یه سریا این روزا واقعا و حقیقتا دارن پاره پوره میشن تا ما در امنیت به دور از حملات تروریستی باشیم..
روزانه چندین حمله ی تروریستی خنثی میشه که هیچ خبری ازشون به گوش ما نمیرسه .
برای سربازان گمنام امام زمان که این روزا حسابی درگیرن دعا کنین..
راشِدون
- قیافه ت شبه
+ اره. اما درونی صبحم. البته به لطف قهوهی سرد :)
#مکالمه
«این مکالمه از این لحاظه که صبحا موقع تحویل شیفت، چهره ی پرسنل شبکار و صبحکار واضحه.
پرسنل شبکار چهره ی خسته و بی حال.
پرسنل صبحکار چهرهی سرحال و بانشاط.»
+ توی این ظرف، جنینه..
جنینی که امید یه خانواده شده بود
اما خیلی زود رفت پیش صاحبش...
+ امروز دیگه اخرای شیفت بودیم که یهو صدای جیغ خیلی شدید دوتا زن همزمان اومد.
گفتیم یعنی از ماماییه؟ دو نفر همزمان دارن زایمان میکنن؟ نمیشه که. جور درنمیاد. صدای جیغ اونقدر بلند و وحشتناک بود که مارو کشوند سمت خودش. رفتیم دیدیم صدا از توی راهروی بیمارستانه. در اتاق عملو باز کردیم. متوجه شدیم گویا یه اقای ۵۰ ساله بر اثر سکته توی ای سیو فوت شده بوده و این صدای همراهاشه.
صدای جیغ ها به شدت بلند بود و اذیت کننده و مدام به اون اضافه هم میشد.
توی همین حین دیدم که چند نفر از خواهرای متوفی که انگار تازه متوجه شده بودن چیشده خودشونو بدو بدو میرسوندن، یهو وسط راهرو حالشون بد شد و افتادن توی راهرو و توی سر خودشون میزدن و شیون میکردن..
شیون واقعی.
یچیزی من میگم یچیزی شما میخونید.
اما از این ها بلند تر جوری که همهی درونم به هم میریخت با شنیدنش.
به معنای واقعی زار میزدن. خودشونو میزدن. موهاشون پریشون شده بود و این صداها مدام بیشتر و بیشتر میشد. از همکارم خواستم که در اتاق عملو ببنده تا کمی از این صدا کم بشه. بعد از دقایق طولانی که صدا قطع شد، متوجه شدم که گویا یکی از همراهانشون روی کسی که مدام جیغ میکشید کمی آب ریخته و درواقع اینجوری باعث شد شوک بهش وارد شده و کمی آروم تر بشه و دست برداره از جیغ کشیدن.
اما ذهن من با دیدن افتادن خواهرش و کشیدن خودش روی زمین به سمت آی سیو، صحرای کربلا رو به تصویر میکشید....
لا یوم کیومک یا اباعبدالله.......
قربون دلتون بشم عمه جان...
#طرحنوشت
در جادهای که ازگمراه شدن در آن میترسی،
قدم نگذار..
زیرا خودداری به هنگام گمراهی،
بهتر از سقوط در تباهی هاست...
#نهجالبلاغه ، نامه۳۱
+حواسمون باشه...
راشِدون
در جادهای که ازگمراه شدن در آن میترسی، قدم نگذار.. زیرا خودداری به هنگام گمراهی، بهتر از سقوط در ت
ببین نفرمود برو و تقوا پیشه کن!
فرمود اصلا قدم نذار..
نرو..
انجامش نده..
نبینش..
نخونش..
نشنوش..
ادامهش نده..
بذارش کنار..