وضعیت: وقتی میخوای برنامه بریزی با دوستات بری بیرون🎀
هدایت شده از ‹ نِقزن ›
من از زندگی انسانی و دراماهاش خستم. دوست دارم یه گربه باشم. بهم غذا بدن، تا لنگ ظهر بخوابم، چنگ بزنم و باز دوستم داشته باشن. Meow.
خدایا نمیفهمم.
جواد تو کماست داشت میمرد اونوقت مسعود و قاسم که چندین سال باهم دوست بودن اصلا خبر نداشتن بیمارستانم نیومدن👩🏻🦯
ولی بهروز که کلا چند ماهه دوستن داشت گریه میکرد😀