▪️ مروری بر ادله شهادت حضرت رسول الله صلی الله علیه وآله
در منابع فریقین روایات فراوانی در زمینه شهادت نبی اکرم ص و مسمومیت ایشان دستیاب است که تأیید آن در کلمات جمع زیادی از بزرگان فریقین دیده میشود. (مفید، المقنعة، ص456؛ طوسی، تهذيب الأحكام، ج6، ص2؛ طبرسی، مجمع البیان، ص156؛ حلی، منتهي المطلب، ج2، ص887. از عامه ابن مسعود: السیرة النبویه، ابن کثیر، ج 4، ص449؛ مسند أحمد، ج1، ص408؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج10، ص109، یکی از انصار: انساب الأشراف، بلاذری، ج1، ص576؛ شعبی: المستدرک، نیشابوری، ج3، ص60، ح 4395/99؛ قول ابن سعد: المجدی فی الانساب، علوی، ص6 و…)
علاوه بر اخبار خاص در شهادت حضرت رسول الله ص (بصائر الدرجات، ج1، ص503/ ح6، الكافي، ج1، ص533) هم چنین اخباری نیز به نحو عموم سخن از شهادت یا مسمومیت پیامبر ص و اهل بیت ع دارد. (نمونه: سليم بن قيس، ج2، ص837-838؛ بصائر الدرجات، ج1، ص503/ ح5 عيون أخبار الرضا، ج2 ص203؛ كفاية الأثر، ص162) که اسنادی برخی قویتر است، (الأمالي للصدوق، ص63؛ عيون أخبار الرضا ع، ج2، ص256 خبر اباصلت، طوسي، الغيبة، ص388 خبر شیخ حسین بن روح) و مقبول بسیاری از علمای امامیه است. (نک: إعتقادات الإمامية للصدوق، ص99؛ إعلام الورى، ص367) و هر چند که برخی در عمومیت شهادت کل ائمه ع تردید نمودهاند. (تصحيح اعتقادات الإمامية، مفید، ص132) اما نگارنده به ردی بر اصل شهادت رسول الله ص در کلمات اعلام امامیه دست نیافتم.
▪️علت شهادت حضرت رسول الله ص
اخبار در اصل مسمومیت حضرت رسول الله ص اتفاق دارد. ولی در مصداق ماجرای آن اختلاف است:
1- سم زن یهودیه
2- سم دختران سران سقیفه
1️⃣ اسناد اخبار سم یهودیه بیشتر و قویتر است. حتی شهید ثانی ادعای استفاضه و یا تواتر آن و بقای آثار آن تا وفات ایشان را کرده است (مسالك الافهام، ج11، ص459: «... ﻭﺃﻛﻞ ﻣﻨﻪ ﻫﻮ ﻭﺑﻌﺾ ﺃﺻﺤﺎﺑﻪ، ﻓﻤﺎﺕ ﺭﻓﻴﻘﻪ ﻭﺑﻘﻲ ﻳﻌﺎﻭﺩﻩ ﺃﻟﻤﻪ ﻓﻲ ﻛﻞ ﺃﻭﺍﻥ ﺇﻟﻰ ﺃﻥ ﻣﺎﺕ ﻣﻨﻪ ص») که البته این ادعا جای بررسی دارد.
غیر از خبر غیر صریح ابن ظریف -که خواهد آمد- دو سند بصائر الدرجات (ج1، ص503؛ مختصر البصائر، ص82) آمده؛ از جمله به سند رایج جعفر بن محمد اشعری از عبدالله بن میمون قداح (توثیق شده) که گرچه صحیح مصطلح نیست، اما در آثار حدیثی و فهارس طریق اصلی تا قداح است. با وجود احتمال ارسال در روایات قداح یا تشابهاتش با اخبار عامه، اولویت سندش بر اخبار مرسل دسته دوم بعید نیست.
در عامه نیز در آمار جوامع الکلم از 74 موضع، 26 مورد از ابوهریره، از انس 19، از ابن عباس 6، از جابر 6، از ابو سعید خدری 4 جا و 13 طریق مرسل آوردهاند و 4 موردِ منفرد نیز از دیگر صحابه است. و در تحریر مختصر اشاره به درد از 12 مورد، 5 جا از عائشه است.
🔺اما برخی به استناد اشکال متنی خبر یهودیه آن را رد نمودهاند:
1. آگاهی دیر هنگام رسول الله ص از مسمومیت با اصل هدف اخبار الهی ناسازگار است.
پاسخ:
گرچه باید نسبت به تأخیر وحی پاسخی داشت. اما وجوهی از اخبار متصور است؛ مانند اینکه صرف اعلان برای رد تحدی یهودیه کفایت میکرد. (قرب الإسناد، ص326؛ راوندی، قصص الأنبياء ع، ص313 خبر حسن بن ظریف از ثقات) و تأخیر برای رسیدن به فوز شهادت باشد. البته این جمع اخبار بر فرض صحت آن است. و بر فرض نادرستی میتوان تعارضشان را پذیرفت.
دربارۀ اصل مسموم شدن نیز قضای خداوند بر این است که معصوم و نبی در همه حال همه جزئیات نزدش نباشد. (و لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر) تا امر و امتحان خود را جاری سازد. چنانکه در روایاتی آمده:
أيوب بن نوح و إبراهيم بن هاشم عن إبراهيم بن أبي محمود قال: قلت لأبي الحسن الرضا ع: الإمام يعلم متى يموت؟ قال: نعم، قلت: فأبوك حيث بعث إليه يحيى بن خالد بالرطب و الريحان المسمومين علم به؟ قال: نعم، قُلْتُ: فَأَكَلَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ فَيَكُونُ مُعِيناً عَلَى نَفْسِهِ؟! فَقَالَ: «لَا، إِنَّهُ يَعْلَمُ قَبْلَ ذَلِكَ لِيَتَقَدَّمَ فِيمَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ، فَإِذَا جَاءَ الْوَقْتُ أَلْقَى اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ النِّسْيَانَ لِيُمْضِيَ فِيهِ الْحُكْمَ». (مختصر البصائر، ص61/ ح27؛ بصائر الدرجات، ج1، ص484 از احمد بن محمد از ابن ابی محمود)
2. اختلافات اخبار سم یهودیه که احتمال جعل را تقویت میکند.
پاسخ: این اشکال ناشی از عدم تفصیل بین اسناد و متون مختلف است. فراوان اتفاق میافتد که در تاریخ اصل واقعهای درست است و یک هسته اولیه صحیح دارد، و در طبقات بعدی و اسناد ضعیف تحریفاتی حول آن صورت میگیرد. اگر امکان تفصیل بین اخبار صحیح و غیرصحیح واقعه باشد، اشکالات متنی اسناد ضعیف به اسناد قویتر سرایت نمییابد. (در اینجا مانند پردازش خاص خبر ابو جمیله در الأمالي للصدوق، ص224 و خبر تفسير منسوب، ص177) و دلیلی نداریم اصل واقعه را انکار کنیم.
@gholow2
جلوگیری عائشه از دفن امام حسن (ع) همراه پیامبر خدا (ص)
قال: أخبرنا محمد بن عمر. قال: حدثنا علي بن محمد العمري. عن عيسى بن معمر. عن عباد بن عبد الله بن الزبير. قال: سمعت عائشة تقول يومئذ: هذا الأمر لا يكون أبدا. يدفن ببقيع الغرقد و لا يكون لهم رابعا... (الطبقات لابن سعد، الطبقة الخامسة، ج1، ص355-356).
از عباد پسر عبد الله بن زبیر نقل شده که گفت: شنیدم که عائشه در روز وفات حسن (ع) میگفت: این امر [دفن امام حسن (ع) همراه پیامبر (ص)] هرگز به انجام نخواهد رسید! حسن (ع) در بقیع الغرقد دفن میشود و همراه پیامبر (ص)، ابوبکر، و عمر، نفر چهارمی دفن نخواهد شد!...
قال: أخبرنا يحيى بن حماد. قال: حدثنا أبو عوانة عن حصين عن أبي حازم قال:... فقال أبو هريرة: أ رأيتم لو جيء بابن موسى ليدفن مع أبيه فمنع أ كانوا قد ظلموه؟ قال: فقالوا: نعم. قال: فهذا ابن نبي الله قد جيء به ليدفن مع أبيه (الطبقات، الطبقة الخامسة، ج1، ص340).
از ابوحازم نقل شده که گفت:... [چون حسن بن علی (ع) از دفن همراه پیامبر (ص) منع شد و در بقیع دفن شد]، ابوهریره گفت: به نظرتان اگر پسر موسی (ع) آورده شده بود تا همراه پدرش دفن شود و برخی مانع میشدند، آیا مانعان بدو ستم کرده بودند؟ [ابوحازم] گفت: گفتند: آری! [ابوهریره] گفت: این نیز پسر نبی خدا است که آورده شد تا همراه پدرش دفن شود!
@Al_Meerath
قبض روح شریف پیامبر (ص) در دامن برادرشان
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ. حَدَّثَنِي عَبْدُ اللّٰهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسلَّمَ فِي مَرَضِهِ:، ادْعُوا لِي أَخِي،. قَالَ: فَدُعِيَ لَهُ عَلِيٌّ فَقَالَ:، ادْنُ مِنِّي، فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَاسْتَنَدَ إِلَيَّ فَلَمْ يَزَلْ مُسْتَنِدًا إِلَيَّ و إِنَّهُ لِيُكَلِّمُنِي حَتَّى إِنَّ بَعْضَ رِيقِ النَّبِيِّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسلَّمَ لَيُصِيبُنِي ثُمَّ نَزَلَ بِرَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَسلَّمَ و ثَقُلَ فِي حِجْرِي... (الطبقات لابن سعد، ج2، ص202).
از عمر بن علی نقل شده که گفت: پیامبر خدا (ص) در بیماریاش فرمود: برادرم را فراخوانید که نزدم آید! گفت: پس علی (ع) فراخوانده شد. پیامبر (ص) به علی (ع) گفت: نزدیک من شو! [علی (ع) گفت:] نزدیک پیامبر (ص) شدم و او بر من تکیه زد و با من سخن میگفت تا آنجا که برخی از آب دهان پیامبر (ص) [که بر اثر بیماری از دهان مبارک ایشان خارج میشد] به من خورد. سپس پیامبر (ص) از دنیا رفتند و در دامن من، جان دادند...
@Al_Meerath
▪️امیرالمؤمنین علیه السّلام، پس از غسل و کفن بدن مطهّر رسول اعظم صلی الله علیه و آله، اینچنین به حضرتش خطاب نمودند:
"اگر نه آن بود که امر کردی به صبر کردن و نهی فرمودی از جزع نمودن، هرآینه اشک های خود را در مصیبت تو فرو میریختم، و هر آینه درد مصیبت تو را هرگز دوا نمیکردم، و جراحت مفارقت تو را از سینه بیرون نمیکردم، و اینها در مصیبت تو اندکی است از بسیار؛ و اندوه و حسرت را چاره نمیتوان کرد، و حزن مفارقت تو برطرف شدنی نیست، پدر و مادرم فدای تو باد، یاد کن ما را نزد پروردگار خود و ما را از خاطر خود بیرون مکن. سپس بر روی آن حضرت افتاد و روی مبارکش را بوسید و آه حسرت از سینه پر درد برکشید... "
📙 جلاء العیون، علّامه مجلسی رحمه الله، صفحه ۱۳۷
نشسته ام وسط روضه ، چشم تر برسد
برای رفتنِ تا عرش ، بال و پر برسد
عروجِ روح به معراجِ عشق ممکن نیست
مگر دو قطرهی اشکی دمِ سحر برسد
من از فراق تو دلسرد می شوم گاهی
از اینکه قبلِ وصالِ تو مرگ ، سر برسد
عزیز فاطمه! از دوریات مریض شدم
خدا کند که دوایَت به محتضر برسد
دو ماه گریه برای ظهور تو کم بود...
وگرنه یارِ سفر کرده این صَفَر برسد
چِقَدر ضَجّه زدی پای بی کسیِ خودت
ندیده ایم به داد تو..،یکنفر برسد!
گدایِ خانهٔ تو بودن آرزوی من است
فقط اجازه بده سائلت به در برسد
چه می شود که مرا هم بغل کنی یکبار...
پسر به لذّتِ بوسیدنِ پدر برسد
تو را به حقِّ رضا یا رضای ما..،برگرد
بیا که زود به سلطان هم این خبر برسد
نفس کشیدنِ آسان چِقَدر سخت شود
اگر که قطره ای از زهر تا جگر برسد
غریبِ مشهدِ ما روی خاکها جان داد
بدون آنکه به جسمش کمی ضرر برسد
فدای خون گلویی که مثل جو شده بود
حسین ، زیر سم اسب زیر و رو شده بود
بردیا محمدی
#صلوات_خاصه حضرت #امام_حسن_عسکری علیهالسلام:
▪️«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرِّ التَّقِيِّ الصَّادِقِ الْوَفِيِّ النُّورِ الْمُضِيءِ خَازِنِ عِلْمِكَ وَ الْمُذَكِّرِ بِتَوْحِيدِكَ وَ وَلِيِّ أَمْرِكَ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ الْهُدَاةِ الرَّاشِدِينَ وَ الْحُجَّةِ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا فَصَلِّ عَلَيْهِ يَا رَبِّ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيَائِكَ وَ حُجَجِكَ وَ أَوْلادِ رُسُلِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِينَ»
🏴 سالروز شهادت جانسوز حضرت أبا محمد امام حسن عسکری علیهالسلام را محضر فرزند گرامیشان حضرت خاتم الأوصیا امام زمان (عجلالله فرجه الشریف) و همه شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت میگوییم.
#تسلیت #شهادت
@shobeiryzanjani
♦️ویژگیهای انحصاری امام حسن عسکری(علیه السلام) و آل البیت به نقل از جاحِظ
🔅جاحظ دانشمند طراز اول معتزله بصره (م255 ق) در ردیه ای بر فخرفروشی بی مبنای بنی امیه، نام ده نفر از اهل بیت ع با سرسلسله امام عسکری ع - همزمان با اعتراف به انحصاری بودن خصایص آنها - ذکر می کند و می گوید:
"و کسی از قریش محسوب می شود از فرزندان بنی هاشم هستند که در یک سلسله ای ده نفر بوده و هر کدام از آنان عالم، زاهد، عبادت پیشه، شجاع، بخشنده، پاک و پاک نهاد بوده که برخی خلیفه و برخی دیگر شایستگی خلافت را دارا بودند که اینها به ترتیب پدر و فرزند بودند و اینگونه ده تن شدند که آنان عبارتند از: حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی [سلام الله علیهم اجعین] و برای هیچ یک از خانه های عرب و عجم چنین اتفاقی نیفتاده است. [اشاره و تصریح از شرافت و بزرگی خاندان اهل بیت ع]
📚 الجاحظ، أبو عثمان عمرو بن بحر بن محبوب بن فزاره اللیثی الکنانی البصری، رسائل الجاحظ، ص ۴۵۳، تحقیق: علی ابو ملحم، ناشر : دار ومکتبه الهلال، بیروت، ۲۰۰۲م
🔸@muslimna_ir
خبر نهم ربیع؛ خلاصه بحث و مستندات
عید نهم ربیع که در دوران اخیر شهرت یافته، خبری طولانی است که برای این روز فضائل زیادی بر میشمارد. پیشتر تحقیقات متعددی دربارۀ این روایت صورت گرفته و نشان دادهاند سند این روایت با داشتن ناشناختگی بیشتر رجالش و انقطاع در طریق، قابلاعتماد نیست. متن آن نیز بر خلاف منابع تاریخی، سالروز مرگ خلیفۀ دوم را در نه ربیع دانسته، و غرائب دیگری نیز دارد. در مصادر امامیه تنها همین یک خبر عید نه ربیع، که صراحت چندانی در غلو ندارد، به دلیل صراحت کمتر در غلو و مجهولبودن اکثر راویان آن نزد امامیه، ونسبت آن به یک راوی عامی (محمد بن العلاء الهمدانی) و یک راوی امامی (احمد بن اسحاق)، مجال راهیابی در برخی منابع ضعیف متأخر را یافته است.[1]
با این حال، کهنترین منبع خبر که البته، آن را به سند به ظاهر متصل هم نقل میکند، در میان نصیریه وکتاب مجموع الأعیاد متعلق به قرن پنجم است، و بر خلاف مصادر امامیه که در آنها هیچ خبر دیگری در عید دانستن نه ربیع در دست نیست، در چند مصدر نصیریه قرن 4 و 5، دستکم 6 خبر در این زمینه وجود دارد، که در اسناد آنها شخصیتهای سرشناس غالیان مانند خصیبی، ابنمهران، عبد الله بن ایوب و البته ابننصیر وجود دارند.[2] در متن عموم این اخبار شواهد آشکار غلو وجود دارد، مانند الوهیت اهل بیت ع، قطبیت سران غلو که در احادیث امامیه شدیداً لعن شدهاند و... عموم این اخبار ناظر به پیشینه عجمی ایرانی و گاه آداب مجوس هستند.
به نظر میآید غیر از اشتراکاتی مانند موضوع و تناسب گفتمانی و شعائری، میتوان اشتراکات جزئیتری رانیز میان تک سند راهیافته به منابع متأخر امامی با دیگر روایات نصیری یافت.[3] همچنین، در خبر مشترک تعبیر«وَ يَوْمُ إِذَاعَةِ السِّر» ممکن است ناظر به رویکرد نداهای علنی غالیان بر غلو فهمیده شود، و به هر حال در منابع امامی اذاعة السر همواره مطلبی مذموم است.[4] به همین صورت کاربرد «یوم الوقت المعلوم» در این خبر برای مرگ خلیفه، کاربردی متناسب با جریان غلو است. زیرا در آیات و اخبار این تعبیر برای روز نابودی ابلیس است،[5] و گویی در خبر مشترک این دویکی فرض شدهاند. تعبیر رفع قلم از همۀ خلائق تا سه روز نیز با اباحۀ غالیانه تناسب بیشتری دارد؛ تا اخبار نوشتن گناه مؤمن پس از هفت ساعت،[6] یا اخبار رفع قلم از شیعه.[7] با این همۀ این سند و متن این روایت مشخصاً نصیری نیست، و احتمال تعلق آن به جریانهای غلوگرای میانیتر وجود دارد.
________
[1]. نک.: انصاری، «سرنوشت یک روایت ساختگی دربارهٔ نهم ربیع»، سرتاسر؛ عبد علی، فرحة الزهرة: الأصل، الطقوس، والدلالات، سرتاسر؛ مسائلی، نهم ربیع، جهالتها، خسارتها، ص13-49؛ مشکانی و صادقی، «بازكاوى داستان رفع القلم»، سرتاسر؛ فلاحی قهرودی و دیگران، «روایت روز قتل خلیفه دوم در منابع شیعی، ارزیابی سندی و متنی روایت نهم ربیعالاول»، ص29-53.
[2]. الأکوار النورانیة، ص98-102؛ طبرانی، الأعیاد، 1943، ص5-14،175، 180، 212 و ...؛ همو، مجموع الأعیاد، 2006، ص229-235؛ همو، المعارف، ص71.
[3]. درنخستین خبر نصیری الأعیاد، شخصی به نام ابوالحسین احمد بن محمد بن اسحاق الجهمیدی (بمدینة طرابلس) واسطۀ طبرانی و خصیبی در سند است (طبرانی، الأعیاد، 1943، ص4؛ همو، المعارف، ص63)، که با نام «احمدبن اسحاق بن محمد البغدادي» در سند منسوب به دلائل الإمامة (جزائری، الأنوارالنعمانية، ج1، ص84) شباهت دارد. همچنین سیاق اوایل خبر مشترک با خبر دوم خصیبی بیشباهت نیست (طبرانی، الأعیاد، 1943، ص133-143).
[4].برای نمونه: کلینی، الکافی، ج2، ص369-372.
[5]. الحجر:38؛ ص:81؛ بحرانی، البرهان، ج3، ص365. نیز نک.: خصیبی، الرسالة، 2016، ص27؛ عبد علی، فرحة الزهرة: الأصل، الطقوس، والدلالات، ص30-31.
[6].برای نمونه، نک.: کلینی، الکافی، ج2، ص437-439.
[7]. ابنشعبه، التمحيص، ص41؛ ابن بابویه، فضائل الشيعة، ص14؛ همو، عيون أخبار الرضا، ج2، ص236.
@gholow2
⭕️ مجموعه مقالات همایش ملی تصوف، شاخصه ها و نقدها منتشر شد
به تازگی کتاب ارزشمند مجموعه مقالات همایش ملی «تصوّف؛ شاخصهها و نقدها» به همت «دفتر تبلیغات اسلامی» توسط انتشارات «بوستان کتاب» در دو مجلد و 1300 صفحه منتشر شده است.
🔺 فهرست عناوین مقالات
◾️ فصل اول) عقل و شهود در تصوف
- سخن بیواسطه خدا با صوفیان
- جایگاه علم و عقل در تصوف
- تحقیر عقل، علم و خردستیزی در تصوف
- جایگاه عقل و خردورزی در تصوف
- شطحیات صوفیه در سنجه آیات و روایات (مطالعه موردی: شطحیات ابوالحسین مزین و ابوالقاسم نصرآبادی)
◾️ فصل دوم) تصوف و قرآن و حدیث
- تصوف در روایات و آثار عالمان پیشین امامیه
- تأملی بر روایات مدح و ذم صوفیه
- ولنگاری عرفا و متصوفه در عرصه علوم حديث
- پژوهشی در اعتبار حدیقة الشیعه
- مفهومشناسی عبودیت در قرآن و مقایسه آن با تفسیر صوفیان
- ردیابی یک روایت عرفانی در گذر زمان
- روش تفسیری سلطان محمد گنابادی در کتاب بیان السعادة فی مقامات العبادة
- نگاه صوفیه به احادیث؛ ابهامات و تناقضات
- عدم پایبندی به قواعد بنیادین تفسیر از سوی برخی متصوفه در تبیین آیه «و قَد أضَلُّوا كَثِيراً وَ لا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ ضَلالاً»
◾️ فصل سوم) شریعت و شریعت گریزی در تصوف
- مبانی شریعتگریزی صوفیه
- نقد و بررسی نظریه شریعت، طریقت، حقیقت در تصوف و مقایسه آن با جایگاه شریعت در تشیع
- مبانی شریعتگریزی در تصوف
◾️ فصل چهارم) تقدیس ابلیس
- ستایش ابلیس در تصوف
- احمد غزالی و شکلگیری شیطانپرستی در میان یزیدیان جزیره
- خوانش مهمترین خاستگاههای «تقدیس ابلیس» در تصوف
- نگاهی به سیمای شیطان در تصوف
- منشأ تطهیر ابلیس در اندیشۀ صوفیانه و نقد آن با ادلۀ امامیه
- ابلیس از منظر صوفیه با تأکید بر آثار عطار نیشابوری
◾️ فصل پنجم) اندیشه توحیدی و وحدت وجود در تصوف
- بررسی چهار دلیل مهم از ادله قرآنی وحدت وجود
- غیرمتناهیبودن خداوند متعال و لوازم عقلی آن
- مقایسه تأثیر اندیشه توحیدی در گفتار امام علی(علیه السلام) و شطحیات بایزید بسطامی
- بررسی امکان دستیابی به معیارهای تمایز میان جهله صوفیه و محققین عرفا با تأکید بر نگرش توحیدی
- کژتابیهای اشعار عرفانی درخصوص نسبت خداوند با موجودات – بررسی موردی: منطق الطیر عطار و گلشن راز شبستری
- پیوند عقیدتی غلو و تصوف
◾️ فصل ششم) ولایت و مهدویت در تصوف
- بررسی مسأله مهدویت در باورها و کارکردهای تحریفگرایانه اقطاب فرقۀ نعمتاللهی گنابادی
- بررسی مفهوم «ولایت» در عرفان و تصوف
- بررسی نقش پیر و ولی در میان صوفیان و عرفا
- نقد و بررسی اندیشه ولایت در عرفان نظری
- مقام و موقعیت قطب در تصوف با رویکرد مصداقی به سه فرقه نعمتاللهیه، نوربخشیه و ذهبیه
- مقایسه دیدگاه صوفیه و امامیه پیرامون ولایت و خاتم اولیا
- ولایت، وجه افتراق تشیع و تصوف
◾️ فصل هفتم) آداب و سلوک صوفیانه
- سَماع از منظر قرآن و اهل بیت(علیهم السلام)
- بررسي جايگاه جامعهشناختي رياضت در حكايات تذكرة الاولياء و نفحات الانس
◾️ فصل هشتم) مواجهه عالمان، روشنفکران و مستشرقان با تصوف
- تأملی انتقادی بر آرای هانری کربن در باب مشابهت تصوف با تشیع؛ مخالفت تشیع با تصوف
نقش شرقشناسان در شناخت و معرفی تصوف در غرب
- علل گرایش روشنفکرنمایان جامعه به تصوف
تصوف در دیدگاه برخی از فقها و دانشمندان شیعه امامیه
- علامه محمدباقر مجلسی و نقد صوفیه در آینۀ کتاب عین الحیات
- دیدگاه عالمان شیعه عصر صفوی درباره تصوف
◾️ فصل نهم) تاریخ، شخصیت ها و فرق تصوف در ترازوی نقد
- جنید بغدادی و رابطه او با امامان همعصرش
- تحلیل و بررسی فرقه ذهبیه
- نقد و بررسی راهبردهای مشترک در نهضتهای صوفی – شیعی روزگار تیموریان
- تصوف قلندریه ایران و ریشههای غیراسلامی آن
- نحوه تعامل جریان تصوف با حکومت سلجوقیان
- بررسی اقدامات سیاسی و اقتصادی کارگزاران حکومت ایلخانی، در رشد اندیشههای صوفیانه
◾️ فصل دهم) نفوذ فرهنگ تصوف
- نقدی بر گزینش متون صوفیه در کتب درسی ادبیات فارسی و تأثیر ضمنی آن در ایجاد باورهای فرقهای
📌 مشاهده مشروح مطلب در سایت
🔹 پژوهشی درباره ابن عربی، عرفان و تصوف:
https://t.me/ebnearabi
@ebnearabi
✳️جلوه ای از رحمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر مشرکان
#سیره
از امام باقر علیه السلام روایتست:
🔸فرشته ای نزد پیامبر (ص) آمده و عرضه داشت:
پرودگارت سلامت میرساند و مرا مأمور به اطاعتت نموده؛ من فرمانده ی این کوه ها هستم، اگر بخواهی این دو کوه را بر روی مشرکان فرو بریزانم.
پیامبر (ص) فرمود: پرودگارا! (عذابشان نکن که) قوم من نادان هستند....
در روایت دیگر اضافه دارد: «من برای رحمت مبعوث گشته ام».
(الاصول الستة عشر/ ۱۷۷، الاحتجاج ۱/ ۲۱۲)
👈بیشترین ناسپاسی، برای مهربان ترین
@hawzeh_notes