ولی عوضش دوست دارم شبا و صبحای زود بیدار باشم.
همه جا ساکته، هیچکس نیست اعصابمو خورد کنه، خودمم و خودم، نهایتا با چند تا دلقک مثل خودم تو گپ قدقد حرف میزنیم و حالم خوب میشه.
از خواب به عنوان ماشین زمان استفاده میکنم.
مثلا حوصله بعد از ظهر رو ندارم و میخوام زودتر شب بشه پس بجای اینکه صبر کنم، میخوابم و مستقیم شب بیدار میشم
اگر بدونید بعضی آدما فقط با یه "نخ" به این دنیا وصل هستن، نه کسی رو آزار میدید،
نه قضاوت میکنید، نه چوب لا چرخ بقیه میذارید، نه با روح و روان کسی بازی میکنید.
واقعا خیلی ها لبه پرتگاهن و فقط یه هل نیاز دارن برای سقوط.
وقتی میفهمی که دوست داشتنت به ینفر تموم شده، که دیگه تمایل نداری اونو ببینی و این اتفاق برای منی که یکی رو تا حد مرگ دوست داشتم اتفاق افتاده. دنیا جای عجیبیه.