هدایت شده از فِنتانیل.
با تمام وجود دلم بغل میخواد. یه بغل که بدون حرفی محکم نگه ام داره؛ براش از همه دردهایی که کشیدم تعریف کنم. اشک بریزم، داد بزنم، زار بزنم، به دنیا فحش بدم؛ زخم های روحم رو دونه دونه نشونش بدم، بدون اینکه قضاوتم کنه محکم تو بغلش نگهم داره.
تو تابستون یه گوشه ثابت بیشینی مامان بزرگم باهات لواشک درست میکنه.
تو فصلای دیگه هم باهات ترشی درست میکنه.
من بر خلاف بقیه که تو فاز فیلم و سریال و این چیزان، تو فاز کتابم.
کتابای رمان و این چیزاهم نه، سعی میکنم کتابایی بخونم که به علمم اضافه کنه.
اگه بچت دختر یا پسر بشه اسمشو چی میذاری؟
--
چه سوال رندومی.
بین اسم دختر ها به اسم فاطمهزهرا خیلی علاقه دارم.
و بین اسم پسر هاهم به عبدالحسین خیلی علاقه دارم. جدی خیلی معنی اسم عبدالحسین قشنگه:))
فرض کن روز قیامت حضرت زهرا ازت بپرسن اسمت چیه؟ توهم بگی عبدالحسین..
بنده پسرت(:
یه دنیای رندوم؛☫🏴
هیچوقت شب با چشم اشکی نخوابید. چشم چپم عفونت کرده شبیه مختار شدم.
الان از خواب بیدار شدم، پلک چپم چنان باد کرده نمیتونم کامل بازش کنم.
حس میکنم مختارم باید برم بجنگم🗿