo
محله علی بن ابیطالب ع(شهرک ۱۵خردادشهرک فجر.شهرک‌قائم ‌)
108 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
36 فایل
اهداف کانال: *آگاهی ازاخبارواطلاعات محله *صدای شمابرای طرح مشکلات محله ارتباط با: مدیر @Tmz0hoor باادمین @Yafaresalhejazz پاسخ به شبهات تربیتی @Mohammadreza_behjati پاسخ به شبهات مسائل روز(سیاسی،دینی،اخلاقی) @aftabemehrabany تبادل نداریم https://eitaa.c
مشاهده در ایتا
دانلود
39.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ مراسم تعویض نام مدرسه، چیزی فراتر از یک تصویر بود؛ قطره‌ای از دریای احساس، قاب‌هایی از خلوص، و لحظاتی که دل را بی‌اختیار به آسمان می‌برد. در آن قاب‌های ساده اما عمیق، قلب‌های کوچک و معصوم کودکان، با نگاه‌هایی سرشار از نور و بی‌ریایی، دست‌هایشان را به نشانه احترام بالا برده بودند؛ انگار که می‌دانستند نامی که بر دیوار مدرسه نقش می‌بندد، نام کسی‌ست که جانش را برای آرامش همین خاک هدیه کرده است. مادر شهید، با چشمانی خیس و دلی شکسته، در میان جمع ایستاده بود؛ نه برای دیده شدن، بلکه برای آن‌که نام فرزندش فراموش نشود… و اشک‌هایش، بی‌صدا، روایت‌گر سال‌ها دلتنگی بود. و آن خیر مدرسه‌ساز، با قلبی بزرگ‌تر از دیوارهای مدرسه، با نگاهی مهربان و لبخندی آرام، در کنار کودکان بود بی‌ادعا، بی‌هیاهو، تنها برای آن‌که چراغی روشن کند در مسیر علم و ایمان. این کلیپ، روایت خلوص بود… روایت عشق بی‌نام و نشان… روایت پیوند نسل‌ها با نام شهید، با اشک مادر، با لبخند کودک، با قلب خیر… و چه زیباست مدرسه‌ای که نامش، از جنس ایثار باشد و دیوارهایش، با اشک و دعا و لبخند، رنگ گرفته باشد… https://eitaa.com/rahrovan110
38.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت های جناب سرهنگ حرزاده مدیر کل محترم حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان یزد در خصوص خاکسپاری شهید گمنام در میدان امام حسین علیه السلام شهرستان اردکان
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشتباهات مرگبار در حمام ببین خانم دکتر چی میگه خداخیرت بدهدخانم دکترکه ماروازاطلاعات خوبی باخبرکردی
منابع لبنانی: جنگنده‌های ارتش رژیم‌صهیونیستی، بر فراز جنوب لبنان در ارتفاع پایین درحال گشت زنی هستند @Baseeratt
حکایت ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد. در راستهء کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا آزادی بیشتری برای تهیه کفش دلخواهش داشته باشد. ملا یکی یکی کفش ها را امتحان کرد؛ اما هیچ کدام را باب میلش نیافت. هر کدام را که می پوشید ایرادی بر آن وارد می کرد! بیش از ده جفت کفش دور و بر ملا چیده شده بود و فرشنده با صبر و حوصلهء هر چه تمام به کار خود ادامه می داد. ملا دیگر داشت از خریدن کفش ناامید می شد که ناگهان متوجهء یک جفت کفش زیبا شد! آنها را پوشید. دید کفش ها درست اندازهء پایش هستند. چند قدمی در مغازه راه رفت و احساس رضایت کرد. بالاخره تصمیم خود را گرفت. می دانست که باید این کفشها را بخرد. از فروشنده پرسید: قیمت این یک جفت کفش چقدر است؟! فروشنده جواب داد: این کفش ها، قیمتی ندارند! ملاگفت: چه طور چنین چیزی ممکن است؟! مرا مسخره می کنی؟! فروشنده گفت: ابدا، این کفش ها واقعا قیمتی ندارند؛ چون کفش های خودت است که هنگام وارد شدن به مغازه به پا داشتی...! این داستان زندگی اکثر ما انسان هاست...! همیشه نگاه مان به دنیای بیرون است! ایده آل ها و زیبایی ها را در دنیای بیرون جست و جو می کنیم...! خوشبختی و آرامش را از دیگران می خواهیم! فکر می کنیم مرغ همسایه غاز است...!
«به‌نمازاول‌وقت‌پایبندباشیدوبر خواندن‌قرآن‌مخصوصامعنایـش تداوم‌داشته‌باشید..♥!» 🌸 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ https://eitaa.com/rahrovan110
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا