تصویر این کفشها را برای خودم ذخیره کردهام تا بعد از فارغ شدنم از شیفت و جلسات و تحویل نوشتنیهای مهم امروز، دربارهشان بنویسم..
قصهها در ذهنم پروانه شدهاند و میچرخند..
از هر جهت که به آن نگاه میکنم، قصهی تازهای میجوشد..
کاش من آنجا بودم.
#فلسطین
+ عکاسَش، شکارچی خوبی بوده است.
تمام جزییات مربوط به یک قصه را درون تصویر جای داده است!
راشِدون
تصویر این کفشها را برای خودم ذخیره کردهام تا بعد از فارغ شدنم از شیفت و جلسات و تحویل نوشتنیهای م
.
اما گفتم شیفت!
شیفت امروز عجیب خلوت بود.
وسط استراحتهای گاه و بیگاهِ حین جراحی، به شبنامهای که قرار است بنویسم و باید هرچه زودتر تحویل بدهم، فکر میکردم.
چطور شروعش کنم؟
از چه بگویم که برای خوانندهاش در عین جذابیت، خستهکننده هم نشود؟
چطور تمامش کنم که تاثیرگذار باشد؟
به یاد شلوغی بیمارستان غزه افتادم.
ناگهان به خودم آمدم که مگر تاثیرگذاریاش دست توست؟
بسم الله بگو و قلم را به حرکت دربیاور.
باقیاش را بسپار به همان خدایی که ما را کفایت میکند.
شیفت را تحویل داده و قید ناهار خوشمزهای که از دیشب آماده کردهام را میزنم. از دیشب بجز کمی آب و یک عدد ساقهطلایی، چیز دیگری نخوردهام یعنی درواقع نتوانستم که بخورم. بیرون بیمارستان در کافهای مینشینم و چیز مختصری سفارش میدهم تا قند خونم به جای خودش برگردد. صدای برخورد قطرات آب توجهم را جلب میکند. سرم را به سمت پنجرهاش برمیگردانم. باران خودش را وحشیانه به زمین میکوبد. شاید او هم دارد با عزای عمومی همراهی میکند. دفتر و خودکار را جلویم میگذارم و مینویسم:
سلام.
چه میکنید اگر الان زنگ خانهتان به صدا دربیاید و کسی را اسلحه به دست، پشت درب ببینید که ادعای مالکیت خانهتان را دارد؟ آن هم بدون یک سند قانونی!
و ...
#فلسطین
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای اِسکِراب آبی!
چقدر دلم خواست جای تو بودم. میبوسیدمش و محکم به آغوش میگرفتمش
و برایش از روزهای سبز بعد از ظهور میگفتم.
از روزهای آرام بدون اسرائیل.
از روزهای انتقامِ منتقم.
بمیرم برای لرزش بیاختیار تن کوچکت.
#فلسطین
#شبنامه
سلام.
چه میکنید اگر الان زنگ خانهتان به صدا دربیاید و کسی را اسلحه به دست، پشت درب ببینید که ادعای مالکیت خانهتان را دارد؟ آن هم بدون یک سند قانونی!
فرض کنید به هر دادگاهی که مراجعه میکنید، حق را به او میدهند. خونِتان به جوش میآید. نمیآید؟ از حق مسلّمتان دفاع میکنید. دفاع نمیکنید؟ با چنگ و دندان خانهتان را حفظ میکنید. حفظ نمیکنید؟ اصلا حقّ شماست. برای شماست. سندش در دستان شماست. میراث قانونی، شرعی، عرفی و منطقی شماست. پدرتان و پدران پدرانتان در آنجا ساکن بودهاند. حتی در کتابهای تاریخ آمده است که آن منطقه به اسم اجداد شماست. پس طبیعتاً تمام زورتان را به کار میبرید تا فرد مسلّح را از خانه بیرون کنید. از هرچه دارید استفاده میکنید تا به همه ثابت کنید که حق با شماست.
اما متاسفم برایتان! تمام دنیا با فرد مسلّح همراه شدهاند و حمایتش میکنند. فردِ مسلّح، مردان، زنان، دختران و پسرانتان را به بهانهی عدم تمکین، به قتل میرساند. دنیا برایش هشتگ میزند و تشویقش میکند.
شما میآیید از خودتان دفاع کنید اما شما را تروریست خطاب میکنند. ای بابا! چه شد که قصه برعکس شد؟ مگر حق با شما نبود؟ مگر او این بازی کثیف را شروع نکرده بود؟
این قصه فقط بخش کوچکی از جنایت و نسلکشیای است که در فلسطین اشغالی رخ داده است و همچنان ادامه دارد! فقط ۱/۸ درصد از اراضی فلسطین توسط مردمش به رژیم صهیونیستی فروخته شده است. آیا این به معنای واگذاری کل کشور است؟؟؟
آیا این به معنای آن است که مساحت باقی مانده از کشور فلسطین را به بهانهی مالکیت دروغین، با خاک یکسان کنند؟
دیشب طبق اعلام رسمی توسط نیروهای رژیم اشغالگر صهیونیست، بیمارستان المعمدانی غزه که پناهگاهی برای مردم بود را اسرائیلی ها با موشکی آمریکایی مورد هدف قرار دادند. بیشتر از هزار کودک، زن، پزشک، پرستار و مجروح را به قتل رساندند. بعدش هم آمدند جلوی دوربین و گفتند: « ما میخواهیم تمام شما را بکشیم و آمادهی جنگ با تمام دنیا هستیم!»
بار اولشان که نیست!
جنایت و کشتارجمعی رخ داده در قانا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۷۵ را مرور کنید!
قصه دیگر تنها قصهی فلسطین نیست!
کشتار جمعی رخ داده در این بیمارستان، ملاکی شد برای تشخیص انسانیت، آزادیخواهی و عدالتطلبی شما!
برای ایستادن کنار فلسطین مقتدر مظلوم، نیاز نیست مسلمان باشید. فقط کافیست انسان باشید!
#فلسطین
راشِدون
رفقا ! شبایِ جمعه برا ارباب بترکونین.. کم نذارین.. برایِ رفقا و نزدیکان و دوستان تون مداحی یا شعر بف
التماس دعا
دعاگوی گروه مقاومت هم باشیم
راشِدون
آقای اِسکِراب آبی! چقدر دلم خواست جای تو بودم. میبوسیدمش و محکم به آغوش میگرفتمش و برایش از روزهای
.
این کلیپ را برای هزارمین بار میبینم
و اشک برای هزارمین بار در چشمم جمع میشود.
به یاد رقیهی سه ساله میفتم.
بمیرم برای بچههات حسین جآن.....
#شبجمعه است، هوایت نکنم، میمیرم..
ببین!
اینقدر کلیشه گفتیم
که همون مردمی که همین چند دهه قبل خودشون واقف بودن که طلا از گردن در بیارن و به فلسطین کمک کنن
الان تو باید براشون ثابت کنی که
#فلسطین بر حقه و اسرائیل ظالم و ناحق!
یا دیگه ته تهش
برمیگرده توی صورتت میگه:
الان خوب شد؟ اینهمه زدن کشتنشون!
کاش کلیشه نگیم و ننویسیم.