eitaa logo
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
35هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
4.5هزار ویدیو
16 فایل
حرف ،درد دل و رازهای مگوی زن و شوهری😁🙊 با تجربه ها و رنج کشیده بیان اینجا👥👣💔 ادمین گرامی کپی از پست های کانال حرام و #پیگرد دارد⛔⛔ ♨️- ادمین @Fatemee113 جهت رزرو تبلیغات 👇👇👌 https://eitaa.com/joinchat/1292435835Ca8cb505297
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃🍃 چندتا عکس محشر ببینیم از بهشت ارسالی شما😍🌹 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃🍃🍃🍃🍃💕💕🍃🍃🍃🍃🍃 🌱🌸 سلام🌹 این متن و این عکس رو بزارین تو گروه خطاب به اون خانومی که خیانت کرده به شوهرش و عذاب وجدان داره و میخواد خودکشی کنه😔 خواهر خوبم:خودکشی یعنی یاس و ناامیدی و یاس و ناامیدی از شیطان است . با خودکشی فقط و فقط تا ابد جهنمی میشین خداوند بزرگ خودش در قرآن فرموده: به بندگانم خبر بده همانا من بسیاربخشنده و مهربانم :حجر_آیه ۴۹ ❤️😍❤️😍🌸🌸 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃🍃🍃🌸🍃🌸 از سوره تکاثر نتیجه گرفتم.... 🍃🍃🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🌸🍃🌸 از سوره تکاثر نتیجه گرفتم.... 🍃🍃🍃
🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃 سلام فاطمه بانوخداقوت کانال خوبی دارید تجربه های دیگران باعث میشه بعضیا ب خودشون بیان بفهمن ک زندگی شون باوجود اینک سختی داره بازم خیلی بهتراز بقیع س ناشکری نکنن شکرگزاری خودش فراوانی نعمت عاطفه محبت همه چی میاره همیشه هرروز بگیم خدایاشکرت🤲 الحمدالله ویه مطلب دیگ میخواستم بگم ک یکی از دوستان گفتن تجربه منم هست درمورد سوره تکاثر ک روزای دوشنبه وچهرشنبه ۴۰مرتبه درهرروز دوشنبه و چهارشنبه ک جمعا ۸۰مرتبه میشه بخونن واقعا معجزه میکنه من بازنشستگی شوهرم یسال بود نمیدادن خوندم هم یه پول دیگ بدست شوهرم رسید ماشینش عوض کرد هم بازنشستگیش دادن خداروشکر🤲 ذکر یافارِجُ هم عالیه روزای جمعه ۳۰۰مرتبه و ذکر یاخالق۵۱۱۰مرتبه برای حاجت روایی یجا خونده بشه تجربه شده من خودم خواهرم هرکسی خونده ب سریع حاجت گرفته 👌 الهی همه حاجت روا وعاقبت بخیر بشن 🤲 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 🔷 از گل ترین بچه های سپاه بدر عراق که حدودا 3 سال در ایران زندگی کرده و جاهای مختلفی آموزش دیده، از شیعه زاده های مخلص قبیله... 🍃🍃🍃🍃🌸🍃🌸🍃
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #حیفا 🔷 از گل ترین بچه های سپاه بدر عراق که حدودا 3 سال در ایران زندگی کرده و جاهای مخ
🍃🍃🍃🍃🌸🍃🍃 《-》 🔷 از گل ترین بچه های سپاه بدر عراق که حدودا 3 سال در ایران زندگی کرده و جاهای مختلفی آموزش دیده، از شیعه زاده های مخلص قبیله تویرج (همان قبیله ای که شلوغ ترین دسته عزاداران اربعین را به خودش اختصاص داده و چندین بار هم علما و عرفا، امام عصر ارواحنا فداه را در حال عزاداری اربعین در جمع عزاداران این قبیله دیده اند) هست که با نام مستعار «دکتر عزیز آل طاها» مشغول فعالیت می باشد. 🔷 نامبرده، دارای دکترای رسانه و فضای مجازی از دانشگاه کمبریج است که از پایه گذاران شاخه جنگال (جنگ الکترونیک) در عراق می باشد. 🔷 این مرد مخلص خدا، مجبور است که هر سال، نام مستعار خود را عوض کرده و الان هم قریب 5 سال است که پس از شهادت خانمش به دست زن تک تیرانداز سامرایی، تنها زندگی میکنه... وسط یکی از پروژه هاش، در لبنان افتخار آشنایی باهاش داشتیم... خیلی به کارش معتقده... از بس با کامپیوتر و لب تاپ کار میکنه، نوک انگشتاش و مفاصل انگشتاش گاهی وقتها بی حس میشه... میگفت: وقتی قنوت میگیرم و چشمام به این دست و انگشتام میفته، میگم خدایا این دستان را به حق دستان ابالفضل العباس ببخش و بیامرز...💠 ⭕️ قرار شد در این پروژه کمکم کنه... دو سه شب نشستیم و همه چیز را بازخوانی کردیم... ⭕️ دکتر عزیز میگفت: بچه های بومی استان الانبار، رد خانم جوانی را زده بودند که به محله الرشدیه رفت و آمد میکرد... محله الرشدیه همان محله زندگی ابو محمد العدنانی قبل از تشکیل داعش بود... ابومحمد به همراه همسر و دختر دو قلویش در این محله زندگی میکردند... به خاطر وضعیت ابومحمد و آموزش هایی که در افغانستان و انگلستان و سوریه و... میدید، خانواده اش اغلب تنها بودند و با کسی هم چندان ارتباط برقرار نمیکردند... 🤔 مورد مشکوکی بود... ابومحمد الان پس از دو سال، یهویی پیداش شده و با یک خانم جوان وارد اون محله سنتی شده... خب این، مسئله چندان غیر عادی هم نبود اما برای بچه های ما جای سوال داشت... قرار شد که از ماموران مونث سازمان، کسی تقبل زحمت کند و به خانه ابومحمد کم کم نزدیک شود تا بفهمد ماجرا چیست؟! ⭕️ برای این مسئله، یکی از بانوان آموزش دیده سپاه بدر به نام «رباب» 27 ساله از اهالی بصره انتخاب شد... تا با او در میان گذاشتند، یک شب به طور کامل درباره زن ابومحمد تحقیق کرد و فهمید که وقتی ابومحمد نیست، به آرایشگری مشغول است... خود را برای رفتن به خانه ابومحمد آماده کرد... برای همه ما جالب بود که فورا وصیت نامه اش را به بانوی ارشد گردانش داد و خیلی عادی خداحافظی کرد و رفت‼️ ✖️ما از طریق دوربینی که در گردنبند او بود، اوضاع سمعی و بصری آن خانه را رصد میکردیم... رفت و در زد و سلام کرد و تقاضای خود را مطرح کرد... زن ابومحمد گفت: وقتی شوهرم خانه است، میگوید آرایشگری کراهت دارد و این کار را نمیکنم... برو پیش یکی دیگر! ✖️ رباب گفت: از راه نزدیکی نیامده ام... همه تعریف از پنجه های طلایی تو میکنند... اگر بخواهم برگردم، برای خود شما جالب نیست... چرا که شما شهره محل هستید نه من... خیلی طول نمیکشد... خدا به زندگیت برکت بدهد... مرا پیش خواهرانم رو سپید کن تا امشب در مراسم تولدم بدرخشم... 😳 زن ابومحمد گفت: خوب شد تو گدا نشدی... وگرنه با این زبانت بیچاره ام میکردی... بیا داخل... اما به اتاق پایین برو تا بی سر و صدا و خیلی زود... 👈داخل رفتند... از دوربین رصد میکردیم... رباب به طرف حیات نشست تا بتواند مقدار بیشتری از صحنه خانه و حیاط منزل را رصد کند... همه چیز عادی بود و دختر نوجوانی هم وسط حیاط بازی میکرد... زن ابومحمد هم به کارش مشغول شد... تا اینکه کم کم صدای سر و صدای مرد و زنی به صورت ضعیف به گوش میرسید... ✖️ زن ابومحمد شروع به حرفهای الکی کرد و صدایش را کمی بلندتر کرده بود... ظاهرا برای این بود که رباب، توجهش به صدای اتاق کناری جلب نشود... صدایی شبیه ناله بود... چیز زیادی متوجه نمیشدیم... تا اینکه صدا قطع شد... ➕ پس از حدودا بیست دقیقه، رباب گفت: لطفا لیوانی آب برایم بیاورید... خیلی تشنه ام... ✖️ زن ابومحمد گفت: می آورم اما خیلی دیر است... میترسم شوهرم... از اتاق بیرون رفت تا آب بیاورد... ➕ رباب به طرف در اتاق رفت و به بهانه استشمام هوای تازه، چند گام مانده به در اتاق نشست... جوری چرخید که ما همه منظره حیاط را ببینیم... وقتی زن ابومحمد وارد شد، رباب چند نفس عمیق کشید و گفت: نیاز به هوای تازه داشتم... ببخشید جا به جا شدم... آب را گرفت و نوشید... ادامه دارد... :محمدرضا حدادپور جهرمی ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
❓ سلام خسته نباشید شرمنده یکی از اعضا یکبار مطلبی فرستادن گروه که برای اینایی که مستاجر هستند وشرایط جابجایی ندارند گفته بود چهارتا میخ تو چهار گوشه گلدون تو خونشون بکوبن یه آیه چیزی هم گفته بود بخونن ممنون میشم اگه کسی میدونه راهنمایی کنه با تشکر از کانال خوبتون اورژانسی هست ممنون میشم زودتر جواب بدین🙏 ❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓ سلام فاطمه خانم ممنون از کانال خوبتون لطفا خواسته منم داخل کانال بزارید دعا یا ذکر مجرب برای ادای قرض و حفظ آبرو میخواستم ❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓ سلام خدمت شما عزیز صبور و و پر تلاش و همچنین خدمت همه دوستان خسته نباشین عزیزان دل از همگی شما تقاضا دارم ک بهم کمک کنین اگه تجربی دارین در رابطه با سوالم چند ماه میشه ک دوتا پسرام قارچ گرفتن تا دلتون بخواد دکتر پوست رفتن و هر چ دارو داده بودن استفاده کردن گذشته از این خودم چندبار داروها ک تموم میشد دوره آزاد می‌گرفتم ولی متاسفانه خوب نمیشه نمی‌دونم چرا گفتن دارو گیاهی مصفای خون و آنتی سودا هم مرتب استفاده میکنن یکم بهتر میشه باز دوباره همون اش و همون کاسه میشه😔 عزیزان ممنون میشم اگه راه حلی دارین عنوان کنین ممنون از فاطمه جووون با این کانال خودشون هم در مورد همفکرایهای ک میزلرن هم در مورد پندها و .....کلا مطالب آموزنده خدا خیر دنیوی و اخروی بهتون عطا کنه عزیزم🤲🌺🌺🌺 ❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓ سلام فاطمه خانوم عزیز و دوستان گل🌺🌺 بی زحمت سوال‌منم بزارید داخال‌کانال دوستان راهنماییم کنن ممنون💗 من مقداری طلا دارم می خوام جایی سرمایه گذاری کنم ولی‌نمی دونم کجا یا چی بخرم که بیشتر بشه و پشیمون نشم می خوایم درآینده خونه بخریم انشاالله الان مقدارش کمه نمیشه خونه خرید اگه‌میشه راهنمایی کنید ممنون از همه تون ❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓ آیدی ادمین: @Fatemee113 منتظر نظرات زیبا شما عزیزان هستیم.😍😊 در این ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
#تقاضای_همفکری❓ سلام خسته نباشید خدمت شما میخواستم بپرسم از اعضای گروهکه کسی بوده که کیست تخمدان
🌷 سلام در حواب دوستی که گفتن کیست تخمدان دارن من ۲ ماه پریود نشدم رفتم دکتر. سونو گف تو تخمدانت یه کیست هس اندازه توپ پینگ پنگ.فقط قرص ال دی داد دوماه خوردم قطع کردم پریود شدم.اقدام کردم حامله شدم.بعد از تولد پسرم رفتم سونو گف کیسته هنوز هست.پسرم الان ۵سالشه.کیست ها چند نوع هستن.باز نمیدونم مال شما چجوریه.من پریودم دائما نامنظمه.ولی کیستم مانع بارداری نشد 🍃🍃🍃🍃🍃💕💕🍃🍃🍃🍃🍃 درجواب دختر ۱۹ساله کارمند که خاستگارپلیس دارن باید بگم ک اگه الان حرفتونو ب پدرمادرتون نزنین یک عمرپشیمان خواهی شد. حتی اگه با بهترین مردهم ازدواج کنین باز چشمتون دنبال این مردخواهدبود.۱۹سال سن کمی نیس که وقت ازدواجتون دیگه.به خالتون حستونو بگین ایشون ب مادرتون منتقل کنن.ازدواج تصمیم برای یک عمره نباید از خانوادتون خجالت بکشین.شما کارمندین یک آدم مستقل.پس نترسین خجالتم نکشین حرفتونو بزنین .انشالله ک خوشبخت باشین 🍃🍃🍃🍃🍃💕💕🍃🍃🍃🍃🍃 سلام برای خانمی که سه تا پسر دارن و دختر میخوان بگم که برا دختر باید سردیجات بخوری مثل شیر ماست دوغ و کشک اینا خیلی اثر داره روی دختر شدن بچه 🍃🍃🍃🍃🍃💕💕🍃🍃🍃🍃🍃 سلام خدمت اون دختر خانم 18ساله که با همسرش به مشکل برخوردن...عزیزم چرا هی میگی سنی ندارم سنی ندارم شما18سالته مگه13 سالته انقد حس کوچیک بودن داری؟ برا زن شدنت بگم که کار شاید از نظر عرف و سنت شهر یا طایفه ایی بد باشه ولی در واقعیت و در شرع اون شوهرت بوده رسما قانونا و شرعا ... مراسم عروسی یک چیز نمادینه بنظرم ..در حقیقت وقتی عقد میکنید رسما زن شوهرید.. اگر بخای طلاق بگیری اگر باکره باشی نصف مهریه میبری اگر نه زن باشی مهریه کامل میبری...بعدم تو الان از ترس دختر نبودنت میخوای با کسی که واقعا مشکل داری بسازی یک عمر؟؟؟ فردا پسفردا مشکلاتت بیشتر میشه بخاطر بچه هات مجبوری بسازی .....اولا صلح کنید دوما صلح کنید اگر راهی ندارد و نشد بنظرم اینکه دختر نیستی تو نامزدی مشکلی نیست و مانع نیست.. 💚یاعلی💚 🍃🍃🍃🍃🍃💕💕🍃🍃🍃🍃🍃 سلام به همه خانم عزیزی که گفتند پسر۱۶سالشون انگشت پاش عفونت کرده در اتفاق پسر من هم دو ماه پیش این اتفاق براش افتاد بردمش پیش دکتر عمومی گفت باید عمل بشه ارجاع دادند به متخصص جراح اون هم نظرش همین بود بیمارستان بستری شد ولی به طور موضعی قسمتی که عفونت کرده بودند را تراشیدند ولی ناخن توی گوشت بود اون را برداشتند دو هفته پانسمان بود و خداراشکر خوب شده عفونت خطرناکه شما هم پسرتون را دکتر ببرید انشالله که خوب میشه راستی پسر من یک هفته آنتی بیوتیک میخورد ویک پماد هم برای خشک شدن عفونت ولی فایده نداشت من هم راه های گیاهی را پیش رفتم ولی فایده نداشت هروز انگشت پا سیاه میشد خیلی ترسیده بودم احتمالا پسر شما ناخن زیر گوشت گیر کرده و دکتر بهم گفت که فقط راه حلش اینه که ناخن از زیر گوشت خارج بشه وگرنه با خوب شدن عفونت دوباره سر باز می‌کنه و عفونت انگشت را میگیره من هم میخواستم با روغن سیاه خشک بشه ولی یک مرتبه کل انگشت سیاه شد و دکتر بهم گفت خطرناکه 🍃🍃🍃🍃🍃🍃💕💕🍃🍃🍃🍃🍃🍃 سلام برای اون عزیزی که قوز دارند و گردن درد دارند پسر من از ۱۳سالگی متوجه شدیم که یک کم کمرش قوز داره و مرتب باید بهش بگم صاف بشین پیش دکتر ارتوپد رفتیم ۵تاعکس رنگی از ستون فقرات گرفتند دیدند انحراف ستون فقرات یا اسکولیز داره ۲۰جلسه فیزیوتراپی براش نوشت و تمرین ورزش بهش داد و گفتند باید قوز بند استفاده کنه الان نزدیک یک سال هست که قوز بند استفاده می‌کنه واگر قوز بند نبدد کمر درد و گردن درد داره ونمیتونه صاف بشینه وقوز میکنه حالا به ما گفتند تا سن ۱۸سالگی باید قوز بند را ببند شما هم به دکتر ارتوپد مراجعه کنید واگر لازم باشه قوز بند ببندید پسر من میگه تا قوزبند می‌بندم فشار به گردن و کمر نمیاد وفقط موقع خواب یا تو ظهر دوساعتی باز میکنه
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃🍃 🌱🌸 ❓ سلام فاطمه خانم عزیز من چندروز پیش باهاشون در مورد داداشم دردودل کردم که معتاده وهمه چی مصرف می‌کنه چند بار مادرموپدرموتهدید می‌کنه وجیگرهمه مونوخون کرده پریروز صدقرص خورده وهرویین وشیشه تزریق کرده خودکشی کنه داداش کوچیکم اتفاقی دیده ببهوشه بردنش بیمارستان دوروز آی سی یو بوده امروز آوردنش بخش احتمالا امروز یا فردا مرخصه با این حال که این کارو کرده وهممونو تا حد مرگ ترسونده عوض اینکه پشیمون بشه بلافاصله که بهوش اومده شروع کرده فحش وکفر بخدا گفتن بخدا دارم دیوونه میشم ازبس گریه کردم چشممام در می‌کنه دلم برا مادرم خیلی میسوزه توزندگیش هیچ خوشی ندیده بنظر شما چیکار کنیم مطمئنم خودش کمپ نمیره پدرم کارگره درسته برا ما در خوبی نبوده و نیست ولی اونم ازش خیلی می‌ترسه میگه کاش دوسه ماه می‌رفت کمپ . بنظر شما چیکار کنم خواهش میکنم اورژانسی راهنماییم کنین وبرای داداش ناخلف من هم دعا کنید آدم بشه . 🍃🌸🍃🌸🍃🍃🍃 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃🌸 ✨✨✨ ✍️دوستی نقل می‌کرد، پدر بسیار بهانه‌گیر و بدخلق و بددهن و بداخلاقی داشتم. روزی در خانۀ من میهمان بود که خانواده همسرم هم بودند. همسرم برای او چای آورد و او شروع به ایراد گرفتن کرد که چرا چایی کم رنگی آورده است؟ ناراحت شد. قهر کرد و بعد از کلی فحش و ناسزا خواست که برود. ✨دستش را بوسیدم و التماس کردم ببخشد، اما پدرم پیش همه سیلی محکمی بر گوشم زد و گفت: تو پسر من نیستی و... با این شرایط نتوانستم مانع رفتنش شوم. پدر زنم که از این اتفاق زیاد هم ناراحت نبود، به من گفت: واقعا تحمل زیادی داری، با این پدر بداخلاق و بددهن چگونه می‌سازی؟! اجازه ندادم حرفش را ادامه دهد. ✨گفتم: اشک چشم شور است و نمک هم شور؛ اما اشک چشم چون از خود چشم تراوش می‌کند، هرگز چشم را نمی‌سوزاند! فحش و ناسزا و سیلی پدرم که من شیرۀ جان او هستم هرگز مرا نسوزاند، اما این کلام تو مانند شوری نمک بود که از بیرون در چشم من ریختی!!! شرمنده شد و تا پایان میهمانی سکوت کرد. ✨آری، ما هرگز نباید اجازه دهیم دیگران بین ما و والدین و خواهر و برادران‌مان رخنه و شکاف ایجاد کنند؛ و باید هوشیار باشیم هرگز در بین دو سنگ آسیاب که روی هم می‌چرخند، انگشت فرو نکنیم ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 👈 دل من داشت مثل سیر و سرکه میجوشید و احساس ترسی خفیف در دلم داشتم... حسم داشت تقویت میشد... 🍃🍃🍃🍃🌸🍃🌸
رنج کشیده ها(اولین آشنایی)💔💘
🍃🍃🍃🍃🌸🍃 #حیف 👈 دل من داشت مثل سیر و سرکه میجوشید و احساس ترسی خفیف در دلم داشتم... حسم داشت تقو
🍃🍃🍃🍃🍃🌸🍃 《-》 ⚫️ دکتر عزیز دامه داد: 👈 دل من داشت مثل سیر و سرکه میجوشید و احساس ترسی خفیف در دلم داشتم... حسم داشت تقویت میشد... عجب جرات و جربزه ای داشت رباب... ناگهان صدای باز و بسته شدن در اتاق کناری آمد... دلشوره من بیشتر شد... دوربین واضح تر شد... معلوم میشد که رباب تلاش دارد صحنه ای را از وسط حیاط به ما نشان دهد... ناگهان دیدم که زنی با قبای بلند سیاه و روسری عربی، به طرف حوض وسط حیاط رفت و کمی آب را جا به جا کرد و بعد هم شروع به وضو گرفتن کرد... 🔴 تمام آن مدت، پشتش به طرف ما بود و وضو میگرفت... وضویش که تمام شد، زمان برگشتن به طرف اتاقش، در حالتی که سرش را پایین انداخته بود، اما یک لحظه نگاهش به طرف اتاق رباب و زن ابومحمد افتاد و برای دو سه ثانیه نگاهش به رباب دوخت و رفت... الان دیگر نوبت رباب بود که استنطاق کند... به زن ابومحمد گفت: ماشاءالله... عجب خانم برازنده ای... چقدر قیافه و تیپ هر دوی شما جذاب است... خواهرید یا هوو؟! 🔵 زن ابومحمد گفت: زن خوبی است... خواهر نیستیم... اما فعلا هوو هم نیستیم... ناگهان صدایی آمد که گفت: شما هم جذابید... ماشاءالله... عجب موهای بلند و پرپشتی... راستی شما هوو دارید؟! توجه هر دو نفرشان به طرف این صدا جلب شد... رباب گفت: سلام... ماشاءالله... خدا شما را به همراه زیبایی هایتان حفظ کند... بفرمایید داخل!😳 ⚫️ بعد رباب میخواست بچرخد که قاب تصویر صاحب آن صدا را در دوربینش ببینیم اما نشد و زن ابومحمد که در حال ویرایش موهای رباب بود، مانع چرخشش شد و گفت: تکان نخور تا کارم را بکنم. 🔴 با هم حرف میزدند... بسیار مشتاق بودیم که ببینیم که چه کسی است که با آنها صحبت میکند... چون میشنیدیم که میگفت: «اشتباهی که یک زن را می تواند یک عمر پشیمان کند این است که بداند شوهرش نیاز به کسی دیگر دارد و یا حتی با زنی دیگر ارتباط دارد اما باز هم حساسیت به خرج دهد تا همیشه آن رابطه و آن هوس مخفی بماند...» 🔴 و یا میگفت: «لذتی که در مخفی بودن یک رابطه برای مونث و مذکر وجود دارد، سرابی است که می تواند آنها را به قهقرای یک به اصطلاح عشق بکشاند...اشتباه میکنند کسانی که به لذت مخفی بودن یک رابطه اکتفا میکنند و نمیتوانند عشقشان را فریاد بکشند... عشقی که تمام لذتش در مخفی بودنش باشد، اگر سر به رسوایی در آورد، تبدیل به کینه و اضطراب همیشگی میشود...» ⚪️ و یا میگفت: «یک زن همیشه جذاب است مادامی که .............[از نقل ادامه مطالب به علت خارج شدن از موضوع اصلی معذوریم]😱 🔵 آنها هم با او همراهی میکردند و خلاصه بحث گرمی بین آن خانم ها رد و بدل شد... اما تمام آن نیم ساعت، رباب کارش را خوب انجام داد و بیشتر شنونده بود و سبب میشد که بحث توسط صاحب آن صدا ادامه پیدا کند... ⚫️ تا اینکه صاحب آن صدا در اواخر بحثشان به رباب گفت: «عجب گردنبد زیبایی دارید!!»😱 😨 قلب من داشت از جا کنده میشد وقتی اسم گردنبند رباب آورد... چون دوربین ما در گردنبد رباب بود... رباب اما با حالت خیلی آرام گفت: چشمان شما چون «قهوه ای» و زیباست، همه چیز را زیبا میبیند... 🔴 آن صدا گفت: «می توانم از نزدیک ببینم؟!!!» 🔵 رباب مکثی کرد و گفت: از دور زیباتر نیست؟! ⚫️ صاحب آن صدا همچنان که به رباب نزدیک تر میشد گفت: فکر نمیکنم... اجازه بدید از نزدیک ببینم... 🔵 ما منتظر بودیم که روبروی رباب بنشیند و به گردنبند نگاه کند اما آن شیطان کثیف رجیم روبروی رباب ننشست و از کنار سمت راست رباب، یعنی از بالا و به حالت خمیده، به گردنبند رباب نگاه میکرد... 😨 من فقط دیدم که رباب تکان های شدیدی خورد و دوربین، سقف خانه آنها را نشان داد و صدای جیغ بلند زن ابومحمد بلند شد... ادامه دارد... :محمدرضا حدادپور جهرمی ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱ "‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌« @ranjkeshideha »🍃🌞 ⊰᯽⊱──╌❊╌──⊰᯽⊱"‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌