25.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آیتم_تصویری | دختران نونهال روستای گردکوه مهریز ،در هفته بسیج با حضور در منزل شهید غلامحسین خراسانی؛ عهد و پیمان خود با شهدا را تجدید کردند.✨
#بسیج_مردم
#سنگر_خدمت
🌐 شبکه تولید محتوای مردمی سازمان فضای مجازی بسیج استان یزد
🇮🇷 @matnayazd
🇮🇷 @matnamedia
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧕اینم برنامه نماز قضاهامون، که از فردا دوباره یادآوری میکنم بهتون😍🥰
✔️ببینید حاج آقا درباره اش چی میگه...
خیلی خوشحال شدم شنیدم🥲🥰
🙋بفرست برای هر کسی که احساس میکنی دوست داره باهامون شروع کنه😃😍🥰
نماز مغرب🍀
سوره لیل📖
ذکر شکرلله 📿
یادآوری: خواندن سوره واقعه قبل خواب
خانم ۵ صبحی | عضو شوید 👇
🧕@khanome_5sobhi✨
دیشب که فرمایشات حضرت آقا را میشنیدم، یک جملهاش مثل صاعقه بر دلم نشست:
«از اسراف اجتناب کنید، همهمان…»
همین یک جمله کافی بود تا بغض کنم. تا به خودم بیایم. تا بفهمم که گاهی جبهه، فقط خاکریز و میدان مین نیست… گاهی جبهه، آشپزخانهی خانهی من است.
چقدر ساده از کنار اسراف گذشته بودم… نانهایی که بیتوجه خشک میشدند، شیر آبی که تا دستم را میشستم، بیوقفه میچکید، چراغهایی که بیدلیل روشن میماندند، خوراکیهایی که با بیبرنامگی میخریدیم و بعد دور میریختیم…
و حالا، با این تلنگر، فهمیدم که اسراف فقط یک عادت بد نیست؛ یک خطر است. خطری برای کشورم، برای آیندهی فرزندانم، برای برکت خانهام.
اسراف یعنی ناسپاسی. یعنی بیتوجهی به نعمتهایی که دیگران حسرتش را میخورند. یعنی زخمیکردن ریشههای اقتصاد خانواده و کشور.
و در مقابل، صرفهجویی یعنی عقل. یعنی ادب در برابر نعمت.
من، به عنوان یک مادر، یک زن خانهدار، یک سرباز گمنام در خط مقدم اقتصاد خانواده، امروز با فرمان فرماندهام، تصمیم گرفتم که برخیزم.
تصمیم گرفتم که خانهام را سنگر کنم.
تصمیم گرفتم که به بچههایم یاد بدهم:
برکت را باید حفظ کرد.
نعمت را باید حرمت گذاشت.
و صرفهجویی، یک سبک زندگی است.
یک افتخار است.
از امروز، هر بار که شیر آب را میبندم، هر بار که نان مانده را به لقمهای گرم تبدیل میکنم، هر بار که چراغ اضافهای را خاموش میکنم، حس میکنم دارم به کشورم خدمت میکنم.
دارم به فرمان فرماندهام لبیک میگویم.
دارم آیندهی بچههایم را روشنتر میکنم.
و باور دارم:
وقتی حضرت آقا چیزی را خطر میدانند، یعنی واقعاً خطر است.
و وقتی به کاری فرمان میدهند، یعنی در آن خیر عظیمی نهفته است.
پس من، با افتخار، این مأموریت را پذیرفتم.
از خانهام شروع میکنم…
برای کشورم، برای خانوادهام، برای رضای خدا.
✍🏻بارقهیامید
🇮🇷@davat114
🌸🌸🌸🌸🌸
نشست بصیرتی سیاسی با حضور حجه الاسلام غفوری
همراه باختم صلوات🌷
پذیرایی هم آش در خدمتیم😋😋
🌼زمان: یکشنبه ساعت۳:۳٠عصر
🌼مکان: مسجد دوازده امام شهرک فجر
#واحدفرهنگیمسجددوازدهامام
#گروهجهادیشهیدمیرزایی
#پایگاهحضرتعلیبنابیطالبع
#اطلاعیه
جلسه تفسیر قرآن کریم❤️
حضور برای عموم آزاد است: #خانمها_آقایان
استاد: حاج آقا سلمان حاجی اسماعیلی
شنبهها، راس ساعت ۴ عصر🌱
در مسجد حضرت علی ابن ابیطالب(ع)
#قرآن
#واحدفرهنگیمسجدحضرتعلیابنابیطالب(ع)
همراهی با ما👇👇👇
🌸 eitaa.com/hamrahbamasjed
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذخیره اش کن لازمت میشه😌👍🏻
┈┈•°.✤🍃🌼🍃✤.°•┈┈
.🐹.⬿ایدھ هاے ڪاࢪبࢪدے
⧼
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر موقع با ماشین مجبور شدی..
┈┈•°.✤🍃🌼🍃✤.°•┈┈
.🐹.⬿ایدھ هاے ڪاࢪبࢪدے
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتما کلیپ رو تا آخر ببین👍🏻
┈┈•°.✤🍃🌼🍃✤.°•┈┈
.🐹.⬿ایدھ هاے ڪاࢪبࢪدے
.
🟢" آب لبو " باعث میشود که مغز پیر نشود و هیچوقت کسی سکته مغزی نکند !
🌀آب لبو همچنین نوشیدنی است برای تصفیه کبد ، درمان کبد چرب ، پیشگیری از آلزایمر و تقویت حافظه!
https://eitaa.com/rahrovan110
گذر جوانى
دريغـــا اين جـوانى زود گذر بود
گذشت عمــرى كه بى سود و ثمر بود
بهـــار آمـد جـوانى زود بگذشت
كه اين خواب خوش ما يك سحر بود
جـوانى رفت چـون در از كف ما
دمــى آمــــد دمــى رفت بى خبر بود
نـدانسـتم و قـــدرش را نـدانــــم
كه سـودايـش به يك سـوداى سر بود
ز پيـرى مىخورم افسوس اى دل
خـوراكـت جز غـم و خـون جگر بود
جوانى رفت چون تيرى ز تركش
كـــه هــرگز برنگـــردد بى اثر بود
به پيــرى اين «رسولى» ره شنـاسد
كـه در خـط و مسيـرش صـد هنر بود
🌸🍃🌸🍃
شدید برادر شداد از پادشاهان عدالت گستر روی زمین بود، در زمان او نقل کرده اند به طوری مردم به آرامش زندگی می کردند که شخصی را برای قضاوت بین آنها تعیین کرده بود از تاریخ تعیین او تا مدت یک سال هیچکس برای رفع خصومت بدارالقضا نیامد روزی به شدید گفت من اجرت قضاوت را نمی گیرم زیرا در این یک سال حکومتی نکرده ام پادشاه گفت تو را برای این کار منصوب کرده ایم کسی مراجعه کند یا نکند.
پس از یک سال دو نفر پیش قاضی آمدند یکی گفت من از این مرد زمینی خریده ام در داخل زمینش گنجی پیدا شده اینک هر چه به او می گویم گنج را تصرف کن چون زمین تنها از تو خریده ام قبول نمی کند فروشنده گفت من زمین را با هر چه در آن بوده به او فروخته ام گنج در همان مکان بوده متعلق به خریدار است قاضی پس از تجسس فهمید یکی از این دو نفر دختری دارد و دیگری پسری دختر را به ازدواج پسر در آورد و گنج را به آن دو تسلیم کرد بدین وسیله اختلاف بین آنها رفع شد
#منبع:
روضة الصفا، احوال هود(ع)
داستانها و پندها، ج۲، داستان ۷۸
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
https://eitaa.com/rahrovan110