مثکه ما باورمون شده دنیا همین روزمرهای هست که داریم.
همینکه صبح بریم اداره، عصر انگشت بزنیم بیایم بیرون، حقوقمون سرماه واریز شه، مهمونی بریم خونهي فامیل و یه وقتی هم با دوستامون بگذرونیم و یه روزی هم ازدواج کنیم و زن و بچهای داشته باشیم و تهش هم وقتش که رسید بریم زیرخاک.
نه عزیزم!
ما اومدیم که بجنگیم.
بیا یه آدمایی رو بشناسیم که نخبه بودن:
وسط همهي دعواها، یه کسی واستاد جلو حکومت طاغوت و مبارزه کرد تا ایدهاش و آرمانش محقق بشه و شد انقلاب اسلامی. امام خمینی نخبه بود.
جنگ شد، بنیصدر نمیذاشت نیروی مردمی اعزام شه و کشور به پرتگاه رسیده بود، یکی پا شد رفت با کمک نیروی مردمی جنگ چریکی کرد و از خاک دفاع کرد. چمران نخبه بود.
هنوز اوضاع خوب نشده بود، چمران شهید شد، نیروها ساماندهی نداشتن، یکی جنگ چریکی رو وارد جنگهای موضعی و نامنظم کرد. علی هاشمی نخبه بود.
بنیصدر رفت، نیروی مردمی اعزام شد، جبهه گسترش پیدا کرد و جنگ از حالت نامنظم به منظم تبدیل شد و واحد اطلاعات عملیات رو تشکیل داد. حسن باقری نخبه بود.
جبهه سامون گرفت، یکی پاشد گفت من میخوام وسعت نبرد رو از ایران خارج کنم و رفت اولین پادگان رو تو لبنان تاسیس کرد. احمدمتوسلیان نخبه بود.
آمریکا از سمت دریا ما رو تهدید میکرد، یکی نشست فکر کرد و قایقهای تندرو رو جلوی ناو آمریکایی قرار داد و باعث شد امروز آمریکایی تو خلیج فارس، به زبان فارسی اعلام حضور کنه. نادر مهدوی نخبه بود.
جنگ رفت سمت حوزهي موشکی، یکی رفت با زندگی گذاشتن روی این حوزه ایران رو تبدیل به یکی از قدرتمندترین کشورهای موشکی تبدیل کرد. طهرانی مقدم نخبه بود.
حوزهي جنگ بیولوژیک گسترش پیدا کرد، یکی پا شد رفت وقت گذاشت، دعوتنامه داشت از بهترین دانشگاههای دنیا ولی موند همینجا و موسسهي رویان رو برای درمان ناباروری زوجهای جوان راهاندازی کرد. سعید کاظمی آشتیانی نخبه بود.
بحث هستهای نیازمندی مهم کشور بود، یه سری جوون پاشدن رفتن زندگی گذاشتن و ما رو تبدیل کردن به کشوری که امروز پنتاگون میگه تا اتمی شدن ایران (اگر نباشیم:)) ده روز فاصله است، فخریزاده و شهریاری و این بچهها نخبه بودن.
خطر نظامی مرزهای ما رو تهدید میکرد و سیطرهي قدرت امنیتی نظامی ما باید گسترش پیدا میکرد، یکی پاشد رفت کاری کرد که خود رییس جمهور بزرگترین قدرت دنیا شخصا دستور قتلش رو صادر کرد. حاج قاسم نخبه بود.
تو حوزهي فرهنگی باید تولید میداشتیم، جنگ و دستآوردهاش باید به تصویر کشیده میشد، وسط همهي تهمتها و انگهایی که زده میشد یکی رفت روایت فتح ساخت که از دلش نادرطالبزاده دراومد، #سید مرتضی آوینی نخبه بود.
و هزاران نخبهي ناشناس در هزاران زمینهي دیگه.
من و تو هم اگر آرمان داریم باید زندگیمون رو وقف آرمان کنیم که تهش یکی دیگه وقتی این اسامی رو خواست ادامه بده بگه «فلانی» نخبه بود.
سید علی حسنی
#آینه
بالاخره رسید به چیزی که سالها آرزوشو میکرد و مدت ها براش به معنای واقعی جنگید و سختی کشید، اما وقتی دست پر و موفق برگشت خونه و با شوق بهش تبریک گفتم، گفت:
«من برم یه کم بخوابم!»
احتمالا فقط من با همه ی وجودم اینو میفهمم که بعد از مدت ها، احتمالا این اولین خواب آرومش خواهد بود! :)
+#خدایا از این خواب های با آرامش بعد از رسیدن به اهداف روزیمون کن! (خودت میدونی اهدافمون چیاست)
#هدف
درست است که سخت میگذرد
اما ایمان دارم که پر از رشد و خودشناسی بوده است. جوری شیبش را بالا برده است که هیچ کار دیگری نمیتوانست محققش کند.
بطور دقیق تر بخواهم بگویم درست از زمانی که از مرحله ی انکار شرایط،
به مرحله ی پذیرش و عادت به شرایط و سختی کار نزدیک شدم و درواقع از آن جا به بعد، دیگر درد و رنج ها به شدت و حدت روزهای ابتدایی لمس نمیشدند و حتی نگاه جدیدی در من شروع شد و از همانجا که دیگر فقط سختی ها دیده نشدند انگار پرده ای از جلوی چشمانم کنار رفت و توانستم واقعیت های بیشماری را ببینم و ورق برگشت..
البته بیشتر، از جایی شروع شد که
یک سری از واقعیت های مربوط به خودآگاهی را از نزدیک لمس کرده و فهمیدم که چند سالی چقدر نسبت به یک سری موارد در زندگی بی توجه بوده ام، البته همواره فکر میکردم که متوجه آن ها هستم، اما گویا فقط خودم را گول میزدم و حالا خوشحالم از اینکه بالاخره فهمیدم که باید چیکار کنم... :)
#طرحنوشت
روز ۲۱۳ ام..
شیفت عصر..
راشِدون
رفقا ! شبایِ جمعه برا ارباب بترکونین.. کم نذارین.. برایِ رفقا و نزدیکان و دوستان تون مداحی یا شعر بف
.
یهو به خودم اومدم،
تقویم گوشیمو چک کردم
دیدم شب جمعه ست....
درحالیکه قبلش داشتم به سیدالشهدا میگفتم آقا جان! ما که همهش داریم خراب میکنیم هرآنچه میسازیم رو..
شما اما از ما ناامید نشو فدات بشم...
ما غرق دنیاییم اما شما به فکر حال ما باش و نگاهت رو ازمون نگیر که بیچاره میشیم..
من از اینجا
#سلاممیدم به شبهای جمعهی بین الحرمین...
راشِدون
. #درد به محض اینکه به شما آموزش داد، از بین خواهد رفت.. مهم این است که شما چقدر به دنبال یادگیری بو
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فردا، یه شنبهی واقعیه!
هم اول هفتهست.
هم اول ماه مهر!
هم اولین روز از فصل پاییز!
هم شروع نیمه ی پایانی سال!
مثل اینکه دیگه واقعا باید شروع کرد ~~
امروز هم بهترین فرصته برای ارزیابی!
ارزیابی آنچه گذشت از ابتدای سال تا الان
و یه هدفگذاری و برنامه ریزی روی کاغذ برای نیمهی پایانی سال ۱۴۰۲ :)
بیاین این شش ماه باقی مونده از سال رو از دستش ندیم و پررنگ تر و مفیدتر از نیمهی اول سپریش کنیم..❤️
یه چند تا مثال بزنم:
-از همین الان با خوندن روزی فقط ۲۰ صفحه کتاب، تا پایان سال ۳۶۰۰ صفحه مطالعه کردی!
- اگه روزی فقط یک خط از قرآن حفظ کنی، تا پایان سال ۱۸۰ خط یچیزی معادل ۱۲ صفحه از قرآنو حفظ کردی!
- اگه رژیم غذایی سالم رو شروع کنی، احتمالا تا پایان سال به وزن مورد نظرت میرسی!
- اگه برای آزمونی بخوای آماده بشی، از همین الان با روزی میانگین ۵-۳ ساعت مطالعه میتونی به نتیجه ی قابل قبولی نزدیک بشی!
- اگه روزانه فقط نیم ساعت پیاده روی کنی یا یوگا کار کنی، انشاءالله پایان سال به لحاظ استقامت بدنی و آرامش ذهنی توی نقطه ی خوبی قرار میگیری!
- اگه یه مهارتی رو شروع کنی به یادگیری، تا پایان سال احتمالا نسبت بهش به تسلط خوبی رسیدی!
- اگه یه کار پژوهشی رو شروع کنی و روزانه یک ساعت براش زمان بذاری، شاید تا پایان سال بتونی یه مقاله از توش در بیاری!
و در پایان
اگه شروع کنی به خودشناسی و خودسازی، انشاءالله پایان سال، آدم بهتریو تحویل سال جدید میدی :)
+قدرت تداوم رو دست کم نگیریم.
هرچند آهسته اما پیوسته..
+ #خدایا دستمونو رها نکن.
ما دائما توی خوف و رجاییم.
هی میسازیم، هی خراب میکنیم.
#برپا
#طرحنوشت
#آینه
راشِدون
آقای امام حسین منو بیار توی این مسیر.. منو بیار زیر قُبّه.. درددل دارم... #اربعین
آخ آقای امام حسین....
خیلی اتفاقی این پیام رو دیدم و
یاد اون لحظه ای از #اربعین امسال افتادم که
فقط میخواستم بیام چفیه ام رو بزنم به اولین درب ورودی ضریحت و بخاطر شلوغی جمعیت قصد اومدن به داخل نداشتم اما
خیلی یهویی درب ورودی دیگه ای باز شد و جمعیت زیادی پشتم قرار گرفتن که منو به سمتت میفرستادند....
منِ روسیاهو آوردی تحت قبه ات..
آوردی توی آغوشت و درددلامو شنیدی..
آخ آقای امام حسین..
وجود ناچیزم به فدای شما و فرزندانت....
اصلا همون که
در کتاب «یادداشتهای کوچه و خیابان»
نوشتهی آنی ارنو، برندهی اخیر جایزهی نوبل ادبیات، میخونیم:
«...نیاز دارم صحنههایی که در قطار رخ میدهند و حرکات و حرفهای مردم را به خاطر خودشان بنویسم، بیآنکه از این صحنهها به منظور خاصی استفاده شود.»
:))
#از_نوشتن
+ فلذا پشت نوشته های ما، دنبال علت و کاربرد نگردین؛) اگه خستگی انگشتان دست مانع نشن، مغز برای هر تصویر و سکانسی، کلمه پشت کلمه مینشونه و پیش میره..
+ همه ی روزهای اتاق عمل یچیزن، روزهایی که با ایشون توی یه اتاقیم یه چیز دیگه ان :)
تولدت مبارک #رفیق🌱
همراه با دعاهای ویژه
#طرحنوشت
Mohammd.Al.JannamiMohammd.Al.Jannami-shod.lesameh.musicsplus(128).mp3
زمان:
حجم:
18.9M
+ معنای این قصیده از محمد الجنامی>>>>🤌🏻🤌🏻
#پیشنهادویژه :
اپیزود های اخر «رادیو کارنکن» یعنی قسمت «طراحی مسیر شغلی» رو از دست ندین.
نکاتی رو بصورت جمع بندی شده بیان میکنه که میدونم دغدغهی خیلیاست:
https://castbox.fm/va/1464834
من از رادیو کار نکن خیلی چیزها یادگرفتم و خیلیی زیااد بهش مدیونم...
میتونید از اپلیکیشن castbox بشنویدش.
من اینجوریام که پادکستهایی که شنیدم، همشون یا حین انجام کار های خونه بوده یا در فرصت های خالی شیفت یا رانندگی. البته همزمان یه دفتر هم کنارم بوده و اگه نکته ای بود که میخواستم یادم نره، مینوشتمش:)
+ بله،تصویر ربطی به کپشن ندارد:)
اینجا یه جای جدید و بسیار خوش آب و هوا و بسیار زیاد نزدیک به شهره که به تازگی کشفش کردیم و احتمالا از این به بعد قراره زیاد مارو ببینه :)
247.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#طرحنوشت
+خدایا روزی برسان🤲🏻
- خدا:
دو سزارین و یک لاپاراتومی ارسال شد 🤝