شما را نمیدانم
اما من نمیتوانم روضه های امشب را بشنوم..
مراسم هم شرکت نکردم..
اصلا روضه نمیخواهد که..
دختر بچه ها به گوشواره علاقه مندند....
دلشان میخواهد موهایشان را شانه بزنند
گیره های خوشگل به سرشان ببندد
و لباسهای قشنگ بپوشند و برای پدر دلبری کنند.
یادم میآید قربان صدقه هایی را که پدرم میرفت. دختر قشنگم. مادر بابا. جیگر من. عمر من. برکت زندگی من.
دختر که باشی دلت قنج میرود از این قربان صدقه ها.
عادت داشتم پدر که از سر کار برگشت، شانه ای بیاورم و موهایش را شانه کنم.
به ریش هایش که میرسیدم اشک در چشمانم جمع میشد و میبوسیدمش.
محکم در آغوشم میگرفت و مرا میبوسید.
بزرگتر که شدم بغلم میکرد و میگفتم
دلم برای دختر کوچولوی خودم تنگ شده است....
برای وقتی که آبشار روی موهایش
صبح به صبح از پشت اوپِن آشپزخانه معلوم میشد.
حمام که میرفت، لباسهایش را آماده میکردم و پشت در حمام میگذاشتم که وقتی آمد ذوق کند.
ذوقش را دوست داشتم.
کافی بود لب تر کنم برای چیزی تا با تمام خستگی اش خودش را برساند.
اصلا اگر در خانه مان قرار بود چیزی را بخواهیم، داداش به من میگفت که بروم و به او بگویم. شاید میدانست که بین دختر و پدر رابطه ای خاص برقرار است.
یک باباجون که بگویم، کار تمام است.
اما حقیقتش هیچوقت دلم نیامد چیزی از او بخواهم...
یادم می آید که مادرم تعریف میکرد
وقتی اولین بار مرا به خوابگاه رساندند، زمان برگشت پدرم از این دوری اشک میریخت.
خودش میگفت که رفتم کنار شهدا و گفتم دخترم را به شما میسپارم.
هنوز هم طاقت ندارم ناراحتیاش را ببینم
چه برسد به جسم پر از درد و زخم و رنجورش را...
اگر موضوعی اذیتم کند آنقدر دو دو تا چهارتا و این پا و آن پا میکنم که طوری بگویم که ناراحت نشود.
ناراحتی اش نفس کشیدن را برایم سخت میکند.
یادم می آید بچه تر که بودم
تصور میکردم اگر پدرم نباشد، چه میشود؟
آنقدر گریه میکردم که دیگر به فکر کردن به نتیجه اش نمیرسید چه برسد به آن روز که بخواهم پیکر پدر را .......
بمیرم برای قلب لطیف و دخترانهتان بانو جآن...
دارم چه مینویسم؟
امشب شب دخترهاست یا شب پدرها..؟
دختر بیشتر رنج میبرد یا پدر؟
نمیدانم.
هنوز کسی کشف نکرده است که
عشق پدر به دختر بیشتر است
یا دختر به پدر....
شب سوم همیشه برایم سنگین بوده است...
همیشه هرجا که بودهام خودم را برای روضه ی شب سوم میرساندم به جمعی تا با دعای ان جمع فشار روی قلبم کمتر شود...
امان از شبی که جمعی نباشد
روضه خوانی نباشد
تو باشی و روضه های مصور پراکنده ی ذهنت....
آجرک الله یا صاحب الزمان..
آه حسین...
#پراکنده
Mohsen Chavoshi1_5030867263079580389.mp3
زمان:
حجم:
11.3M
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا!
بارانِ آسمان رو از این ها دریغ کن!
و بر اون ها تنگی و قحطی پدید بیار!
و آن غلامِ ثَقی (حجاج بن یوسف ثقفی) رو بر اون ها مسلط کن تا جامِ زهر بهشون بِچِشونه!
چون اون ها به ما دروغ گفتن و ما رو خوار کردن و خدا انتقامِ من و اصحاب و اهل بیت و شیعیانِ من رو از این ها بگیره...
❞بیاناتِ اباعبدالله در روزِ هفتم محرم
سالروزِ بستنِ آب فرات بر سپاهِ سیدالشهدا
آه حسین...