eitaa logo
رنگ خدا
76.5هزار دنبال‌کننده
14.7هزار عکس
5.8هزار ویدیو
80 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر https://eitaayar.ir/anonymous/aB6V.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 یعنی قایق زندگیت را دست کسی بسپاری که صاحب ساحل آرامش است! 🌺🌿 🌸 قشنگترین و شادترین لحظات نصیبتان باد! ☀️روزتون بخیر و شادی و آرامش و آمرزش ! 🔻@range_khodaa🔻
◼️امام باقر علیه السلام فرمودند: ◾️أفْضَلُ العِبادَةِ ألقَرائَةُ فِى المُصحَفِ. ▪️برترين عبادت، تـلاوت قـرآن است. 📚بحارالانوار، ج 92، ص202 🔻@range_khodaa🔻
رنگ خدا
🍀 سلام بر ابراهيم ۱🍀 💥 قسمت هشتاد و ششم: والفجرمقدماتي ( بخش پنجم) 👤 راوی : علي نصرالله مجتبي
☘ سلام بر ابراهيم ۱☘ 💥 قسمت هشتاد و هفتم: كانال كميل 👤 راوی : علي نصرالله يكي از مســئولين اطلاعات را ديدم و پرسيدم: يعني چي گردانها محاصره شدند؟ عراق كه جلو نيامده، بچه ها هم توي كانال دوم و سوم هستند. فرمانده گفت: كانال سومي كه ما در شناسائي ديده بوديم، با اين كانال فرق داره. اين كانال و چند كانال فرعي را عراق ظرف همين دو سه روز درست كرده. اين كانالها درست به موازات خط مرزي ساخته شده، ولي كوچكتر و پر از موانع. بعــد ادامه داد: گردانهاي خطشــكن، براي اينكه زير آتش نباشــند رفتند داخل كانال. با روشــن شــدن هوا تانكهاي عراقي جلــو آمدند و دو طرف كانال را بستند. دشمن هم كانالها را زير آتش گرفته. بعد كمي مكث كرد و گفت: عراق شــانزده نوع مانع ســر راه بچه‌ها چيده بود، عمق موانع هم نزديك به چهار كيلومتر بوده! منافقين هم تمام اطلاعات اين عمليات را به عراقيها داده بودند! خيلي حالم گرفته شد. با بغض گفتم: حالا چه بايد كرد!؟ گفت: اگــر بچه ها مقاومت كنند مرحله دوم عمليــات را انجام ميدهيم و آنها را ميآوريم عقب. در همين حين بيسيمچي مقر گفت: يك خبر از گردانهاي محاصره شده! همه ساكت شدند. بيسيمچي گفت: ميگه »برادر ثابت نيا با برادر افشردي دست داد!« اين خبر كوتاه يعني فرمانده گردان كميل به شهادت رسيده. 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهيم ۱👉🏻 🔻@range_khodaa🔻
47.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| | • چرا من می‌کنم نمیشه، همون دعا رو همکارم می‌کنه، اجابت میشه؟ • چرا من توی کارم نمیشم، اما یه آدم ضعیف‌تر از من اومد و تونست موفق بشه؟ • چرا من لاک‌پشتیه، امــا یکی رو میشناسم، دیرتر از من شروع کرد، مثل جت اوج گرفت و رشد کرد؟ 🔻@range_khodaa🔻
🌸🍃🌸🍃🌸🍃 مردی خانه بزرگی خرید. مدتی نگذشت خانه اش آتش گرفت و سوخت. رفت و خانه دیگری با قرض و زحمت خرید. بعد از مدتی سیلی در شهر برخاست و تمام سیلاب شهر به خانه او ریخت و خانه‌اش فرو ریخت. شیخ را ترس برداشت و سراغ عارف شهر رفت و راز این همه بدبیاری و مصیبت را‌ سوال کرد. ابو سعید ابوالخیر گفت: خودت می‌دانی که اگر این همه مصیبت را آزمایش الهی بدانیم، از توان تو خارج است و در ثانی آزمایش مخصوص بندگان نیک اوست. 💠 شیخ گفت: تمام این بلاها به خاطر یک لحظه آرزوی بدی است که از دلت گذشت و خوشحالی ثانیه‌ای که بر تو وارد شده است. شیخ گفت: 🔻 روزی خانه مادرت بودی، از دلت گذشت که، خدایا مادرم پیر شده است و عمر خود را کرده است، کاش می‌مرد و من مال پدرم را زودتر تصاحب می‌کردم. 🔻 زمانی هم که مادرت از دنیا رفت، برای لحظه‌ای شاد شدی که می‌توانستی، خانه پدری‌ات را بفروشی و خانه بزرگتری بخری. تمام این بلاها به خاطر این افکار توست. مرد گریست و سر در سجده گذاشت و گفت: خدایا من فقط فکر عاق شدن کردم، با من چنین کردی اگر عاق می‌شدم چه می‌کردی؟؟!! سر بر سجده گذاشت و توبه کرد. 🔻@range_khodaa🔻
هدایت شده از سید هاشم الحیدری
📸 حضور سید هاشم الحیدری در سومین روز حرکت پیاده روی اربعین امام حسین (علیه السلام). 🔷 عراق | دوشنبه - ۱۴۰۲/۰۶/۱۳ به کانال سید هاشم الحیدری بپیوندید. https://eitaa.com/hashemalhaidary