" تو بایدی و یقینی ، نه اتفاقی و شاید
تو سرنوشتِ زمینی که اتفاق میافتد "!
حضور تو برای زندگی ما چقدررر ضروریست . . .
میان این همه " اگر "
چقدر " بایدی " !
زبانم لال و چشمم کور و گوشم کر ، ببین من را
دمی دور از رخ دلدار باشم ، حال من اینگونه بد باشد