eitaa logo
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
35هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
4.5هزار ویدیو
16 فایل
حرف ،درد دل و رازهای مگوی زن و شوهری😁🙊 با تجربه ها و رنج کشیده بیان اینجا👥👣💔 ادمین گرامی کپی از پست های کانال حرام و #پیگرد دارد⛔⛔ ♨️- ادمین @Fatemee113 جهت رزرو تبلیغات 👇👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1292435835Ca8cb505297
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🔴 چرا ما برای فرج امام عصر آنطور که باید، عاجزانه دعا نمی‌کنیم؟ ➖ما به این زندگی پر از فساد و گناه و تباهی عادت کرده‌ایم؛ لذا اصراری بر آمدن صاحبمان نداریم..! ➖هنوز که هنوز است دل به غیرِ حجّت خدا بسته‌ایم و میگوییم دیگران هم میتوانند اوضاع دین و دنیای ما را از قبل بهتر کنند..! ➖نمیدانیم آمدنش چه تغییر و تحولی در زندگی ما ایجاد میکند؛ چون کور به دنیا آمدیم قدر بینایی را نمیدانیم..! 🌕 قَالَ الإِمام المَهدیّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏» در تعجيل فرج زياد دعا كنيد كه تعجيل فرج، گشايش كار خود شما است. 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ❓ سلام ب فاطمه خانوم و عزیزان گروه امیدوارم ک حال همتون خوب باشع و ب آرزوهای قشنگتون برسین انشالله♥️🙏🥰خواهش میکنم جواب منم بدین در ارتباط با مشکلم من ۱۷ساله ب خواسته خانواده ی شوهرم بعد از عقد از تهران ب شمال نقل مکان کردیم و از روز اول عروسی تا ب الان یک روز خوش نداشتیم اول از مریضی و رطوبت بالا ک باعث تپش قلب شدید من شد و استخوان درد شوهرم و چمیدونم دخالتهای بیش از حد خانواده شوهرم ک سه تا خواهرشوهر مجرد عبوس مغرور دارم و....فقط میخام بهتون بگم دلم میخاد از غربت رهایی پیدا کنم دعایی ذکری چیزی بلدین یادم بدین نفس کشیدن برام سخت شده ...بهشت ب سرزنش نمیارزه ...چون میدونم حالا بعضیها میگن من چقدر ناشکرم ک از شمال میخام بزنم بیرون ..درحالیکه اینجا موندن فایده نداره پدرومادرم سی سال پیرشدن عین تبعیدیا دارم اینجا زندگی میکنم شوهرم اصلا منو نمیبره پیش خانواده م اوناهم جرات ندارن بیان پیشم ...😭😭😭 ❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓ آیدی ادمین: @Fatemee113 منتظر نظرات زیبا شما عزیزان هستیم.😍😊 در این 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🔻علم عشق در دفتر نباشد یكی از مریدان عارف بزرگی، در بستر مرگ استاد از او پرسید: مولای من استاد شما كه بود؟ عارف: صدها استاد داشته ام. مريد: كدام استاد تأثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟ عارف اندیشید و گفت: در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند. اولین استادم یك دزد بود. شبی دیر هنگام به خانه رسیدم و كلید نداشتم و نمی خواستم كسی را بیدار كنم. به مردی برخوردم، از او كمك خواستم و او در چشم بر هم زدنی در خانه را باز كرد. حیرت كردم و از او خواستم این كار را به من بیاموزد. گفت كارش دزدی است. دعوت كردم شب در خانه من بماند. او یك ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون میرفت و وقتی برمی گشت می گفت چیزی گیرم نیامد. فردا دوباره سعی می كنم. مردی راضی بود و هرگز او را افسرده و ناكام ندیدم. دوم سگی بود كه هرروز برای رفع تشنگی كنار رودخانه می آمد، اما به محض رسیدن كنار رودخانه سگ دیگری را در آب می دید و می ترسید و عقب می كشید. سرانجام به خاطر تشنگی بیش از حد، تصمیم گرفت با این مشكل روبه رو شود و خود را به آب انداخت و در همین لحظه تصویر سگ نیز محو شد. استاد سوم من دختر بچه ای بود كه با شمع روشنی به طرف مسجد می رفت. پرسیدم: خودت این شمع را روشن كرده ای؟ گفت: بله. برای اینكه به او درسی بیاموزم گفتم: دخترم قبل از اینكه روشنش كنی خاموش بود، میدانی شعله از كجا آمد؟ دخترك خندید، شمع را خاموش كرد و از من پرسید: شما می توانید بگویید شعله ای كه الان اینجا بود كجا رفت؟ فهمیدم كه انسان هم مانند آن شمع، در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد، اما هرگز نمیداند چگونه روشن میشود و از كجا می آید ... 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 «تا حالا برای کسی یار بودی؟» این سوال رو‌ وقتی ازش پرسیدم که داشت فکر می‌کرد برای آدم‌هایی که باهاشون تو رابطه‌ست چی بخره! یه نگاه بهم کرد و با لبخند گفت می‌بینی که... خیلی سرم شلوغه! گفتم از این همه آدم که تو زندگیت هستن چندتاشون یارن؟ گفت این یار که میگی همون رابطه‌ست دیگه؟ خندیدم و گفتم نه... یار بودن هیچ ربطی به رابطه و جنسیت و سن نداره... نه با امضای ازدواج یار میشی نه با اسم‌های تو شناسنامه! نه با پول یار میشی نه با چهره... یار بودن باید تو وجود آدم باشه یار بودن یعنی یکی شدن یعنی بدونی اگه ببازه توام باختی اگه ببره توام بردی یعنی خنده‌ش بشه خنده‌ت... گریه‌ش اشک تو رو در بیاره یار بودن یعنی همه چی رو شریک شدن درد رو بغل کردن که یارت دردش نگیره زخم رو چشیدن که خم به ابروش نیاد لبخندش قند تو دلت آب کنه یار بودن یعنی اهمیت دادن به کسی اندازه‌ای که به خودت اهمیت میدی یعنی خودت رو تو وجود اون آدم ببینی یعنی بدونی خوشحالی و خوشبختی تو تنهایی و بدون اون هیچ لذتی واست نداره یار بودن یعنی بدون اون خیلی چیزا تو زندگی کمه‌... حالا بگو ببینم تا حالا برای کسی یار بودی؟ 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🔻عطاشو به لقاش بخشيدم 📖جناب سعدي ميگه: براي يه مستمندي مشكلي پيش امد يكي به او گفت :فلاني وضعش خيلي خوبه اگر بري پيشش حتما كمكت ميكنه مستمند سمت خانه آن فرد رفت وقتي به اونجا رسيد ديد او اخم هایش را در هم كشيده و غضب الود و عصباني نشسته نيازمند چيزي نگفت و از همان جا برگشت به او گفتن چه شد؟ گفت:عطاشو به لقاش بخشيدم... 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
*🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 آرام باش آنچه برایت پیش می آید وانچه برایت رقم میخورد به دست بزرگترین نویسنده عالم ثبت شده است او که بدون اذنش برگی هم نمی افتد... کن وبا از آرزوهایت سخن بگو برآورده شدن آرزو هایت مستجاب شدن دعایت...فقط یک نگاه خدا را نیاز دارد امیدوار باش به آینده ای که خدا زودتر از تو آنجاست اعتماد داشته باش به بخت نیکی که پس از صبرت سرخواهد زد برای خدا که کاری ندارد که تو چی میخوای و خواسته ات چقدر بزرگ است تو بسپار به خدا تلاش خودت را بکن وبه این فکر کن که چطوری قرار است برآورده بشود هر خواسته ای داری از خداوند بخواه وبه اجابتش مطمئن باش 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌺❤️ قیمت عشق و علاقه عشق به اهل بیت...! گفت: فقیرم. گفتند: نیستی. گفت: فقیرم! باور کنید. گفتند: نه! نیستی. گفت: شما از حال و روز من خبر ندارید. و حال و روزش را تعریف کرد. که چقدر دستهایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند. گفت: باور کنید،به خدا قسم که چیزی ندارم. امام فرمود: صد دینار اگر به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی:که از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد صلی الله علیه و آله؟ گفت: نه! به خدا قسم نه. -«هزار دینار؟» - نه! به خدا قسم نه. - ده ها هزار؟ -نه! باز دوستتان خواهم داشت. امام فرمود: پس چطوری می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟ «چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست؟.. قدر نعمت ولایت را بدانیم ۱. ترجمه آزاد از امالی، ج ۷، ص ۱۴۷ 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 خوشبختم..... 🍃🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #ارسالی_اعضا خوشبختم..... 🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌺❤️ 😊 سلام یاس جان انشالله که سلامت باشی کل مطالب ومخصوصا در مورد عروس ومادر شوهر ها را می‌خوانم و دوست دارم که از زبان مادر شوهر  بنویسم❤️😍درد دل من😔سلام به دختر مهربانم یاس جان وهمه اعضائ♥️من قبلاً هم در مورد مادر شوهر مطالب فرستاده بودم شاید بخاطر بیاورید آن زمان تازه افتخار داشتم مادر شوهر بشم. گفته بودم که هم مادر زن هستم وهم مادر شوهر وخودم هم عروس خانواده ای بودم.کلی تجربه را پشت سر گذاشتم وآنقدر تقویمها را ورق زدم که حال ۴۵ روزدیگه به  صفحه۶۸میرسم،یعنی ۶۸بهار را پشت سر گذاشتم🙏(کودک درونم ۳۵ساله هست)🤪بتول هستم پرستار ۱۷ ساله بازنشسته شدم😁دوست داشتم که پسرم زود ازدواج کنه واز سن ۲۵سالگی دنبال نیمه گم شده برای پسرم بودم و خیلی خواستگاری برای پسرم رفتم پسرم زیر بار ازدواج نمی‌رفت دخترهایم هم سنتی ازدواج کردن وپسرم هم سنتی و خیلی دوروبرا می‌دیدم ازعروس میترسیدم وجالب اینکه اول خودم در مورد عروس وخانواده پرس و جومیکردم وبعد به پسرم پیشنهاد. میدادم وقرارملاقات می گذاشتم وحتی شیرینی می‌خریدم وروی جعبه شیرینی پاپیون میزدم وبعد به پسرم میگفتم که امروز عصر میخواهیم بریم خواستگاری وبا هزار غر زدن قبول نمی‌کردح وپدرش باهاش صحبت وراضییش میکردومیآمد یا اون قبول نمی‌کرد ویا ناز از طرف دختر به هر حال جور نمیشد من باز دست از تلاش بر نمی‌داشتم.😁روزی در جمع دوستان بودم پرسیدن مادر شوهر نشدید گفتم نه😔ماهی یکبار دورهمی دوستانه داشتیم وگفتم دیگه ازمن نپرسید که عروس دار شدم یانه😁 هروقت دیدید من تاج به سر آمدم بدانید که عروس دار شدم👏 بلاخره من به آرزوی دلم رسیدم  وعروسم نوه معلم کلاس اول پسرم بود. 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #ارسالی_اعضا 🌺❤️ #قسمت_اول😊 سلام یاس جان انشالله که سلامت باشی کل مطالب ومخصوصا در م
*🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 خوشبختم.... روز دیدن دختروپسر(زمانی که به پسرم گفتم که نوه معلم ات است اصلا غر نزد و براحتی قبول کرد ) هیچ وقت فراموشم نمیشود وقتی مادر بزرگ عروس خانم شاگردش را دیداورا در آغوش گرفت وبوسید وگفت همان قیافه هستی فقط بزرگتر شدی(۳۲سالگی) معلم پسرم همسایه مادرم بود و کاملا مارا می‌شناخت.حالا بماند روز آشنایی خوبی بود بچه ها باهم صبحت کردند شماره تلفن دادن تا بیشتر باهم آشنا شوند.در حالی که ما عازم خونه بودیم از پسرم پرسیدم که نظرت چیه گفت الان چیزی نگو من هم چیزی نگفتم چون فردایش کنکور دکترا داشت صبر کردم فردا ازش پرسیدم گفت خوب بود من خیلی خوشحال شدم وگفتم خدارا شکر،بعداز یک روز مادر دختر با من تماس گرفت وگفت از نظر ما مشکلی نیست پدرش اجازه داده و می‌توانندجهت شناخت بیشتر باهم بیرون بروند در جواب مادر گفتم دوتا پدر ها باهم آشنا شوند ،پدر  دختر نمی‌خواد ببیند که پسری که میخواد دخترش را بیرون ببرد چه پسری هست وقرار ملاقات گذاشتیم که پدر ها باهم آشنا شوند و به دیدار خانواده رفتیم و خیلی شب خوبی بود و چهار ساعت طول کشید😁همان شب آشنایی  از خانواده عروس دعوت کردم که دو شب بعد شام در خدمتشون باشم بخاطره آشنایی بیشترقبول کردن😁 پدر دختر به معلم پسرم که مادر خانم خودش بود گفت شما ازشون تعریف کردید ولی واقعا خانواده خوبی بودند اسم دختر باران ومادرش دریا هست. بعداز مدتی آشنایی روز معلم شد. ومنو پسرم بخاطر قدردانی از معلمش ودریاخانم که مدرس زبان دبیرستانها دخترانه بود راهی خانه شان شدیم باران جان (ارشد صنایع )برای پذیرایی برایمان چای وشیرینی آورد ودریا جان تعارف کردند که لطفا میل کنید ومن در جواب گفتم که زمانی شیرینی می‌خورم که جواب بله را باران جان بهح پسرم بدهد باران خجالت کشید وسرش را پایین آوردودریا جان گفتن باران باشما ست و باران جان با خجالت جواب بله رادادن  ومن پاشدم و باران را بوسیدم واز قبل یک رشته مروارید که وسطش یک گل نقره داشت ویادگاری از مکه تهیه کرده بودم را به گردنش آویز کردم وبوسیدمش وگفتم این یادگاری بخاطر بله ای که به پسرم دادی به یادبود بماند♥️اما روز جلسه دوستان خودم که ماهی یکبار دورهمی داشتیم یک  تاج سر تهیه کردم و رفتم دورهمی دوستان،  دوستان وقتی منو دیدن  خوشحال شدن وگفتم: بله من هم عروس دار شدم وتاج برسر کردم وچه روز خوبی شد همکارانی که فرزند مجرد داشتن تاج منوبر سر گذاشتن وبه نوبت رقصیدن واز اون زمان مد شده  که بخت مجردهایشان باز میشه تاج برسر در دور همی شرکت میکنند😁حالا بماند که پسرم وقتی تاج را دید گفت : این را بده به باران.من سر فرصت یک تاج قشنگتر که شد تاج عروسیش برایش خریدم و به باران موقع عروسی گفتم که حتما مجبور نیستی که ازاین استفاده کنی شاید تاج آرایشگاه بهتر باشه از اون استفاده کن ولی باران جانم موقع عروسی گفت که ازاین بیشتر خوششم آمدودوستش دارم .😘خدارا شکر باران من عین پسرم خوب بودو خداوند در وتخته را باهم جورکرده بودومثل دو دخترم(دختران من ۴۵و۴۴سال) دوستش دارم.وبه دوستانم گفتم که من عروسم را دوستدارم چون پسرم رادوست دارم ج ادامه دارد ... 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 مراقب تقویم روزگارتون باشید !!! امروز توو دفتر یهو نگاهم افتاد به تقویم روی میز کارم دیدم بعد از اینهمه روز که از مرداد گذشته تقویم من هنوز تو تیرماه مونده... با خودم گفتم عین خیلی از ماها که توو یه روزی، دوره ای ، آدمی متوقف میشیم و هر روز دیگه ای که بعد اون روز میاد فقط تکرار همون یه روز خاص، همون یه آدم خاص، همون یه دوره خاصه برامون... اگه من امروز یهو متوجه تقویم رومیزی نمیشدم و ورقش نمیزدم هیچکس دیگه دست به تقویم روی میز کار من نمیزد... مراقب تقویم روزگارتون باشید که به موقع ورق بخوره با دستای خودتون 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ❣امام صادق عليه ‏السلام : ✨لا تَكسَلوا في طَلَبِ مَعايِشِكُم؛ فَإِنَّ آباءَنا كانوا يَركُضونَ فيها و يَطلُبونَها؛ ♨️در طلب معاش خود كاهلى نكنيد كه پدران ما براى آن ‏مى‏دويدند و آن را جستجو مى‏كردند. 📚الفقيه : ۳ / ۱۵۷ / ۳۵۷۶ 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df