eitaa logo
𝘙𝘢𝘯𝘵𝘪𝘱𝘰𝘭𝘦 𖦹
235 دنبال‌کننده
565 عکس
308 ویدیو
0 فایل
کانالم رندوم‌تر از خودم من @Springs8 ناشناسمون https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qydrh7&btn=𖦹
مشاهده در ایتا
دانلود
من کار با زبونم خوب نی_
خیلی چیز جالبی میشه مهمونی کی هست حالا😔
اگه قرار باشه یه تابلو تو اتاقت باشه دوست داشتی چی باشهه ~ دریا ولی ترجیح میدم یادگاری‌های مختلف بزنم به دیوارم تا یه تابلوی گنده
بچه ها من خیلی رندوم با کسایی که بهار اسمشونو گفت برای پارتی و کارایی که بهشون داد یه سناریوی عجیب نوشتم..بد نیست خودتون عم بخونید شاید بتونم یه لبخند روی صورتتون بیارم:))
𝘙𝘢𝘯𝘵𝘪𝘱𝘰𝘭𝘦 𖦹
بچه ها من خیلی رندوم با کسایی که بهار اسمشونو گفت برای پارتی و کارایی که بهشون داد یه سناریوی عجیب ن
سناریو: "عملیات غیرممکن: پارتی بهار" مکان: خونه‌ی بهار❌️ میدان جنگ✅️ شخصیت‌ها: بهار: میزبان فداکار (و نگران برای دیوارهای خونه) هینا: مدیر برنامه (دیوارا بخاطر ایشون داره میریزه) مکس: طراح تم (که کلا تو یه دنیای دیگه‌ست) آرتمیس: سرآشپز مسلح به کپسول آتش‌نشانی هری: دیجی (که فقط دنبال رقصیدنه) پارسا: مسئول تدارکات (که خوراکی‌ها رو به مقصد نمی‌رسونه(خودش میخوره)) سوین: مسئول هدایا (و کسی که همه رو به جون هم می‌ندازه(مثل عروسیا)) آیلین: سخنران و مسئول خنده (که خودش از خنده جر میخوره)
فضای خونه به شدت شلوغه. هینا با یه دفترچه یادداشت وسط سالن داره دستور میده.(کار همیشگی هینا) هینا: "آقاااا! هری! هری! اون آهنگ رو بذار کنار، فعلا باید بریم سراغ هماهنگی تم! مکس؟ کجایی با اون تمِ فضایی‌ت؟" مکس: (با یه نقاب عجیب مثل مهمونی بالماسکه): "هینا، درک نمی‌کنی! تم پارتی ما "تریاک در مریخ" ئه! دارم با کاغذ کادوها دیوارها رو می‌پوشونم!" بهار: (از آشپزخونه داد میزنه): "مکس، اگر اون کاغذها رو به رنگ‌ دیوار من بزنی، خودم میام با همون کپسول آرتمیس می‌افتم دنبالت!" آرتمیس: (با دستکش فر و یه کپسول آتش‌نشانی بزرگ که روی دوششه): "بهار نگران نباش! من اینجا مستقرم! فقط کافیه یه ذره دود از اون قابلمه بلند بشه، من عملیات رو شروع می‌کنم!"