eitaa logo
راشِدون
259 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
230 ویدیو
17 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
امام صادق مضمونا فرمود زمانی که مولاعلی در رحمِ مادر بود، وقتی مادر در کعبه طواف میکرد و نزدیکِ بت ها میشد، آقا پاهایِ مبارک رو حرکت میداد... :) اون موقع سیزدهم رجب حوالیِ شب جمعه و صبحِ جمعه بود و وقتی آقا به دنیا اومد، بت های کعبه با صورت سقوط کردن.. :) سَیِّدُ الاَیام یعنی آقا و سرورِ روزها، روزِ جمعه ست.. بهترین مکانِ زمین، مسجدالحرامه. بهترین جای مسجدالحرام کعبه‌ست. بهترین جایِ کعبه، سنگِ جناب ابراهیم خلیل الله هست. مولاعلی هم رویِ اون سنگ بود! این همه بهترین ها برایِ بهترین مخلوقِ خداست ! تا فاطمه بنت اسد به کعبه رسید، کعبه سینه یِ خودش رو شکاف! سینه چاک داد.. علی باید از درِ مجزا و جدا به خانه وارد شه نه دری که همه رفت و آمد دارن! نه دری که مردم وارد میشن! ورودِ علی دری جداگانه می طلبه! سیزدهم رجب حضرت فاطمه بنت اسد وارد شد و شکاف دوباره بسته شد. هر کاری کردن در باز بشه، نشد که نشد!
مرحوم تاج الدین میگه زمانِ کودکیِ خانم فاطمه بنتِ اسد با دوستانش به صحرا رفتن... مشغول بودن که یک شیر به اون ها نزدیک میشه. همه یِ بچه ها فرار میکنن اما جنابِ فاطمه بنتِ اسد نتونست فرار کنه... اسیرِ حِصارِ شیر شد که از دور یه سوار رزم آوری نزدیک شد و شیر رو از پا درآورد. خانم بنتِ اسد برایِ تشکر یه گردنبند به اون سوار هدیه داد... او برگشت به شهر و چون ماجرا در شهر پیچیده بود، والدینِ خانم جان نگران شدن اما دخترشون رو سالم دیدند... گذشت و گذشت. او مادرِ علی شد. یه روز پسرش خیلی با مادرش شوخی میکرد. مادرش فرمود چطور با اینکه فرزندِ منی با من شوخی میکنی؟ مولاعلی فرمود: مادرجان! مگه ماجرایِ شیر و سواره رو فراموش کردی؟ اون سوار کی بود؟ خانم جان فرمود: بینِ من و سوار، یه رمزی هست. اون رمز رو هم میدونی؟ مولاعلی دستانِ مبارک رو در آستین کرد گردنبندی بیرون آورد و فرمود: این گردنبندِ شماست؟ :) پاسخ شنید: بله! آقا فرمود: اون سوار من بودم :) الله الله حَیِّ لایَموت...
سه روز خانم جان در کعبه بودن و روزِ چهارم یعنی حدودِ شبِ هیجدهم رجب به همراهِ مولاعلی از کعبه خارج شد. کنجکاوید که بدونید اون داخل چی شد؟ معصوم فرمود: در اونجا جنابِ حوا و ساره و آسیه و مریم و مادر حضرت موسی وارد شدن و به حضرت فاطمه بنت اسد سلام و تهیت و درود داشتن.. جنابِ حوا به مولاعلی عرض ادب کرد و مولاعلی احوالِ ایشون و جنابِ آدم رو پرسید... پاسخ داد: به خاطرِ ولایتِ شما در بهشت برخوردارِ نعمت هست... مولا رو با حریر پوشاندند و آبِ حوض کوثر رو به بدنِ آقا معطر کردن و بعدش انبیاء وارد شدن.. مولا بعدش به نبوتِ پیامبر و وصی بودنِ خودشون شهادت داد.. بعدش حضرت فاطمه بنت اسد و مولاعلی بیرون اومدند اما دوباره دیوار شکافت و بازم از در نه... مولا چشمانِ مبارک رو به رویِ هیچکسی باز نکرد و دست به دست رفت تا چشمانش رو باز کنه... رسم بود. دیدید گاهی نوزاد بهتون چک میزنه و سنگین و یهویی هم میزنه؟ قنداقه رو دادن به دست ابوجهل و آقا همچنان چشمانش بسته بود. آقا همونجا نقد یه چک خوابوند تویِ گوشِ ابوجهل طوری که تا آخر عمرِ کثیفش جایِ دستِ یَدُاللهیِ مولا رویِ صورتش بود🤌🏻 به آغوشِ پیامبر رفت و چشمانش رو به صورتِ مبارک پیامبر باز کرد.. مولاعلی در آغوشِ پیامبر سوره یِ مومنون رو قرائت فرمود... قرآنی که هنوز نازل نشده! قَد اَفلَحَ المومنون...
یه کم دیوونگی کنیم در قلم ؟ :) مستی کنیم از مولا بگیم مستِ مولا بشیم حق یاعلی علی کیه؟ :) .
رسول‌الله فرمود: خدا اول از همه نورِ من و علی رو آفرید...
خدا درباره یِ ولایتِ علی از مخلوقات عهد و پیمان گرفت!
خدا به لعنِ دشمنانِ علی دستور داده!
کسی که جلویِ علی ادعایِ امامت کنه مثلِ اینه که در برابرِ الله، ادعایِ خدایی کنه!
کسی جز علی اولین و آخرین مخلوق نیست!
فقط اوست که در درونِ کعبه به دنیا اومد!
وقتِ تولدش نوری در آسمان ظاهر شد و بت های کعبه ریخت و ابلیس فریاد زد: وای بر این مولود! که بت ها هم عبادتش میکنن!
همیشه با پیامبر همراه بود تا وقتی که پیامبر به نبوت رسید!