امیر برومندenc_17450877014963528917124.mp3
زمان:
حجم:
1.3M
بدون امضای رقیه ، کسی نرفته تا حالا تو صحن بابای رقیه : ))
طرف زنگ زده بهم چن تا از کتاب های درسیم رو میخواد برای چن روز بگیره .
بابا آخه مگه نمیدونی کتاب درسی یچیز شخصیههه ، من الان اونهمه چرت و پرت رو چجوری پاک کنم
رامونا .
تو را نشناختیم که این گونه در حیرت گم کردنِ خویش ناامید به دیوار غفلت تکیه زده ایم . کاش یک روز بفه
خانه ها ویران .
دل ها پر از غصّه .
چشم ها پر از اشک تنهایی .
گوش ها منتظر شنیدم شعر امید .
دست ها برآورده به تمنّای اوج آسمان .
پاها لرزان و ناتوان از گام برداشتن .
و اینها همه
تقاصی است که برای دوری از تو میدهیم .
ما باید مثل تو زندگی کنیم ؟
نه .
باید پیش تو زندگی کنیم ؟
نه .
باید چشم به سوی تو زندگی کنیم ؟
نه .
ما باید برای تو زندگی کنیم
که اگر این چنین باشیم
هم مثل تو
هم پیش تو
و هم چشم به سوی تو زندگی خواهیم کرد .
باید برای تو لبخند زد .
به خاطر تو اخم کرد .
برای تو ساکت شد .
به خاطر تو فریاد کشید .
به خاطر تو قهر کرد .
برای تو آشتی کرد .
باید برای تو گذشت کرد .
و اگر تو خواستی
باید به خواست تو انتقام گرفت .
باید برای خاطر تو محبّت کرد
و اگر میلن کشید
باید به میل تو شمشیر کینه کشید .