«جادهٔ سخت و پر پیج و خم»
تاریخ تکرار می شود؛
یادتان می آید
همان روزهایی که نوکرهای حلقه در گوش شیطان تا بین شهر یورش برده بودند،
سردار قادسیه آمده بود تا سه روزه کار را تمام کند!
اما نمی دانست که پنچه در پنجه مردانی انداخته است که خیبری اند و پیشوایی چون علی بن ابی طالب دارند آن علی که زرهش پشت نداشت،
شیر مردانی که بینشان جوانهای کم سن و سال و به تعبیر امام خمینی ره «پا برهنه ها» آمده بودند میدان، همانان که عشقشان خمینی بود و سلاحشان الله اکبر و آرزویشان شهادت.
آن روز نه قدرت موشکی بود
نه تولید تانک و سلاحهای دفاعی،
و حتی چکمه برای رزمندگان هم نبود،
اما آنچه بود اخلاص بود، توکل بود و عشق علی بن ابی طالب، حرفشان یکی بودند و دستشان در دست هم.
اما امروز کمی متفاوت است،
میبینیم که؛
به قول شهید سلیمانی:
«موشکهای حزبالله خواب از چشم دشمن ربوده و تبدیل به مهمترین نگرانی رژیم صهیونیستی شده،» طوری که از ترسش به سوراخ خزیده است .
نه فقط ترسشان از قدرت موشکی باشد
بلکه آنان از قدرت نظامی که آمیخته با ایمان و ایستادگی و شجاعتِ مردانی که در کلاس غدیر و مکتب ولایت پرورش یافته اند، ترس و واهمه دارند.
امروز اگر سرداران را از ما می گیرند؛
عشق علی را از دلها نتوانند بگیرند.
توان علمی و نیروئی اللهی که بر قلبها و بر مغزهاست هرگز نتوانند بگیرند.
مقاومت قدرت یافته و دیگر از بین رفتنی نیست.
اما باید بدانیم که
کار بزرگ هزینه اش هم زیاد است.
راه قله دشوار است مرد میدان می خواهد و اتحاد و همبستگی،
وبه قول رهبر عزیزمان: « اینها حوادث طبیعی در راه رسیدن به قله است».
هزینه ها موجب شکست نیست، برای اوج گرفتن است.
امروز ما مصداق این آیهایم؛
فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرۡبَ ٱلرِّقَابِ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثۡخَنتُمُوهُمۡ فَشُدُّواْ ٱلۡوَثَاقَ....
فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ، سَیَهْدیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ،»(محمد/۴-۶)
تمام شدت و نیروی خود را بر کفار فرود آورید.
شهادت مردان خدا چیزی از شما را کم نمی کند، این هزینه ها شکست نیست بلکه پیروزی شما در آن است.
«واعدوا لهم ما استطعتم من قوه»
کمر را باید محکم بست، خرمشهرها در پیش روی ماست.
@raqsghalam | Ꮺرقص قلم🖊
آیا جنگ بد است؛!
داشتم به بازتاب و عواقب جنگ فکر می کردم
جنگ جنگ است؛
ترس دارد، تلفات دارد، هزینه دارد، سختی دارد، اما خوبی هائی هم دارد که موقع جنگ دیده می شوند.
اینجا بود که تمرکزم رفت به سمت تجربه های قبلی،
مثلا جنگ مثل طوفان می ماند
وقتی باد شدت میگیرد
درختان به حرکت در می آیند میوه های کال اول می ریزند میوه های تو زرد اندکی بعد و میوه های کرم دار هم تک تک می ریزند،
یکی از خوبیهای جنگ هم همین است که آدمها غربال می شوند.
در جرقهٔ آن؛ آفت زده ها، ترسوها، مزد بگیران پشت نقاب ومواجب بگیران دیده می شود.
و مهمتر؛ تکانه های جنگ دلهای خفته را بیدار می کند.
@raqsghalam | Ꮺرقص قلم🖊
#داستانک
«عجایب خلقتی دیدم در این خاک»
چند روزی هست که رفتارش خیلی عجیب و غریب شده!
باورم نمیشه که این همون آدمه!
هر وقت می دیدنش گله گزاریش شروع می شد؛
طوری حرف می زد که انگار نه انگار او یک ایرانیه و باهم هموطنیم!
همیشه داشت به نظام و سپاه و غیره گیر می داد،
اسم غزه که می آمد می گفت: «چرا ما باید جور اونها را بکشیم و چرا هزینه های ما می رود برا غزه! » و چه چه!
و خلاصه حرف زیاد داشت.
خیلی تلاش می کردم ولی هیچ وقت نتونستم قانعش کنم که داری اشتباه می کنی!
مدتی بود ندیده بودمش،
چند روز پیش از سر کار که برگشتم توی کوچه دیدمش، اومد نزدیک سرش را از شیشه ماشین داخل کرد و گفت برا داداشم خیلی دعا کن.
پرسیدم چی شده ؟
گفت هیچی دعا کن.
بعدش فوری گفت اتفاق بدی برا پسر عموم افتاده،
پرسیدم خدای نکرده تصادفی چیزی شده؟
گفت نه بدتر!
گفتم رفته تو کما؟
گفت کاشکی اینجوری بود!
تعجب کردم چون اصلا گریه و زاری نمی کرد!
با خودم می گفتم «آخه ممکنه چی شده باشه!
اصلا چرا باید برا داداشش دعا کنم.!»
خلاصه هر سعی کردم نتونستم این معادله را بفهمم!
تا اینکه دیروز از مسجد که اومدم بیرون، دم در مسجد داشت با حاج آقا صحبت می کرد،
صحبت هاش صد درجه تغییر کرده بود؛
«حاج آقا اصلا نمیشه باور کرد که اینجوری داره پیش میره!
همش می گفتم باید از ایران برم،
ایران کشور ضعیفیه و نمیشه اینجا خوب زندگی کرد، اما الان به قدرتش پی بردم و فهمیدم که هم امنیت داره و هم قدرت.
حاج آقا ممنونم که به داد ما رسیدی.
داداشم داشت از دستمون می رفت.»
داشتم شاخ در می آوردم مخصوصا وقتی که شنیدم گفت؛ « رهبر ما واقعا نظیر نداره خیلی باشهامته.»
ایستادم تا رفت و رفتم پیش حاج آقا و پرسیدم داداشش چی شده؟ اینقدر به همه می گه دعا کنید!
گفت داداش چیزی نشده به حمدالله حفظ شد.
ولی پسرعموش با موساد همکاری داشته و توی کار ریز پرنده ها دست داشته و دستگیر شده،
داداشش هم با او رفاقت داشته و گاهی می رفته پیشش.
خدا راشکر باندشون دستگیر شد و داداشش هم این رفاقتش دیگه تموم شد.
✍#رضایت
نشر فقط فوروارد،
@raqsghalam | Ꮺرقص قلم🖊
هدایت شده از هم نویسان
✍مریم رضایت
«شهر دیدنی ها»
از کودکی شنیده بودم که از قدیم الایام گفته اند خوب است که آدم چشم بصیرت داشته باشد!
اما من از کودکی فکر می کردم که همه ما میبینیم، پس این چشم بصیرت چیست!
بزرگتر که شدم دانستم؛
استعارهای است که به توانایی درک باطنی و درک عمیق و آگاهانه به مسائل اشاره دارد، در مقابل حس ظاهری که با چشم فیزیکی انجام میشود و به نگاه ژرف هم چشم بصیرت می گویند.
من اینگونه فهمیده ام از این استعاره؛ که بعضی نادیدنی ها را باید دید.
مثلا در بحبوحهٔ شروع جنگ که التهابش از همه زمانهای جنگ بیشتر است، و در دل مردم کم و بیش ایجاد تشویش شده است،
انتخاب جایگزین برای تک تک سرداران شهید به دست صهیون و شروع وعده صادق۳ یک اتفاق خارق العاده است که باید آنرابا چشم بصیرت دید.
ویا موشک هایپر سونیک ( باسرعت مافوق صوت)و بالستیک، فتح، کروز و غیره، تولید کشوری است که نان گندم او هم از کشورهای دیگر وارد می شد دیدنی است.
در خاطرات دفاع مقدس، از زبان راوی جنگ شنیده بودم که در اعزام های اول به جبهه هنوز چکمه برا رزمندگان نداشتیم و حتی لباس رزم برای همه رزمندگان به سختی فراهم می شد.
اما امروز
✓ناوشکن اطلاعاتی - سیگنالی «زاگرس»
✓شهر جدید موشکی
✓پهپاد حدید ۱۱۰ (دالاهو)
✓راکتهای هوشمند
✓ماهواره مخابراتی «فخر ۱»
✓و پیشرفته ترینهای تسلیحات نظامی، و هستهای، زرادخانه های پیشرفته،
چیزهاییست که باید آنرا با چشم حقیقت بین دید،
علاوه بر آن به طور خیلی خلاصه و جزئی
✓توان علمی و پیشرفت علم پزشکی ،
✓رتبه اول شتاب علمی در جهان ،
✓پیشرفت در زمینه امنیت شبکه مجازی،
✓سرعت پیشرفت علم در ایران ۱۱ برابر دنیا
✓۲۱هزار عضو هیات علمی زن در دانشگاهها،
✓دستاوردهای چشمگیر در عرصهٔ تولید،
و،و،و
از همان دیدنی هایست که زاویه نگاه جدید می طلبد.
چشم حقیقت بینمان می بیند که
که این توفیقات زیر سایهٔ تفضلات حضرت ولی عصر عج و رهنمودهای پدرانهٔ رهبری مقتدر و همت بلند ملت شهید پرور بدست آمده.
از خاطرمان نرود که در همه این مدت آمریکا و اسراییل و هم پیمانانش، لحظهای از دشمنی با ملت ما دریغ نکردند.
با همه وجود باید دید و درک کرد که؛
«ما می توانیم»
@raqsghalam | Ꮺرقص قلم🖊
هدایت شده از هم نویسان
سوار تاکسی شدم .
آهسته سلام کردم .راننده با لبخندی کمرنگ جواب داد.
پرسید تازه چه خبر؟ دو سه ساعته وقت نکردم گوشیمو چک کنم. نابود نشده هنوز؟
گفتم کی؟ اسرائیل؟گفت آره خدا لعنتشون کنه. هار شدن. زن و بچه می کشن. زورشون به مردم بیگناه رسیده.
گفتم خبر خاصی که درز نمیکنه سانسور شدیده ولی معلومه بد زدیم صدای زوزه شون بلند شده.
خندیدو گفت تا پیش از حمله ی اسرائیل به ایران به خاطر مشکلات زیادی که داشتم هر روز آرزوی مرگ می کردم. اصلا امید به زندگی نداشتم . فقط روز و شب می کردم و شب و روز. همش احساس پوچی می کردم. اما الان نه، یه امید به زندگی تو وجودم جوونه زده. حالم یه جورایی خوبه. همش منتظر اون اتفاق خوبه ام.
با تعجب نگاهش کردم و گفتم حاجی ما رو گرفتی؟ وسط جنگیم هاااا!
گفت نه جوون تو عمرت به جنگ هشت ساله قد نمیده ما خیلی خوب جنگیدیم خون دادیم ، خون دل ها خوردیم ، اما آخرش با صلح اجباری همه ی خستگی و زخم های جسمی و روحی موند به تنمون. مجبورمون کردن بشینیم با گرگ های درنده پیمان صلح امضا کنیم.
راننده مکثی کرد، درخشش اشک در چشمانش را دیدم شاید هم درخشش نور همان امید در دلش بود.
گفت این بار انتقام مظلومیت خودمون و همه ی مردم جهان رو ازشون می گیریم. نمیذاریم بزنن و در برن. دوران بزن در رو گذشته ، ما انتقام همون صدام گور به گور شده رو هم از اینا می گیریم.
از حرفای راننده ، بوی غیرت و وطن دوستی به مشامم می رسید . به هم نگاه کردیم ، لبخند زدیم ، زیر لب گفتم ان شاالله.
✍🏻بارقه ی امید
#هم_نویسان
https://eitaa.com/hamnevisan
هدایت شده از نویسندگان حوزوی اصفهان
«ضرب شست کاری»
✍مریم رضایت
امروز دشمن صهیون به این نتیجه رسیده است که کارش روبه پایان است.
موج حملات پی درپی وعده صادق۳ دشمن را به بیچارگی انداخت.
انهدام چندین پهباد در آسمان قم.
انهدام پهباد آمریکایی در دهلوران.
انهدام ۵ پهباد پیشرفته در لرستان.
رهگیری هوشمندانه پدافند هوایی در آسمان اصفهان، تهران،قم و دیگر شهرهای کشورمان در طی این چند روز
که ضربه های مهلکی به رژیم صهیون وارد آورد
نشان دهنده قدرت دفاعی کشور است.
هم چنین؛
زدن فرودگاه تلاویو
مورد هدف قرار دادن مرکز اطلاعات جاسوسی موساد و مراکز مهم و زیر ساخت های بسیاری که در این چند روز،
با شلیک موشک های پیشرفته هایپرسونیک، قاره پیما، بالستیک، کروز و غیره، در قلب حیفا و تلاویو،
ضرب شستی به رژیم کودک کش اسراییل نشان داد تا اینکه اربابش آمریکا در فکر رایزنی بر آمد که بهانه ای برای نشست ژنو مهیا کند تا بتواند نفسی تازه کند.
او نمی داند این ملت شهید پرورند نه از او و نه از پارس سگ هارش اسرائیل ترسی ندارند،
با جان و خون دل از این کشور دفاع کرده و تا آزادی قدس مقاومت خواهند کرد.
ملت ما نه جنگ تحمیلی و نه صلح تحمیلی را نخواهد پذیرفت.
#روایت_صادق
#دست_برتر
#نویسندگان_حوزوی_اصفهان
🆔 @howzavian_isfahan
«عروس کشون»
دیشب توی مسجد دیدمش؛
اومد جلو، اما تا سلامش کردم، بدون مقدمه گفت؛
یادته پنج شنبه اون هفته چقدر خونهی شما خوشمون بود!
چقدر جشن غدیر خوش گذشت از فرداش تا حالا، توی این ده روزه همش استرس داریم! نکنه یوقت موشک روی سر ما بخوره!
شبها خوابم نمیبره نگران بچه ها هستم.
گفتم عزیزم چرا استرس داری!
خوب جنگ هم جزء زندگی آدمه دیگه،
اگه همیشه آرامش باشه که قدرشو نمی دونیم.!
تازه ما دیروز عروس کشون داشتیم، خیلی هم خوش گذشت.
زندگی طبیعیمون را که نمیشه بهم بریزیم! نباید منفعل بشیم!
در ثانی الان که نباید استرس داشته باشی!
الان وقتشه که خوشحال باشی.
با تعجب گفت؛ چه خوشحالی!
آخه رو سر آدم بمب ریختن خوشحالی داره!
گفتم ؛ نه عزیزم،
خوشحالیم از اینکه قدرت داریم و رو سر دشمن دست برتر داریم، خدا را شکر هم قدرت نظامی داریم و هم قدرت ایمان.
اسرائیل که سهله، گنده ترش هم نمی تونند جلوی ما قدعلم کنند.!
مگه قرآن نفرموده؛
الا انَّ حزب الله هم الغالبون!
مگه نفرموده؛
ولاخوف علیهِم ولا هُم یحزنون!
از چی می ترسی! اصلا نترس.
تازه علاوه بر زدن اسرائیل، دشمن داخلیمون هم خودشو نشون داد و داریم اونو هم رد گیری می کنیم،
به نظرم این فوق العادس.
****
میگم یه پیشنهاد دارم برات؛
چند نفر از نزدیکانت را دعوت کن یه دورهمی خشکلی راه بینداز،
الان وقت همدلی و مهربونیه، باید دستمون توی دست همدیگه باشه،
بعدش همه با هم برا رزمنده ها و سلامتی رهبر دعا کنید،اُنوقت ببین چقدر حالت خوب میشه!
و از امشب موقع خواب یه آیه الکرسی بخون و راحت بخواب.
چرا که ما قطع به یقین پیروزیم،
راستی صدقه برا پیروزی هم یادت نره،
برا من هم دعا کن، خدا لیاقت شهادت به بهم بده.
«بر اساس یک روایت واقعی»
#روایت_صادق
✍رضایت
نشر فقط فوروارد
@raqsghalam | Ꮺرقص قلم🖊