eitaa logo
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
35هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
4.5هزار ویدیو
16 فایل
حرف ،درد دل و رازهای مگوی زن و شوهری😁🙊 با تجربه ها و رنج کشیده بیان اینجا👥👣💔 ادمین گرامی کپی از پست های کانال حرام و #پیگرد دارد⛔⛔ ♨️- ادمین @Fatemee113 جهت رزرو تبلیغات 👇👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1292435835Ca8cb505297
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 فرق بچه های اول و آخر می دانی در چیست؟ در اینکه فرزند اولت را کامل میخواهی دوست داری زودتر بزرگ شود دلت میخواهد مستقل باشد همه آرزوهایت را سرش در میاوری به غایت ،کمال را در او میجویی و در بازی چه کسی فرزندش را بیشتر "لوس میکند، خوشتیپ می کند، لاکچری بار می آورد، کلاس های آموزشی می فرستدو.. "اولش می کنی او جدی جدی سعی می کند در جمع کلمات زبان را خوب ادا کند او جدی جدی سعی می کند لاکچری باشد و او جدی جدی درس می خواند و جدی جدی در جمع همسالانش میخواهد اول باشدو در نهایت آدم کمالگرا و خاصی بار می آید. ولی بچه  آخر را دوست داری فریز کنی که بزرگ نشود چون دیگر فسقلی در خانه نداری که بدوئد اینور آنور و با لحن بچگانه غلط غلوط حرف بزند و فندق صدایش کنی. تازه میفهمی آنقدرها هم نباید سخت بگیری می گذرد و او هرچه لازم باشد از تو می آموزد دلت می خواهد بیشتر لذت ببرد و اصلا برایت مهم هم نیست وقتی بچه اول فلانی ده تا شعر انگلیسی میخواند و بچه تو  دوتا شعر فارسی بلد است اصلا برایت مهم نیست یک ماه دیرتر راه افتاده یا از دو سالش گذشته و هنوز روان حرف نمی زند چون میدانی همه این اتفاقات بالاخره میافتد و اینها نشانه هوشش نیست و این می شود که بچه های آخر خیلی راحت تر از اولیها بزرگ می شوند. شوخی شوخی درس می خوانند، جدی جدی حامی می طلبند و شوخی شوخی به خواسته هایشان می رسند و اتفاقا موفق هم می شوند 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 خاطره ازدواج من...۲ 🍃🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️🌺 قیافه شوهر جان باشنیدن ج مثبت من😍😍☺️☺️بعداون جریان یواش یواش شوهر جان به بهونه هایی میزنگید خونمون ومیحرفیدیم ومهرش تو دلم بیشتر می شد ..حرف زدنامون قایمکی بود بالاخره ۱۹سال پیش بود تا زنگ میزد ابجی کوچیکم ازم رشوه میخواست تا به مامان نگه منم هر چی میخواست میدادم 😉😉بالاخره بعد سربازی اومدن خواستگاری داداشام قهریدن 😏😏با اونی که دوست بود میگفت به خاطر خواهر من باهام صمیمی شده بود یکیش میگفت باید بره دانشگاه تو این وسط مامانم پیروزمندانهاینجوری😊😊😊داداشای من خیلی غیرتی بودن یادمه یکی از خواستگارام دوست جون جونی داداش وسطیم بود تو خیابون موقعی که از مدرسه میومدم خونه به داداشم گفته بود یه دختر نشون کردم میخوام برم خواستگاریش خیلی دختر سنگین رنگین داداشم گفته بود بهم نشون بده اونم منو نشون داده بو😜😜بیچاره نمیدونست خواهر دوستشه بعد ها تو عروسی داداش بزرگم منو اونجا دیده بود فهمیده بود داداشم اون موقع نگفته بود خواهرشم ....بگذریم به هر سختی بود من وشوهرجان ازدواج کردیم شب خواستگاری بهم گفت نگاه نکن این دوتا خواهر الان اینجوری صمیمی هستن یه روز میشه که رابطشون بهم میخوره ولی من وتو بایدمواظب رابطه خودمون باشیم واقعا هم همینطور شد دوتا خانواده بعد عروسی افتادن به جون هم ۱۲سال باهم قهریدن شوهرجان به خاطر اینکه تو این وسط کار ما به خاطر دخالتهای اوتا به طلاق کشیده نشه به بهونه کار منو برد شهر دیگه چند سال اونجا زندگی کردیم دوباره برگشتیم شهر خودمون من وشوهر جان هر روز بیشتراز قبل عاشق هم میشیم هر چند این وسطا خیلی اذیت شدیم خیلی غصه خوردیم خیلی قلبمون شکست خیلی حرفها شنیدیم ولی الان که اینو مینویسم خدا رو شکر میکنم خدا رو همیشه تو زندگیم دیدم خدا دوتا دختر گل بهمون داده واز زندگیم راضی هستم 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌺❤️ سلام به همه خانمای عزیز منم دخترم سه سال راهنمایی و چهار سال دبیرستان رو تو مدرسه نمونه دولتی تحصیل کرد خیلی از نظر معلم و مدل درس دادن با مدرسه های دیگه فرق داره و رقابت بین بچه ها زیاده و اصلا نمره الکی به بچه ها نمیدن دختر من بعد از دوران تحصیل دانشگاه پزشکی قبول شد الان هم شکر خدا فارغ التحصیل شده و خانم دکتر برا خودش وداره به مردم خدمت میکنه. ممنون 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌷 🌷 .... 🌷دیدگاه خرناصرخان ( تپه‌ای در نزدیکی مرز خسروی) دومین یا سومین دیدگاهی بود که در زمستان سال ۱۳۶۳ رفتم. مسئول تدارکات نیروهای خط یک برادر صاف و ساده‌ای بود به نام سلمان. این آقا سلمان یک گربه قهوه‌ای داشت که خیلی دوستش داشت و یک جورهایی همدم و مونسش بود. یک روز صبح که می‌خواستم برم سنگر دیدگاه سر راه رفتم سنگر تدارکات و گفتم: آقا سلمان به ما هم کمپوت می‌دی؟ درحالی‌که گربه را بغل کرده بود و نازش را می‌کشید گفت:... 🌷گفت: این سهمیه بچه‌های خودمونه نمی‌تونم به شما بدم. منهم به شوخی گفتم: باشه من هم می‌رم می‌گم این‌جا را با خمپاره بزنند. رفتم دیدگاه و ۴ ، ۵ تا سهمیه گلوله ۱۵۵ میلیمتری را استفاده کرده بودم و با دوربین تپه ذوزنقه‌ای و خط دوم دشمن را زیر نظر داشتم. عراقی‌ها هم تک و توک دور و بر دیدگاه را با خمپاره می‌زدند. نزدیک ظهر توی دیدگاه بودم که شنیدم یکی داد می‌زنه: دیدبان نزن. دیدبان نزن برات کمپوت آوردم و .... 🌷پتوی سیاهی که جلوی در دیدگاه زده بودیم را کنار زدم دیدم سلمان چند تا کمپوت ریخته جلوی پیراهنش با دستش جلوی پیراهنش را گرفته و به سمت دیدگاه می آید. حالا نگو یکی از گلوله‌های خمپاره عراق خورده بود جلوی سنگر تدارکات اون بنده خدای صاف و ساده هم فکر کرده بود من گفتم توپخانه خودمون سنگر تدارکات را بزنه. اون چند روزی که اون‌جا بودم حسابی آقا سلمان ما را تحویل می‌گرفت. یادش بخیر خیلی چسبید خصوصاً کمپوت‌های آلبالو و گیلاس. : رزمنده دلاور حجت ایروانی، دیدبان تیپ ۶۳ خاتم‌الانبیاء (ص) 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🌱امام باقر(علیه السلام) فرمودند: 🍀 اگر خواهان قرار گرفتن در مقامات رفیع هستید؛ ☘️اگر خواهان گشایش در هر امری هستید؛ ☘️اگر خواهان جلب رضایت خداوند می باشید؛ توجّه به دو امر الزامی است: ۱ ـ شناخت امام زمان(عج) ۲ ـ اطاعت از امام زمان(عج) ☘️اگر شاه کلید «معرفت امام» در دست باشد، تمام قفل ها باز می شود. 📚 مکیال المکارم، ج۲، ص۱۸۰ 📎 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🌸🍃 ❤️ 🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🌸🍃 #از_زبان_ایل_آی❤️ 🍃🌸🍃
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 نرگس_اوی ایلای کجایی _هیچی _به چی فک میکنی _هیچی چیز مهمی نیس همینجوری _باشه نگو مام تورو نمیشناسیم که اصلا _ما دیگه پاشیم بریم لباس مباسمو که برداشتم میام کلید بهت میدم کسرا_باشه _راستی خواهش میکنم بی رو دربایسی اجاره این چن وقتم بهم بگو میدونم اینجا بالا شهر محسوب میشه و خونت ارزشش بالاتر از این حرفاس ولی کسرا میون حرفم پرید از بازوم گرفت و منو هولم داد سمت درو گفت _بیا برو به کارت برس واستاده سخن رانی میکنه بعدم میگه نمیدونم پرحرفی بچه به کی کشیده خوب خودت دیگه خواهر من چقد حرف میزنی بیابرو مامان و نرگس فقط میخندیدن _باشه نگو ولی من عمری باشه برات جبرانش میکنم _آماده باش تو عروسیمون میخام بترکونیم _فاطمه دوستمم دعوت کنا من بدون اون نمیام نرگس با دهن کجی ادای منو درآورد و گفت _فاطمه دوستمم دعوت کن خوب شد گفتی وگرنه ما عقلمون نمیرسید کسرا_هم فاطمه هم شوهرش هم همه دوستای مشترکمون دعوت میکنم تو نگران نباش _من رقص بلد نیستما از من انتظار نداشته باشین نرگس_یاد بگیر وگرنه شام نمیدیم بهت آیسو با ذوق گفت_خاله منم رقص بلد نیستما ولی تا عروسیت یاد میگیرم _وااای حالا بیا جمش کن باور کن از امشب میخاد گیر سه پیچ بده به من رقصیدن یاد بدین همه خندیدیم نرگس _خوب یادش بده با کلی خوش بش خداحافظی کردیم و راهی خونه قبلی شدیم _مامان آپارتمانی که کسرا بهم داده بود نزدیک اینجاس دیگه لازم نبود با مترو بیام یا تاکسی بگیرم _زنوشوهر خوبی هستن خدا خیرشون بده آره مامان نرگسم مثل ما وضع مالی آنچنانی ندارن فقیرن ولی کسرا و خانوادش ثروتمندن همین آپارتمان فسقلی کسرا کلی قیمتشه اون کافی شاپم برا خودشه پدرش سهم ارث همه ی بچه هاشو داده اونم این کافی شاپ راه انداخته الان نگاه نکن خلوت بود ماشاله اکثر مواقع شلوغه چون جای خوبی هم هست خیلی تو چشمه _خداروشکر خدا به مالش برکت بده اون هوای بچه ی منو داشته خدا خودش هوادارش باشه چقدم شوخ طبعه _آره با همه میگه میخنده اوایل که اسم کوچیکمو صدا میزد ناراحت میشدم ولی بعدا دیدم با همه اینجوریه بالاخره رسیدیم آپارتمان و رفتیم تو تا وسایل شخصیمو بردارم و بقیه خرت و پرتارو کسرا به یه مستحق بده 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🌸🍃 🔆چاپلوسان دربار ناصرى ☘روزى ناصرالدين شاه قاجار با گروهى از درباريان به ديدن طاق كسرى (كه در مدائن نزديك بغداد واقع است و از آثار انوشيروان مى باشد) رفتند، در آنجا ناصرالدين شاه از همراهان پرسيد: به نظر شما من عادلترم يا انوشيروان ؟!. ☘آنها ديدند اگر بگويند تو، دروغ گفته اند و اگر بگويند انوشيروان ، كلاهشان پس معركه است ، در سكوت فرو رفتند و چيزى نگفتند، ناصرالدين شاه پس از مكث طولانى آنها گفت : من خودم به اين سؤ ال پاسخ مى دهم ، من خيلى از انوشيروان عادلترم . ☘درباريان چاپلوس همگى از اين پاسخ نفس راحتى كشيدند و تقريبا همگى يكصدا گفتند: صحيح است ، كاملا همينطور است كه مى فرمائيد. ☘ناصر با حالتى طعن آلود گفت : شما بى آنكه منتظر بمانيد تا من دلايلم را ذكر كنم ، حرفم را تصديق مى كنيد و اين كارتان يك كار صد در صد احمقانه است ، اكنون من دليلهاى خود را ذكر مى كنم . ☘او پس از لحظاتى سكوت ، گفت : انوشيروان داراى وزيرى دانشمند و آگاه مثل بوذرجمهر بود كه هر وقت از عدالت منحرف مى شد به او گوشزد مى كرد و او را از انحراف باز مى داشت ، ولى وزير مشاور من شماها هستيد كه هميشه سعى داريد كه مرا از جاده صاف ، منحرف سازيد بنابراين من در همين حد هم مانده ام جاى تعجب است ، و اگر نسبت انوشيروان و راهنمائيهاى وزيرش را با نسبت من و مشاورهائى كه شما باشيد، بسنجيد، من ولو عادل نباشم ولى از انوشيروان عادلترم . نويسنده در اينجا حاشيه اى دارد و آن اينكه گر چه ناصرالدين شاه زيركانه خواست خود را تبرئه كند، اما مى بايست از او پرسيد كه تو اگر مرد درست بودى ، چرا چنان مشاورانى براى خود برگزيدى ؟ ☘ و چرا جلو چاپلوسى آنها را نگرفتى ؟ و چرا اگر كسى با گوشه چشمى به تو چپ چپ نگريست جانش به خطر مى افتاد و چرا و چرا؟ 📚داستان دوستان، جلد اول، محمد محمدى اشتهاردى 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🔹آیت الله شیرازی🔹 🔸یکی‌یکی دعایشان کنید🔸 همۀ کسانی را که از آنها گله دارید، مثل دانۀ تسبیح ردیف کنید و یکی‌یکی دعایشان کنید. نخستین اثر این دعا این است که حبۀ آتشی را که در دلتان بوده، بیرون می‌اندازید. قدیم‌‌ها که قلیان کشیدن مرسوم بود، گاهی ذغال گداخته از سر قلیان روی قالی می‌افتاد و فرصت اینکه بروند و اَنبُر بیاورند، نبود؛ ناچار آن آتش را با دستشان برمی‌داشتند و دور می‌انداختند. اگر کسی از تو غیبتی کرده یا نسبت ناروایی به تو داده، این آتش افتاده روی دلت که از قالی گران‌بهاتر است. تا بخواهی برایش ثابت کنی که تو تقصیرکار نبوده‌ای، سوخته‌ای! پس دعایش کن. اول خودت را نجات بده تا دلت بیشتر از این تاول نزند، بعدش خدا خودش می‌داند که چطور مسئله را حل کند. 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 سلام عزیزان امیدوارم حالتون خوب باشه دیدم همه دردو دل میکنن گفتم منم از زندگیم بگم ۱۱سال خونه دارم ودارای سه فرزند فرزند اول یه جورایی به اجبار اطرافیان باردار شدم ولی دوتای دیگه از روی بی تجربگی حالا مشکل من اینه که خیلی شوهرم نگران آینده بچه‌ها ست ومیگه باید از همین الان باید به فکر پس انداز باشیم براشون درصورتی که خودش کارگر هتل هست ودرآمد کمی داریم شوهرم این مسئله خیلی براش دغدغه شده ومن نمیدونم چه راهکاری بهش پیشنهاد بدم واصلا باید چجوری واز کجا شروع کنیم ممنون میشم که عزیزان تجربه وراه حلی دارن بهم بگن 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df
🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 💞 به خوبیای‌ همسرت فکر کن نه ایراداتش 🥰 ❣وقتی همیشه به ایرادهایی كه همسرتان دارد فكر كنید، روز به روز بیشتر از او دور می‌شوید🙁 👈 اما اگر همیشه به نقاط مثبت او بیندیشید آن‌وقت هر روز بیشتر از دیروز برایتان عزیزتر می‌شود... 😉👌 🍃🍃🍃🍃🌸🌸🍃🍃 لینک کانال،👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2729115697Ca1050d30df