طرف زنگ زده بهم چن تا از کتاب های درسیم رو میخواد برای چن روز بگیره .
بابا آخه مگه نمیدونی کتاب درسی یچیز شخصیههه ، من الان اونهمه چرت و پرت رو چجوری پاک کنم
رامونا .
تو را نشناختیم که این گونه در حیرت گم کردنِ خویش ناامید به دیوار غفلت تکیه زده ایم . کاش یک روز بفه
خانه ها ویران .
دل ها پر از غصّه .
چشم ها پر از اشک تنهایی .
گوش ها منتظر شنیدم شعر امید .
دست ها برآورده به تمنّای اوج آسمان .
پاها لرزان و ناتوان از گام برداشتن .
و اینها همه
تقاصی است که برای دوری از تو میدهیم .
ما باید مثل تو زندگی کنیم ؟
نه .
باید پیش تو زندگی کنیم ؟
نه .
باید چشم به سوی تو زندگی کنیم ؟
نه .
ما باید برای تو زندگی کنیم
که اگر این چنین باشیم
هم مثل تو
هم پیش تو
و هم چشم به سوی تو زندگی خواهیم کرد .
باید برای تو لبخند زد .
به خاطر تو اخم کرد .
برای تو ساکت شد .
به خاطر تو فریاد کشید .
به خاطر تو قهر کرد .
برای تو آشتی کرد .
باید برای تو گذشت کرد .
و اگر تو خواستی
باید به خواست تو انتقام گرفت .
باید برای خاطر تو محبّت کرد
و اگر میلن کشید
باید به میل تو شمشیر کینه کشید .
عاشقانه و عاقلانهاش همین است که میگویم :
تو محبوب خدایی
و لبخندِ تو مایه ی خشنودی او .
خدا ما را آفرید
که لبخندی بنشانیم روی لب تو .
رامونا .
عاشقانه و عاقلانهاش همین است که میگویم : تو محبوب خدایی و لبخندِ تو مایه ی خشنودی او . خدا ما را آ
زندگی ما وقتی خرج لبخند تو میشود
خدا ما را به خودش نزدیک میکند
و خانهمان را در همین دنیا بهشت میکند .
بهشت ، همان جایی است
که تو میخندی :) .
من آمدهام برای تو زندگی کنم
تا به فلسفه ی آفرینش خویش برسم
آقا !
کمی لبخند بزن
تا عزمم جزم شود برای "برای تو زندگی کردن" .