eitaa logo
راشِدون
185 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
194 ویدیو
14 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماهمان‌انسانهای‌اولیه‌باشیم که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان کارشناس‌اتاق‌عملی هستیدکه جهان معمولی وفهم ناکاملش را به‌ کلمه تبدیل می‌کند. محب‌مولاعلی|همسر|مادر|دانشجو‌معماری
مشاهده در ایتا
دانلود
راشِدون
العزه لله...
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ... +به جان پیامبرش قسم خورده.. جلز و ولز نکن.. خودش می‌دونه و میبینه..
پیراهن کهنه بر بام عرش، پرچم شد آه ! بخوان محتشم روضه محرم شد..
شما همتون برید یا همتون بمونید، فرقی به حال اسلام نمیکنه. ما مکلف به انجام وظیفه ایم. شهید حسن باقری + مایه‌ی آرامشم در وقت بی معرفتی‌ها، همراهی نکردن‌ها و تا نیمه راه بودن ها.. و تلنگری جدی...
آه حسین....
همه در آخرالزمان به خطا می افتن! و جدا جدا میشن! جز اون گروهی که بر جَدم اباعبدالله الحسین گریه میکنن! امام جعفر صادق
شب اول: یه کم از جناب مسلم بن عقیل بگیم..
اولا توصیه میکنم برایِ ورودتون به محرم به حضرت مسلم توسل کنید برای ایشون خوب گریه کنید.. و از او بخواید محرم و صفرِ متفاوت و پر رزق و پربرکتی رو رقم بزنه...
نامِ مادرِ حضرت مسلم حَلیّه یا عَلیّه بود. پدرِ ایشون عقیل، پسرِ ابوطالب بود یعنی مسلم بن عقیل برادرزاده یِ مولاعلی بود. جنابِ عقیل خودش شخصیتِ والایی داشت بر خلافِ چیزی که برخی منبری ها میگن و این شخصیتِ عظیم رو پایین و تنزل میدن. اینقدر شریف بود که در ازدواجِ مولاعلی با حضرت ام البنین، مولا در انتخابِ همسر به عقیل اختیار داد و امر کرد تو شخصِ مناسبی رو برام پیدا کن. این یعنی عقیل، علی شناس بود! او هم همسری پاکدامن رو پیدا کرد که وقتی واردِ خانه یِ مولا شد پرسید اتاق و حُجره یِ حضرت صدیقه کدوم اتاق بود؟ وقتی نشونش دادن، حضرت ام البنین از اتاقِ مادرجان عَتبه بوسی و آستان بوسی کرد... این نشان از شناختِ دقیقِ عقیل بود..
وقتی که مسلم مامور به رفتن به سویِ کوفه بود، اومد خدمتِ سیدالشهدا و عرض کرد: میدونم که دیگه شما رو زیارت نمیکنم و اومدم تا برایِ بارِ آخر زیارت تون کنم... آقاجان هم مسلم رو به آغوش کشید و مسلم گوش به فرمانِ آقا با همراهیِ دو نفر راهیِ کوفه شد اما برایِ حفظِ جانش از بیراهه به کوفه رفت. در اوایلِ راه یک آهویِ مُرده ای رو دیدن که جایِ زخم بر بدنش نبود. یکی از اون دو نفر گفت که این آهو بر اثرِ تشنگی جان سپرده. اتفاقا اون دو همراه هم بر اثرِ تشنگی در بینِ بیراهه جان دادن! مسلم رو فقط عشق در اون جهنم زنده نگهداشت...
همسرِ مسلم، دخترِ مولاعلی رقیه نام داشت یعنی فرزندانِ او خواهرزاده یِ سیدالشهدا میشدن. پسران حضرت مسلم، محمد (عبدالله هم ذکر شده) و ابراهیم نام داشتن که یک سال بعد در کوفه کشته شدن و نقلِ دیگه ای هم هست که میگه دو پسرِ جنابِ مسلم در عاشورا در رکابِ سیدالشهدا به شهادت رسیدن...
من چی بگم در مقامِ جنابِ مسلم؟ وقتی که سیدالشهدا بعد از خبرِ شهادت مسلم و هانی فرمود: بعد از مسلم و هانی زندگی وجود نداره! اصن چه شخصیتی باید آدم داشته باشه که به این درجه برسه که کسی مثلِ سیدالشهدا بعد از مرگش این جمله رو عنوان کنه...