eitaa logo
𝘙𝘢𝘯𝘵𝘪𝘱𝘰𝘭𝘦 𖦹
203 دنبال‌کننده
555 عکس
210 ویدیو
0 فایل
کانالم رندوم‌تر از خودم من @Springs8 ناشناسمون https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1qydrh7&btn=𖦹
مشاهده در ایتا
دانلود
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Eyes don't lie یکی از مسخره‌ترین جملات دنیا
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالا کفتر و طوطی هیچی🤣 ولی حقققق بخدا یسریا انقد دیر جواب میدن جغد براشون بفرستیم سریعتر جواب میاد
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منظورتونچیه که هنوزم اینا کاپل نیستننننن
هدایت شده از ☆𝕄𝕖𝕝𝕚𝕣𝕒☆
امشب هینامه قراره برای تمام کسایی باشه که بی احساس و سرد خطاب شدن. سلام! من یه برونگرای بی احساسم. برون گرایی که به وقت ناراحتی غیب میشه و گاهی دنبال جای امنی میگرده. اما حتی اگر پیداش کنه..مزاحمش نمیشه! متنمو با قضاوت نخونید.. برای خودم هم سواله که چطور میتونم برونگرایی باشم که مشکلاتش رو به دست باد سپرده..چطور میتونم برای یه مدت نامرئی بشم و وقتی برگشتم دوباره همون انرژی همیشگی رو نشون بدم. ولی این متن درباره ی من نیست..درباره ی ماست! همه ی مایی که احساساتمون سرکوب شد و خودمون هم نفهمیدیم چطور و چرا.. میدونید از یه جا به بعد آدما بهش عادت میکنن. اونا میگن: "خودش میتونه حلش کنه" ولی..شما همیشه منتظرید کسی در اتاقتون رو بزنه..اما فقط در حد رویا باقی میمونه و اون در هیچوقت زده نمیشه. بقول آگوست دی..امیدوارم رویاهاتون در حد رویا باقی نمونن! بله! احتمالا تقصیر خود ماست که دیواری بین احساسات خودمون و دیگران کشیدیم. کِی انقدر منطق به ضررم شد؟ به هرحال اون ها شمارو قوی میبینن..شما نشون دادید از پس هرچیزی بر میاید و لعنت به کمالگراییتون که تمام ضعف های شمارو پنهان کرد. گاهی میپرسم چرا همیشه میخوام عالی باشم؟ اون وقت کسی هست که منو با ضعف هام ببینه؟ ولی شما توی جمع به جایی میرسید که هینای خوشحال، مسئولیت خوشحالی رو به عهده گرفته..اونموقع دیگه راه فرار نیست..شما تصمیم گرفتید کسی باشید که به وقت شادی ها، برونگرا و وراج و دلقک باشه. غم انگیزه..اینکه تمام چیزی شدم که اونها فکر میکنن. تمام اون وابستگی، احساسات زیبا، و هرچیزی که زمانی هینامه هارو در بر میگرفت از بین رفته. حالا فکر کنم 15 درصد باقی مونده از اون احساسات هم نشون ندم. اما پس چرا دارم هینامه مینویسم؟ مگه غیر از اینه که هینامه از احساسات من نشأت میگیره؟ من برای شما مینویسم. حتی خودم هم نمیدونم چقدر از نوشته هام دروغ و چقدرش راسته. فقط میدونم هیچوقت با خودم رو راست نبودم. هیچوقت نپذیرفتم که گاهی میتونم غمگین باشم. نخواستم غمگین باشم و هینای قوی رو همه جا فریاد زدم. هینای مثلا نویسنده..مثلا باهوش..مثلا بامزه..مثلا کافی و با روابط اجتماعی بالا!! ولی اون هینا هیچوقت برای خودش کمک کننده نشد. توی کتاب زبانمون سوال پرسیده بود: "بنظر شما بزرگ کردن چه مدل فرزندی سخته؟" من جواب دادم: "بچه ای که از کسی کمک نمیگیره و همیشه خودش مشکلاتش رو حل میکنه." ببخشید مامان..ببخش که انقدر بزرگ کردن من سخته و کاش یروزی ازت کمک بخوام. اما اون روز هنوز نرسیده..هینا لجباز تر از این حرفاست و روی پای خودش می ایسته. خودش میسازه، خودش زمین میخوره و دوباره بلند میشه همونطور که دوچرخه سواری رو تنهایی یاد گرفت! هینا از پسش بر میاد مامان..فقط کافیه تو دعا کنی یه روز فرو نریزه. شاید یه بار در اتاقمو زد..کی میدونه؟!