داشتم جعبه ی خاطراتمو مرتب میکردم که یهو این پوست شکلات رو دیدم و اون روز برام زنده شد .
بهمنِ ¹⁴⁰³ با دوستای کلاس رفته بودیم بوستان نرگس ؛ کوثر این شکلات رو خرید به این نیت که وای قراره خیلی ترش باشه ولی اونقدرا هم ترش نبود 😔🤌🏻
دلم تنگ شد برای اون روزا ..
رامونا .
چقدر این حرم صفا دارد ؛ ضامنی چون رضا کجا دارد ؟! . .
ایران ، ایرانِ امام رضاست .
رامونا .
دلم برای اون روزایی که «با حنا و کوثر سر کلاس ایرپاد میذاشتیم تو گوشمون و مثلاً با دقت داشتیم به درس
"Friends are the sunshine of life ." ✨