پس از تحملِ آن همه درد کسی که به مقصد میرسد ؛ دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود . . .
امیر برومندenc_17450877014963528917124.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
بدون امضای رقیه ، کسی نرفته تا حالا تو صحن بابای رقیه : ))
طرف زنگ زده بهم چن تا از کتاب های درسیم رو میخواد برای چن روز بگیره .
بابا آخه مگه نمیدونی کتاب درسی یچیز شخصیههه ، من الان اونهمه چرت و پرت رو چجوری پاک کنم
رامونا .
تو را نشناختیم که این گونه در حیرت گم کردنِ خویش ناامید به دیوار غفلت تکیه زده ایم . کاش یک روز بفه
خانه ها ویران .
دل ها پر از غصّه .
چشم ها پر از اشک تنهایی .
گوش ها منتظر شنیدم شعر امید .
دست ها برآورده به تمنّای اوج آسمان .
پاها لرزان و ناتوان از گام برداشتن .
و اینها همه
تقاصی است که برای دوری از تو میدهیم .