سفارش عجیب علامه امینی به فرزندش پس از مرگ
محمدهادی امینی فرزند علامه امینی مینویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعهای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم،او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دستبوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟
پدرم گفت: چه میگویی؟
دوباره عرض کردم: آقاجان! در آنجا که اقامت دارید، کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه آلاف التحیة و الثناء)؟!
او اندک تأملی کرد و سپس فرمود: فقط زیارت اباعبدالله الحسین(علیه السّلام)!
عرض کردم: شما میدانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است، برای زیارت چه کنیم؟
فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(علیه السّلام) بر پا میشود، شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین(علیه السّلام) را به شما بدهند.
سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه میکنم که زیارت عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن، زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان، این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت میشود
هدایت شده از « ظهور منجی »
صلّی الله علی المهدی/
سلامتی و ظهور منتقم شهید کربلا، حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: ۱۴ صلوات
🔰 ابتکار بسیار زیبا از تولیت حرم اباعبدالله الحسین علیه السلام
🔻 روی نوشته زیر انگشت بزن
http://app.imamhussain.org/tour/
⬛️ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم
🏴دختر فاطمه! بازار! خدارحم کند
چادر پاره و انظار، خدا رحم کند
ما که از کوچه فقط خاطرۀ بد داریم
شود این حادثه تکرار، خدا رحم کند
یک زن و قافله و خندۀ نامحرمها
بر اسیران گرفتار، خدا رحم کند
یک شَبه پیر شدی یا ز تنور آمدهای
یک سر و این همه آزار؟ خدا رحم کند
نیزه داران همه مَستند، نیفتی پایین
حنجرت خوب نگه دار، خدا رحم کند
گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد
بر من و زلف خم یار، خدا رحم کند
ظرف خاکستر یک عده هنوز آتش داشت
شعله افتاد به گلزار، خدا رحم کند...
داستان اُمّ حبیبه و حضرت زینب علیها السلام
در بحر المصائب میخوانیم:
یک روز زنی طبقی از طعام آورد و در نزد بی بی زینب علیها السلام گذارد.
آن علیا مخدّره فرمود این چه طعامی است، مگر نمی دانی صدقه بر ما حرام است؟
عرض کرد ای زن اسیر، به خدا قسم صدقه نیست، بلکه نذری است که بر من لازم است و برای هر غریب و اسیر میبرم.
حضرت زینب علیها السلام فرمود این عهد و نذر چیست؟
عرض کرد من در ایّام کودکی در مدینه رسول خدا صلی الله علیه وآله بودم و در آنجا به مرضی دچار شدم که اطبا از معالجه آن عاجز آمدند.
چون پدر و مادرم از دوستان اهل بیت بودند برای استشفا مرا به دارالشفای امیرالمؤمنین علیه السلام بردند و از بتول عذرا فاطمه زهرا علیها السلام طلب شفا نمودند.
در آن حال حضرت حسین علیه السلام نمودار شد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
ای فرزند، دست بر سر این دختر بگذار و از خداوند شفای این دختر را بخواه!
پس دست بر سر من گذاشت و من در همان حال شفا یافتم و از برکت مولایم حسین تاکنون مرضی در خود نیافتم.
پس از آن، گردش لیل و نهار مرا به این دیار افکند و از ملاقات موالیان خود محروم ساخت. لذا بر خود لازم کردم و نذر نمودم که هر گاه اسیر و غریبی را ببینم چندان که مرا ممکن میشود برای سلامتی آقایم حسین علیه السلام به آنها احسان کنم، باشد که یک مرتبه دیگر به زیارت ایشان نایل بشوم و جمال ایشان را زیارت کنم.
آن زن چون سخن را بدین جا رسانید علیا مخدّره زینب علیها السلام صیحه از دل برکشید و فرمود:
یا اَمَةَ الله همین قدر بدان که نذرت تمام و کارت به انجام رسید و از حالت انتظار بیرون آمدی. همانا من زینب دختر امیر المؤمنینام و این اسیران، اهل بیت رسول خداوند مبین هستند و این هم سر حسین علیه السلام است که بر در خانه یزید منصوب است.
آن زن صالحه از شنیدن این کلام جانسوز، فریاد ناله برآورد و مدتی از خود بیخود شد. چون به هوش آمد خود را بر روی دست و پای ایشان انداخت و همی بوسید و خروشید و ناله واسیّداه، وا اماماه، و واغریباه به گنبد دوّار رسانید و چنان شور و آشوب برآورد که گفتی واقعه کربلا نمودار شده است.
سپس در بقیه عمر خود از ناله و گریه بر حضرت سیّدالشهداء علیه السلام ساکت نگردید تا به جوار حق پیوست.
منبع:
کتاب «دانستنیهای حضرت زینب سلام الله علیها و حضرت رقیه سلام الله علیها»، ص۱۸.
نوشته علی غزالی اصفهانی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمة الله
امروز پنج شنبه
۲۰ شهریور ۱۳۹۹
۲۱ محرم الحرام ۱۴۴۲
۱۰ سپتامبر ۲۰۲۰
پنجشنبه متعلق است به:
🌺 حضرت عسکری امام حسن بن علی
الزّکیِّ سلام الله و صلواته علیهِما