قبس یک کلمهی عربیه که توی قرآن هم به چشمم خورده. ادبی بهش نگاه کنیم، به پارهای از نور اشاره داره که از یک نور عظیم گرفته شده؛ در اصل، شعلهای از آتش:)
کبوتر سحرگاه؛
۱۴۰۵/۳/۲۷ چیزی نگفتم، درخواستی نکردم، حتی حرفش را هم نزدم. قلبم خالیتر شد، بیرمقتر شد. از معنا، ت
مرا چه میگویی که خود بازیچهی دستان خود شدهام؟
هدایت شده از چای و ایوانِ سحر
گاهی، پریشان.
گاهی مست. گاهی هم آگاه..
مستِ آرام؟ پریشانِ آگاه؟ عجب دنیای پیچیدهای.
کبوتر سحرگاه؛
گاهی، پریشان. گاهی مست. گاهی هم آگاه.. مستِ آرام؟ پریشانِ آگاه؟ عجب دنیای پیچیدهای.
پارادوکس توی زندگی مارو در آغوش کشیده جاسمین.
هدایت شده از شبهایحوّا.
همین لحظه حارث یه کنج تاریک نشسته و با پوزخند داره برام کف میزنه. خدایا، اونرو ولش کن، منرو از دست خودم نجات بده.
شاید کمی طبع و دلم را از دست داده باشم، نمیدانم... . خیلی چیزهارا از دست دادم، اما اشکالی ندارد.
گهگاهی رؤیایی از باران دارم. گاهی بوی باران را دارم، گاهی هم خودش را.
اشک قند است، زندگیست. همین کافیست.
هدایت شده از سخنَان علَوی¹¹⁰
●آقا امیرالمؤمنین (علیهالسلام):
در راه خدا آنگونه كه شايسته است
#تلاش كن، و هرگز سرزنش ملامتگران
تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد....
@SayingsOfAlavi |
نهجالبلاغه نامه ۳
۱