راشِدون
- همکارم بهم گفت چقدر بد شیفتی تووو! + بهش میگفتی خدا خواسته تا به بنده های بیشتری خدمت کنم🌱 غمت نب
.
یچیزی بگم راست و حسینی؟
که اینو با رفیقمم چک کردم و تقریبا جفتمون مطمئن شدیم دربارش،
بین همکارامون هرکسی که سر سوزنی مذهبی تره یا به نمازش اهمیت میده یا دلسوز تره، توی شیفتش بیمارا بیشترن و تا خود زمان تحویل شیفت درگیر مریضه و اصلا بین بقیه معروفه به اینکه فلانی خیلی بد شیفته :)
و به نظرم این لطف خداست که باید خیلی زیاد شاکرش باشیم که به ما لیاقت خادمی بنده هاش رو میده ..
وبه قول مولا علی:
خوشبحال کسی که شبهاش رو مشغول عبادت و خدمت به خلق باشد و آنقدر بیداری بکشد تا خواب بر او غالب شود...
+ یه روزی میفهمیم که باید بیشتر قدر این فرصت ها رو میدونستیم و بابتشون خداروشکر میکردیم و مشتاقانه تر به سمتشون میرفتیم..
#طرحنوشت
#اربعین
که هر چه کرده با من
فراقِ کربلا کرد ......
یه کم روضه بخونیم؟
تازه از راهِ کربلا رسیدی به شهرِ خودت؟
چشمت روشن که کربلاشو دیدی
ولی دیدی دوباره در حسرتِ یه نگاه به پرچمِ گنبدشی که مستانه در هوایِ یار میرقصه؟
دیدی چقدر دلتنگی؟
دیدی با دیدن موکب های توی شهرتون، اشکت در میاد؟
دیدی نمیتونی طاقت بیاری دور بمونی؟
سختیِ راه کشیدی تا برسی به کامرَوایی.
تا برسی به وصالِ یار.
بُعدِ مسافت، سختیِ راه و حمل و نقل، گرما، گرد و خاک و غبار...
آب میخواستی بهت میدادن و سیرابت میکردن..
حتا اگه سیر هم بودی به زور بهت یه چیزی میدادن.
چقدر این راه و مردمانش تغییر کرده !
سالِ ۶۱ هجری اینجور نبود بچه ها...
آه حسین من..
امام زین العابدین فرمود:
من رو بر یک شترِ لَنگ! و بدونِ سرپناه
سوار کردن و نیزه دارها در اطرافِ ما بودن
و هر وقت یکی از ماها گریه میکرد،
با نیزه به سرش میزدن
تا اینکه واردِ شهرِ دمشق شدیم...
آه حسین..