آقای کیا رستمی، منو یه توت نه، ولی«نوری که اول صبح از پنجره اتاق میتابه، خوردن چای زنجبیل با مامانبزرگ، خنده های بابا و ذوق مامان، نشستن کنار پنجره و ذوق صبح بیدار شدن از خواب برای خوردن مربای هویج» نجاتم داد.
یکی از دوستام قدش کوتاه تره، داشتیم راه می رفتیم گفت یکم قدتو کوتاه تر کن،من گفتم نمیتونم بشینم کف خیابون = ).