رامونا .
چه زمان ما را میبینی و ما تورا میبینیم . . .
کوفیانیم که در پوستهی منتظریم ⁵⁹ ..
هر وقت تو را گم میکنم
جانم بی رمق تر از پیش میشود
قلبم زنگار گرفته تر از قبل
شانه هایم خمیده تر
هر وقت تو را گم میکنم
بغض در گلویم مینشیند و راهی برای خلاصی پیدا نمیکند
انگار که تکهای از من فریاد میزند و چیزی نمیشنوم
تمام تنم درد میشود و حس نمیکنم
هروقت تورا گم میکنم خسته تر میشوم
غمگین تر میشوم
تو بایدِ زندگیِ منی!
و من چقدر فراموش کار...